۲۱ پاسخ

برا رفتن ب خونه ی مادرت هم بستگی داره دوباره،یکی شوهرش کلا هر شب میره خونه ی مادر زنش یکی اهل رفت و آمد زیاد نیس
تو با توجه ب اینکه زندگی پر تنشی داشتی و خیلی از هم دور بودید بهتره روی خودتون کار کنید تو این دو سال ب اندازه ی کافی رفتی خونه مادرت
الان بشین سر زندگیت آشپزی کن ی موزیک آروم بذار تو خونه با بچت بازی کن فضای خونه رو گرم و نرم کن حتما با خوشرویی با همسرت رفتار کن اصلا یکی ب دو نکن با همسرت تو زنی باید ظریف باشی نکه مثه ی مرد جوابگو و اهل داد و بیداد باشی رابطه ی جنسی تون رو اوکی کنید اون آقا همسر گرفته،ن خواهر
پس براش همسری کن
حالا اینا رو ک ی ماه متوالی و پشت سرهم انجام بدی،هرجا ک بگی میاد چ خونه مادرت چ رفیق😁
وقتی تو ب حرفش نیستی و مدام اهل گله و شکایتی انتظار نداشته باش ب ساز تو برقصه
تو با نرمی با سیاست خامش کن اونموقع میگیرش تو دستت

چه خوب و عالیه که خودت میتونی همه کاراتو کنی من بودم خودم بچه رو میبردم دکتر ولی اگر دوست داری اون لحظات کسی کنارت باشه به همسرت بگو تو دلگرمی منی تنهام نزار

ن حق نداری ک ناراحت باشی عزیزم...زندگی مشترک همینه قرار نیس بشماریم ک ببینیم کی چکار میکنه کی نمیکنه،تو ک از لحاظ اجتماعی سطح خوبی داری و معلمی و ماشینم داری دخترتم ماشاالله بزرگه دیگه میتونین دوتایی برید دکتر
منم اکثرا خودم میبرمش خودم خرید انجام میدم خودم کارای تعویض پلاک ماشین و انتقال سند انجام میدم
مگر اینکه بچه ی مشکل حاد داشته باشه،شکستگی چیزی باشه با همسرم برم
کلا دوس دارم بروز باشم،نکه بشینم تو خونه هی ب همسرم بگم چ کنه چ نکنه....با این حال مشکلی هم ندارم با زندگیم

نه بابا بهتر ک نیست و نمیاد راحت بگرد واسه خودت میخای بیاد چ کنه فقط سر زدن خونه باباتو بیاد بقیه جاها خودت برو

عکس ظرفایی که خربدی رو نفرستادی؟

من بااینکع ماشین ندارم زیاد دستم نیست شوهرم میگع خودت بکن دیگ میتونی چون از اول نشون دادیم ک از عهده کار بر میایم خیالشون راحتع حدود چند ماه هم از شر اسنپ جای رفتن خلاص شدم هم انداختم کارامو گردنش زنگ میزنم بیاد دنبالم 🥰

من بودم ناراحت میشدم میزدم تو دهنش 🤦‍♀️
چه معنی میده نیاد باهات مطب 😕
شما میری مطب بچه ها میببنی که ۷۰٪ با مادر اومدن، مگه دور از جان عملی چیزیه که پدر هم باشه
بابا انقد لوس بازی درنیارین 😁

عزیزم چ خوب ک شکاک نیس چ خوب ک اجازه میده هر جایی بری خداروشکر ک دستت تو جیبی خودته خداروشکر ک ماشین داری من خیلی وقتا شده همسرم سرکار بوده بردمش دکتر تازه من توی شهری رندگی میکنم ک کیلومترا از خانوادم دورم توی شهر غریب با دوتا بچه قد و نیم قد خودم بیشتر مواقع میبرم ولی اگه دوست داری اون لحظه کنارت باشه بدونه داد و بیداد و غر زدن بگو دوس دارم کنارم باشی خسته ام یا هر چیز اینجوری

جدی الان شما یک ساله رابطه جنسی ندارید؟

خب راست میگه خودت میتونی برو دیگه
من اکثرا ظهرا خودم میرم

اگر شب بریم شب نشینی با هم میریم

یا دعوت کنه مامانم باهم میریم دیگه

والا بهتر که پا پیچت نیس
دوس داشتی گیر بود
ولش بابا
ماشین داری میری دیگه

کاش من میتونستم تنهایی همه کارامو بکنم😔

بروخداروشکر کن بهتر بخدا

کاس منم ماشین داشتم خودم بجمو میبردی احتیاج ب این دراز یلا قوا هم نداشتم😕 منتشو بکشم

ما هم همینیم 😁البته من شوهرم کار داره نمیتونه بیاد بچه رو ببره دکتر ی موقع خودم تنها میبرمش ی موقع ساعت یازده من با ماشین میرم دکتر اونم از سرکارش میاد
ولی خریدای خودم بچه بیرون رفتنامون همه با خودمه

بنظرم از اول نباید اینجوری عادتش میدادی عزیزم چون دیگه احساس مسئولیت نمیکنه میدونه خودت میتونی

بابت دکتر رفتن با اینکه من زیاد رانندگی نمیکنم ولی میشه گفت ۹۹ درصد دکتر اینا خودم میرم چون همسر از سر کار میمونه برا همون خودم میبرم با بچه بزرگم میبرم .در مورد خونه مادرت درست متوجه نشدم اصلا نمیاد؟

تو چقدرررررر منی😅 انگار من دارم این تاپیک رو میزارم😂

چرا ناراحت بشم اون سر کاره چرا اذیتش کنم بیاد برای یه دکتر ساده
خونه مامانم هم من صبح میرم شب میام ۱۰ روز یه بار هم شوهرم برای شام میاد با اسنپ

بگو حوصله رانندگی ندارم بچه خودتم هست وظیفته ببریش دکتر

یعنی میتونه اون تایم بیاد دکتر یا اینکه سر کاره؟

سوال های مرتبط

مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
خواهرم بچش ۳۴ هفته به دنیا اومده،نارسه،الان ۵روزشه،مامانم چون چشمشو تازه آمپول زده،یه آمپولم دوباره سه شنبه داره به خواهرم گفته فعلا برو خونه مادرشوهرت آخرهفته بیا خونه ما من نگهت دارم،خواهرم الان زنگ زده بچم زردیش رفته بالا،میگم خب من اومدم عیادت بهت گفتم جای بچت گرمه گذاشتیش کنار بخاری،پتو پیچیدی دورش بچه رو خفه میکنی،میگه مادرشوهرم اذیت میکنه،میگم جاش خنک باشه یکم میگه نه بچه سرمابخوره تقصیر توئه،پاشده زردچوبه داغ کرده بریزه ناف بچه خواهرم بیدارشده دیده نذاشته،سربچه اول خواهرمم اینکارو کرد ناف بچش خوب نمیشد کلی دکتر بردن،میگه صبح زود پاشدم دیدم کره آب کرده بریزه دهن بچه نذاشتم میگه تو حالیت نیست،یا میگه بلد نیستی بچه بغل کنی،شیرت خوب نیست،گیرداده ترنجبین وشیر خشت بده به بچه،خواهرم میگه سربچه اولم دکتر گفت عیبی نداره بدین،ولی سراین دکتر گفته چون نارسه هیچی ندین بهش،زردی بچه رفته بالا بی حال بود،مامانم زنگ زده ببرش دکتر،مادرشوهرش گفته نبر دوباره دکتر بازی رو شروع نکن،به خواهرم میگم برگرد خونه خودت من میام میمونم پیشت خودم کاراتو میکنم،میگه تو خودت دوتا بچه کوچیک داری نمیتونی،موندم چیکار کنم؟؟؟دختر کوچیکم خیلی بدقلقه زیاد گریه میکنه میچسبه بهم میدونم برم نمیذاره کاری کنم،موندم چیکارکنم؟؟؟خواهرم میگه از استرس نمیخوابم میدونم مادرشوهرم بچه رو یه کاری میکنه