تجربه از شیر گرفتن توی ۲سالو ۳ماهگی. مامانا من دیشب شروع مردم از شیر بگیرم. گفتم بابایی ممه هارو برد انداخت آشغال. بعد همسرم قصه تعریف کرد راجع به شیر نخوردن. قل دومم راااحت با پستونک گرفت خوابید، ولی طبق معمول قل دوم تا ساعت ۶صبح یه سره پاشد گفت شیر دگ خسته شد بیخیال شد گرفت خوابید .این قل اولم از نوزادی از پستونک متنفر بود فک کن به پستونک خوابید. به گریه ها توجهی نکردم طبق گفته مادرا. فقط میدید از شیر خبری نیست میگف اب بده یا پستونک بده جواب میدادم. برا اینکه کلا یه دفعه شیشه هارو جمع کردم فقط شیشه نی دار اوردم. که هم شیشه ترک بشه هم شیر. برا شب اول خوب بود. از ترسم دوتا لیوان آموزشی سیلیکونی با یه کولوچه اماده کردم که خیلی گریه کرد ببرم اشپزخونه شیر پاستوریزه بدم ولی نیاز نشد چون شام قیمه داشتن و کامل خوردن. یه بار گیر داد پوشکم عوض کن رفتم عوض کردم خلاصه ۶ صب بود دگ خوابید. امیدوارم امشب گیر ندن و بخوابن. 🥲😥

۶ پاسخ

من بجا شیر چای اب قند ابمیوه میوم

منم خیلی وقته گرفتم پارسال

شیرخودتو دادی

چه شیری میخوردن؟ با شیر میخوابیدن؟ و تاصبح چندبار دیگ میخوردن؟

شاید شب دوم یکم اذیتشون بیشتر شه
ولی مقاومت کن

قل دوم خوابید و قل اولم همش پاشد گریه کرد . ببخشید تند نوشتم غلط املایی دارم چنتا

سوال های مرتبط