۱۴ پاسخ

پسر من اشکالش اینه خیلی رو و باج میده ب اطرافیانش.متنفرم از این اخلاقش.هر چی بگن نه نمیگه برای اینکه باهاش بازی کنن

عزیزم باید زودتر این مهارت باهاش کار میکردید شماوپدرش در قالب بازی شعر قصه
چون زبان یادگیری بچه اینهاست
حالام دیرنشده تو بازی یادش بدین
مستقیم دعوا کنی و نصیحت بیشتر استرسی و پرخاشگر میشه
و کلاس و پیش دبستانی بفرستش

پسر منم وقتی بچه همسایه سر به سرش می‌زاره وایمسه به جیغ زدن هرچی میگم بهش که جیغ نزن از خودت دفاع کن انکار نه انگار خیلی هم بی زبون هس خیلی دلم میخاد بچه زرنگی بشه ازپس خودش بر بیاد نمی‌دونم تو مدرسه میخاد چیکار کنه

همه اینا برمیگرده به محیط خونه،
پسر من خیلی پر هیجان و شیطون هست، دعوایی ام هست،اما اگه کسی صداشو بلند کنه میترسه و کوتاه میاد،نقطه ضعفش همینه،چون توی خونه باباش صداشو بلند میکنه اینم از بچگی میترسه از صدای بلند، دونفر دیگه دعوا کنند صداشونو بلند کنه این میترسه،
هالا شماهم باید ببینید چی تو خونه دیده و شنیده که یاد گرفته، درقالب قصه و بازی و خاطره ترسشو بریز.
من یکم یادش دادم جواب بده، عاخه توی این موضوع هم ضعف داره، بلد نیست از حقش دفاع کنه تقصیرا گردنش میوفته،یکم یاد گرفته ولی...
با زبون خودش باهاش حرف بزن

بفرست کلاس اول یه سال بچه رو عقب نندازین

پسر منم سادس زود گول میخوره ترسوام هست

پسره منم همینطوره بچه دوساله هم بهش زور میگه

ولا مندالا نی منیش هر دوکیان هر وان شیت بوم اصلا دفاع له خویان ناکن زور ساده ومهربانن

در قالب بازی بهش یاد بده با توضیح دادن متوجه نمیشه
بعدم تا کی نره مدرسه باید بره تا بگیره

باهاش،صحبت کن بچها با حرف زدن درست میشن مثلا بگو اگ کسی چیزی بهت گف تو جوابش بده یا خواست بزنه دستاش بگیر نزار پسرمنم اینجور بود صحبت کردم خیلی بهتر شده

بره مدرسه بهتر میشه عزیزم شما هم‌مرتب بهش بگید نزار کسی زور بگه بهت بهش اعتماد به نفس بدید با باباش بازی کنه بزاره اون پیروز بشه اعتماد به نفس بگیره

ببرش باشگاه رزمی

فک کنم مدرسه کمکش کنه بهتر بشه ، پیش نرفته؟ اونجا چجوری بود؟

عزیزم شیوه تربیت تون چطور بود تاالان؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
سلام میشه لطفا یه راهنمایی کنید و کار درست چیه؟ یه همسایه داریم پسرش یه سال و نیم از پسر من بزرگتره، مغازه شون و خونه مادربزرگ مادری این پسر بچه روبروی خونه ماست و خونه خودشون کوچه کناری خونه ماست، بعد اون به خاطر مغازه شون خب هر روز دم در مغاره شون و خونه مادربزرگشه،بعد اون دورش شلوغه و پسر دایی دختر دایی دختر خاله و پسرخاله و کلی هستن دورش، مادرشم همش تو کوچه ست و باهمه سلام و علیک، پسر منم 24ی لای در وایمیسته که اون پسره که اسمش امیر عباسه رو ببینه و هی پشت سر هم صداش میکنه که بیاد باهاش بازی کنه، البته فک کنم اینکه پسر من تنهاست بی تاثیر نیست و من و باباش هم کلی باهاش وقت میگذرونیم و بازی می‌کنیم ولی اصلا بیخیال اون پسره نمیشه و هی میره امیرعباس امیرعباس صداش میکنه، اونم گاهی میاد باهاش بازی میکنه وقتایی که دورش خلوت باشه و گاهی هم میگه نه نمیام و نمیدونم مامانم نمیذاره و این، بعد پسرم گریه میکنه که نمیاد باهام بازی کنه، هر چی هم میگم دیگه صداش نکن ولش کن وقتی نمیاد و نمی‌ذارن چرا هی صدا میکنی ولی این بچه من اصلا و ابدا حرفمونو گوش نمیده و یه ذره رفتارای اونا روش تاثیر نمیذاره و بی عاره، خیلی این موضوع اذیتم میکنه که اینقد این پسر من آویزون اونه و هیچی از جانب اون بچه و مادرش بهش برنمیخوره، باباش از سرکار میاد دنبالش اون ساعتا که بیا ببرمت پارک، ببرمت بیرون و یا پیش خودم، ولی بودن و موندن و منت کشی اون پسره رو ترجیح میده
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم