سلام خانما
من دخترم دو سال و ۱۰ ماهش هست و یک ماهه پروسه از پوشک گرفتن رو شروع کردم و الان خودش راه افتاده یا میگه مامان دستشویی یا خودش شلوارش در میاره می‌ره دستشویی
فقط تنها مشکلی که دارم اینه که دخترم زمانی که پی پی داره نمیشینه رو سنگ دستشویی
سرپا دور تا دور سنگ دستشویی رو بلانسبتتون به گ.و.ه می‌کشه
کل سرویس رو کثیف می‌کنه و من با این وضعم مجبورم کل سرویس رو به تعداد هر بار پی پی کردن دخترم با مایع خوشبو کننده بشورم و تمیز کنم
بماند که خودش هم باید یه دور کامل از بالا تا پایین بشورم و شامپو بزنم
امروز صبح بیدار شد ساعت ۱۱ بود رفت سرویس تو آشپزخونه بودم هی گفتم مامان جان بشین رو سنگا دور سنگ پی پی نکنیا خلاصه با کلی تشویق که چه دختر خوبی دارم و فلان و بسان
بعد رفتم دیدم بو کل سالن رو برداشته و دیدم همه جای سرویس رو خراب کرده با جارو توالت شویی هم کشیده توش یه کثافت بازی راه انداخته بود. یه لحظه خیلی خیلی عصبانی شدم و احساس خستگی کردم تو سرویس خیلی سرش داد زدم و اونم خیلی یواش یواش گریه کرد.
خدا لعنتم کنه الهی بمیرم که اونم از دست من راحت بشه
حالا دستشویی داشت رفته بود پنهون شده بود داشت شلوارش در میآورد بره دستشویی تا دید من دیدمش از ترس کشید بالا شلوارش گفت دستشویی نه
اینقدر ناراحت شدم و عذاب وجدان گرفتم خدا منو برداره که اینجوری باهاش رفتار کردم 😭😭😭😭😭😭😭

۱۵ پاسخ

انشالله سایت بالا سر بچه هات باشه اینجوری نگو تو هم آدمی خسته میشی حق داری ولی کنترل کن خودتو بچه اس کم کم میفهمه باید چیکار کنه صبور باش عزیزم از اون توالت‌های کوچیک هست مخصوص بچه هاست شکل های مختلف داره بگیر شاید تشویق بشه

تصویر

عزیزم پسرمن الان ۴سالشه یک سال و نیم هست ازپوشک گرفتم چون اکثرا شکمش سفت میشه هنوز اکثرا برپا پی‌پی میکنه توقعت ازدخترت رو بیارپایین بزار اولشه هرجورراحته فقط بره تودسشویی کارشو بکنه وگرنه ازاسورس ممکنه شروع کنه به شب ادراری و کثیف کاری توشلوارش چون منم اوایل سرجیشش دعواش کردم انقدر نگه میداشت تا نم میزد ب شلوارش البته من خودمم حساسم گاهی دعوا میکنم اما دارم سعیمو میکنم سخت نگیرم بهش چون هنوز کوچیکه این مرحله هم رد میشه الان پسرمن هنوز برپاهم جیششو میکنه باورکن خیلی وقتا انقد نگه میداره ب زور یا با بازی میبرمش دسشویی خواستم بگم توسن دخترت خیلی خیلی طبیعیه این رفتارهاش وباید خودتو اذیت نکنی تابگذره 💚

آخییی، اشکال نداره، خودت ناراحت نکن، درست میشع انشالا

عزیزم این همه میگذرن
با گذر زمان یادش بده از قصری استفاده کنه

وا خوب کوچیکن رو سنگ هبچکدوم نمیشینن میوفتن تو کاسه😐ینی نمیدونم چی بگم منم دخترم همسن دختر شماس رو کاسه نمیشینه بخادم من نمیزارم بشینه چون پاهاش از هم میوفته🫤

سلام عزیزم ، خودت و سرزنش نکن، حق داری.. هم بارداری هم هربار باید کل دستشویی رو بشوری.. دخترت یادش میره. صبوری کن بهش انقدر توضیح بده تا یاد بگیره

وای خدا چقد بچه داری سخته😬
بابا حق داری البته اونم حق داره بچه اس دیگه😢

این چیزا پیش میاد ما هم آدمیم عصبانی میشیم مخصوصا تو این شرایط بارداری ...بغلش کن باهاش حرف بزن آروم بهش توضیح بده ک چرا عصبانی شدی و دیگه باهم دوست باشیم و فلان تا اونم ترسش بریزه

عزیزم پاهای بچه ها تو اون سن فعلا توان رو سنگ نشستن رو ندارن یام اگر بتونن از سنگ توالت میترسن چون گوده میترسن بیفتن به همین خاطر نمیشینن...بهش وقت بده ماها هم همه همین داستان هارو باهاشون داشتیم بش بگو همینطور خورد خورد دور سنگ پی پیتو بکن بعد بشورش چاره ای نیست تا راه بیفته بشینه رو سنگ توالت...یام براش قصری بگیر بگو پیپی تو تو اون انجام بده ک کل دستشویی و پی پی نکنه ...از الان بترسه نمیره بعد دچار یبوست میشه

براش سرویس کمکی بگیر 'پاهاش کوچولوعه سخته براش بشینه و اونقدر پاشو باز کنه

خب برای سن اون سخته اونقدر پاشو باز کنه اونجا بشینه 😢 حداقل تا ۴ سالگی سخت براشون

عزیزم انقدرخودتوسرزنش نکن اول
بچه گناه داره حق داره ازدستشویی میترسه خیلی بچه هانمیشینن ولی یه مدتی اینجورین بعد خوب میشن دعوانمیکردیش بهتربود الانم باتشویق وجایزه میخرم میبرمت مغازه اروم اروم یادش بده

یه مدت تو دستشویی تنهاش نزار ،بزار ببینه شما چکار می کنی وقتی پی پی کرد

عزیزم پسر من سه سالشه نمیتونه بشینه رو سنگ دسشویی
بنظرم یکم صبر داشته باش
بگو اشکال ندارد فقط ی جا بشین
با اینکه از این توالت فرنگی کوچیکتر براش بگیر که روش بشینه داخل این پلاستیک فروشی ها دارن
بچه هم خوشش میاد

دور از جون عزیزم
واقعا سخت ترین مرحله بچه ها پوشک گرفتنه پسر من عذاب دنیارو بهم داد
ولی صبور باش تا این مرحله رو هم بگذرونی

سوال های مرتبط

مامان آیهان وجوجو مامان آیهان وجوجو هفته بیست‌وششم بارداری
من پسرم زمانی که میخواستم از پوشک بگیرم ۲سال و۳ ماهش بود روز اول برای آب بازی میومد شانسی میگفت جیش دارم ۱۰تا شلوار کثیف کرد روز دوم اصلا همکاری نکرد تمام شلوار کثیف کرد روز سوم تا شلوار در می‌آوردم جیش میکرد میریخت رو شلوارش یا تو شلوارش جیش میکرد بعد میگفت جیش وقتی پی پی داشت نمی‌گفت میرفت یک جای خونه مخفی میشد زور میزد روز چهارم موقع جیش کردن هی جیش قطع و وصل میکرد ولی خوب از ۱۰ تا شلوار کثیف به ۶ تا شلوار کثیف رسید روز پنجم وقتی داشت تو خونه زور میزد میگفت پی پی برای دستشویی رفتن مقاومت میکرد واینم بگم من موقع خواب که میخوابید پوشک میکردم ولی میدیدم خیس نمیکنه هم از خواب بیدار میشد میبردم دستشویی همش تشویقش میکردم تو دستشویی آفتاب آب میکردیم آب بازی بشه براش و روز پنجم تعداد شلوار کثیف به ۵ تا رسید روز ششم که شد دیدم نصف شب خودش بیدارم کرد گفت جیش اما هنوز برای پی پی مشکل داشتیم و شلوار کثیف میکرد بعد میگفت پی پی اما کثیف شدن شلوار به ۲ تا رسید بود روز هفتم هم باز پی پی نگفت و وقتی سرگرم بازی میشد جیش یادش میشد بگه وباز ۳ تا شلوار کثیف شد روز هشتم که شد ما رفتیم بیرون تا روز هفتم اصلا نرفتیم جایی که نخواد پوشک کنم بعد با وجود پوشک تو بیرون گفت جیش دارم و داخل پوشک نمیخواست جیش کنه دیگه از روز نهم که هر روز بخاطر بازی باز ۵ یا ۶ تا شلوار کثیف میکرد پی پی هم گفت بالاخره روز دهم شروع کرد به اذیت کردن الکی میگفت دستشویی دارم باز پی پی یادش رفت بگه اما تعداد شلوار ۳ تا شد روز یازدهم همه چیز عالی بود شلوار کثیف نکرد گفتم خداروشکر که فرداش باز ۵ تا شلوار کثیف شد
مامان دیار♥
لیا♥ مامان دیار♥ لیا♥ ۹ ماهگی
تجربه از پوشک گرفتن
امیدوارم ب درد کسی بخوره
اول اینکه صبر داشته باشین و وقتی خواستین اقدام کنین اصلا بچه رو دعوا نکنین ک از دستشویی رفتن برا خودش غول میسازه
دوما بچه خودش امادگی داشته باشه مثلا من پسرم پوشکاشو همش در میاورد و اینکه من وقتی اقدام کردم تا یک هفته هیچ جا نرفتم چون پوشک رو یک دفعه از پسرم گرفتم نمیخاستم ریسک کنم و جایی برم پسرم اگه خطا میکرد شاید من عصبانی میشدم و اذیت میشد پس تا یک هفته ده روز فقط با شوهرم میرفتیم تو ماشین در حد نیم ساعت دور میزدیم و من رنگ انگشتی برای پی پی و سبد خوراکی برای دستشویی داشتم ولی بچمو شرطی نکرده بودم هر دفعه ک خودش میگفت جیش و واقعا جیش میکرد یه خوراکی از سبد انتخاب میکرد و با این روش خداروشکر خطا اصلا نداشت و برای پی پی هم من اول براش این داستانو تعریف کردم ک پی پی تو شکمت وقتی دلشون برا مامانشون تنگ میشه بهت میگن ک ما پی پی داریم و تو باید اونا رو ببری دستشویی پیش مامانشون و اگه نبری تو شکمت گریه میکنن و تو دل درد میشی و هر بار ک میرفتیم دستشویی و پی پی میکرد اجازه میدادم با رنگ انگشتیاش بازی کنه و این باعث شد ب عشق بازی و نگرانی پی پی هاش برای جدایی از مامانشون دستشویی بره و خطا نداشته باشه. تقریبا این سبک دستشویی یک هفته انجام دادم و کم کم سبد خوراکی و رنگ انگشتیا رو کم کردم و الان دو سه ماهی هس از پوشک گرفتم و حتی دو بار مسافرت طولانیم رفتیم خطا نداش♥♥
مامان نورا و نیما مامان نورا و نیما روزهای ابتدایی تولد
سلام بانوان گرامی
این رو مینویسم تجربه ای بشه برای مامان های عزیز
برای اینکه دردی که من کشیدم رو تجربه نکنن
من ده روز پیش یبوست خیلی شدیدی گرفتم برای اولین بار تو این حاملگیم و خیلی بهم فشار اومد تا مدفوع کردم.همون لحظه تو دستشویی یه درد خیلی خیلی خیلی شدید و زیاد زیر دلم گرفت به قدری زیاد بود که فشارم افتادم همسرم منو از تو دستشویی کشید بیرون میخواستم از درد بمیرم
تا دو روز عین مار زخمی دور خودم پیچیدم و گفتم شاید بهتره بشه و نشد
بعد از دو روز رفتم پیش دکترم جریان رو بهش گفتم و همچنان درد داشتم گفت باید بری پیش جراح عمومی معلوم نیست چه به سر خودت آوردی.درد که داشتم به کنار انقباضات هم شروع شده بود از بس درد کشیده بودم انقباضات هم داشتم .بهم شربت لاکسی ژل و قرص دایمیتکون و پماد آنتی هموروئید داد گفت اینا موقت هست برو پیش جراح.
خلاصه با همین دارو ها کجدار مریض جلو رفتم تا دیروز که روز نهم بود.
یعنی دیگه واقعا تحمل درد رو نداشتم .وقتی میرفتم دستشویی مدفوع کنم بجای مدفوع احساس میکردم دارم زایمان میکنم اینقدر درد داشت دستشویی رفتن
دو روز هیچی نخوردم داشتم از گشنگی میمردم اما غذا نمی‌خوردم که نخوام برم دستشویی.
دیروز رفتم پیش دکتر جراح تا حالت هام رو براش توصیف کردم گفت رودت شقاق گرفته یعنی زخم شده
بهم دارو داد گفت بزن الان آروم میشی
دیگه نفس های آخرم بود.
از دیروز که دارو دکتر جراح رو استفاده کردم خدا رو شکر دردام کامل آروم شده.
دیگه از دیشب درد ندارم خدا رو هزار مرتبه شکر.
اگر یبوست دارین به زور دستشویی نکنین بعدش معلوم نیست چه بلایی به سر خودش میاره آدم.
من دردی کشیدم تو این 9 روز که آرزو نمیکنم حتی برای دشمنم.