امروز تاپیک زدم اولین رابطتون بعد زایمان چ جور بوده ایا از تغیری که کردین همسرتون چیزی. گفته یکی از مامانا نوشته بود من که سزاریان بودم ولی اونی که طبعیی میزاد غاره میخواستین طبعیی نزاین که شوهرتون فرو
میکنن نفهمین تو کدوم سوراخه بعد بهتون خیانت میکنن میگید چرا بهم خیانت کرد ینی من مونده بودم چی بش بگم یک زن انقدر میتونه زن ستیز باشه در مقابل هم نوع خودش فقط خودشو یک سوراخ و فقط نیاز جنسی ببینه ینی من رید*نم تو اون شوهری که بخاطر سوراخ بخواد خیانت کنه زن بودن فقط به سوراخ نیست وقتی دوتا بچه بیاری تو اون خونه زحمت بکشی مردت عاشقت باشه دیگه واقعا این حرفا معنایی نداره حالا اون شوهرش فقط همه چیو به سوراخ میبینه دلیل نمیشه بخواد به کسایی که زایمان طیعیی کردن بی احترامی کنه باز اون مادری که درد زایمان طبعیی رو کشیده بخدا باید دستشو بوسید نکه با این حرفا ازارش بدی زن ستیز نباشیم سزارین هم واقعا سخته ولی دیگه نباید اینو به بقیه هم مقبولیم که بهترینه چون تنگ موندیم هر کسی انتخابش دست خودشه


پوشک بچه. مورفیکس اسهال
سرماخوردگی. تب

تصویر
۱۵ پاسخ

مردی که زن رو بخاطر یه سوراخ فقط بخاد صد سال سیاه ک نباشه

کسی که بخواد خیانت کنه هزار تا دلیل هست

من طبیعی بودم شوهرم میگفت دکترت فک کنم زیبایی هم انجام داده تنگ تر هم شدی گفتم نه بابا فقط بخیه زد مگه زندگی فقط به یه سوراخه

اتفاقا من دوتا زایمان طبیعی داشتم
الان خییلی تنگم.ربطی نداره
کلا نفهم در عالم زیادِ.بی خیال

خاک تو سرش
بخدا همین زن شوهرش بهش خیانت میکنه
دیدم تو اطرافیان که میگماات

سلام عزیزم
میشه درخواستمو قبول کنی
شخصی پیام بدم شمارمو بفرستم منم تو اون گروه شکاف کام عضو کنی

عزیزم من زایمان اولم طبیعی بود ب حدی تنگ دوختن هنوزم بعد ۱۶ سال تنگه
ب نظر من زایمان طبیعی ربطی ب گشادی نداره
و البته اون خانم لیاقت خودشون حتما همون سوراخ....و خیانته که راحت حرف میزنه
دوم این که دلیل خیانت مردها متأسفانه بی بند باری خانم هاست که نخ میدن
و اما جواب شما که میگین درد زایمان طبیعی بیشتره از سزارین
منی مه تجربه هر دو رو دارم واقعا سخترین درد رو سزارین داره
هردو زایمان دردناکه ولی مادر با دیدن جگر گوشش تحمل میکنه
خدا عاقبت هممون ب خیر کنه انشاالله

والا منم دوتاش طبیعی بود حتی سر دخترم چون قند داشتم دکتر ختم بارداری داد گفت سزارین به خواست خودم طبیعی زایمان کردم اگه هم به شوهرم رو بدم هر شب میاد سراغم این فکرا از کجاتون در میارید میگید بدن بعد زایمان به حالت اولش برمیگرده

مطمینم همچین ادمایی بااین عقایدشون دارن کمبودای و عقدهای خودشوناخالی میکنن وخیانت هم میبینن

والا منک سزارین بودم خیلی دوست داشتم طبیعی میبودم😂 حاضرم غار شم اما چاق نشم
همچیم بستگی ب مرد داره شوهر اگ خوب باشه متوجه میشه زنش چقدر اذیت شده و زحمت میکشه بفکر اینجور چیزا نیس

سزارین کردم شکم دارم
حسرت میخورم ای کاش میشد طبیعی زایمان کنم از بین بره
حرف چرت مردمو گوش نکن عزیزم
یه زن چقد خودشو پست میبینه در یه سوراخ خودشو رابطشو خلاصه میکنه اخه

چه تفکرات مزخرفی
نمیخام اینو بگم ولی دیدم کسایی که مثلا چون سزارین کردند اطرافیان بهشون تیکه انداختن بعد اینا میان اون تیکه ها سر بقیه ی ادمایی که طبیعی زایمان کردن خالی میکنن
یا مثلا حالا به هر دلیلی شیر خشک به بچش داده هیچ اشکالیم نداره ولی چون اطرافیانش حرفی بهش زدند میاد عقده هاشو سر کسی که شیرمادر میده خالی میکنه
من خواهرشوهرم بچه هاش هرکاری کرد سینشو نگرفتن شیرخشک داد ولی چون مادر شوهرش هی بهش تیکه مینداخت انگار براش عقده شده باشه به منی که شیرمادر میدم هی تیکه میندازه یا دلمو خالی میکنه با اراجیف مختلف
با اینکه هرکس نسبت به زندگی خودش نسبت به عقاید و تفکرات خودش نسبت به قوای بدنی خودش و... تصمیم میگیره که نوع زایمانی انتخاب کنه یا چه شیری به بچش بده

من سزارینم هر بار هم که شوهرم رابطه داره به زور انجام‌میده. میگه که تنگه ولی بخدا خیانت ‌کرد دلمو سوزوند منی کهدبادنداری و فقر و همه چیش کنار اومد خوردم کرد ن. عزیزم به تنگی گشادی نیست مردا بلانسبت هوس بازن البته همه رو نمیگم ولی اکثرن . بعد هم‌پشیمون میشن و باز تکرار میکنن . والا تنگترینم باشیم باز راهش رو پیدا میکنن واس خیانت

زندگی مشترک فقط سکس نیست…تنگ بودنم دلیل خیانت ندیدن نیست…مرد بجز نیاز جنسی نیازهای دیگه ای هم داره ک اگر تامین بشه دلیلی برای خیانت نمیمونه…مردی ک تنوع طلب باشه رو ن با خوشگلی،ن با سوراخ تنگ،ن با هزارتا ناز و عشوه لوندی نمیشه پابند کرد..مردی ک مریضه درمونی جز خیانت نمیبینه و این تقصیر هیچ پارتنری نیس…البته تو همجنسای خودمون هم این مریضی زیاد شده انگار

حتما اون زن خیانت دیده که همچین حرفی زده مردا مثل هم نیستن خیلیا زنشونو فقط بخاشر رابطه که نمیخان

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱ سالگی
واییییییییییی ک چقد اعصابم بهم ریخت
رید...ن دهن اینجور خواهرشوهرا
بچه پوشک نوزاد زایمان سزارین بچه
من دوتا خواهرشوهر دارم یکی تهران یکی همینجا بعد اونیکه ک شهر خودمونه ما سال به سال فقط عیدا میبینیم خونشو خب
بعد این یه بچه بی نهااااایت شلوغ داره ینی یه چیزی میگم یه چیزی می‌شنوین همه جارو خراب میکنه فقط میدوئه خیلی اذیت میکنه
بعد من خواهرشوهرمو ک از راه دور اومده دعوت کرده این خانم هم توقع داره اونم بگم خجالتم نمیکشه خودش ک دعوت نمیکنه بعد انتظار داره من اونم بگم با اون بچش تازه همین دیشب خونه مادرشوهرم بودم یهو رفت از همه خدافظی کرد من بلند شدم باهاش خدافظی کنم باورتون نمیشه روشو کرد اونور و رفت بعد توقع داره دعوتش کنم بیا اینو بخور👍
بعد حالا شوهر خنگم میگه مهدیه قهر کرده مامانش میگه اگه قهر هم کرده باشه با توئه میگم خب با اون بچه اون اگه میومد من میخواستم حواستم به بچم باشه یا کارا میدونین ک همینجا هم با هانا دعوا میکنن و اذیت یه شبم اومده بود خونمون خیلییییی اذیت کرد گفتم یادتونه اون سری چقد اذیت کرد
بعد پدرشوهرم میگه عه پس تقصیر شماس میگم نه چرا تقصیر من تقصیره خودشه خب انتظار الکی داره بعد میگم من الانم انتظار ندارم اون منو دعوت کنه ولی اعصابم بهم ریخت از حرفاشون اه الانم تو آشپزخونه چای میخورن من نرفتم اصلا دوباره هیچکدومو دعوت نمیکنم😡😡😡
بچه پوشک زایمان سزارین بارداری
مامان رادوین مامان رادوین ۱ سالگی
دوستان شبتون خوش یک چیزی خیلی اذیتم می‌کنه میپرسم ممنون میشم اگه شرایط مشابه دارین بگین می‌خوام بدونم من خیلی حساس شدم و اذیت میشم یا اینکه تو روند رشد بچه ها طبیعی ...!
قضیه از این قرار که من به شدت روی استقلال پسرم تاکیید دارم چون خودم مستقلم کاملا دوست دارم از پس خودش برمیاد یعنی خواب تنها و مستقل داره و روتینش کاملا اوکی تا قبل این که پدرشوهرمو ببینه اون دائم بغلش میکنه و هرکار بد و خوبی هم اجازه میده انجام بده و من که میگم نکنین به جای این که بگه اون کار بد میگه مامانت میگه اینکارو نکن واقعا حرصم درمیاد آنقدر دائم بغلش می‌کنه که پسرم تازه راه افتاده و شوهرم دیسک کمر داره بعد دائم باید تو خونه بغل خودم باشه چون پدر شوهر زبون نفهمم هی بغلش می‌کنه و تو جمع ها من دوست دارم رادوین با بقیه بچه ها بازی کنه و وقت بگذرونه این آقا آنقدر میاد دور و برش اصلا نمی‌ذاره با جمعیت اوکی بشه بنابراین وقتی اونا هستن نمیشه که این بچه اجتماعی باشه چون در کون همون هی گریه می‌کنه و صداش می‌کنه دیگه واقعا بریدم هر چی می‌خوام کمتر رفت و آمد کنم باز چون فامیلیم متاسفانه نمیشه و کلا اینجوری بگم ریدن تو تربیت من و من واقعا نمی‌دونم چه کنم چون صدبار گفتم اما انگار به دیوار گفتم ...! واقعا نگران بزرگسالیش هستم که اجتماعی نشه که مستقل نشه و خیلی چیزای دیگه که من روش حساسم
مامان 🎀مهدیس خانوم🎀 مامان 🎀مهدیس خانوم🎀 ۱ سالگی
دقیقا چی‌میشه که به هم‌نوعتون انقدر حس منفی میدید؟
از‌کجاها انقدر جمع کردین که الان سر بقیه خالی میکنید؟
چرا انقدر عذاب وجدان وارد میکنید؟
چطوری نمیتونی هم مادر کاملی باشی،هم زن خانه دار عالی،هم به‌خودت برسی،هم شوهرت ازت راضی باشه؟اینا که کارییی ندارههه.

چظوری نمیتونین دهنتونو‌ببندین؟
توی‌کدوم لحظه از تاریخ این‌اتفاق افتاد که ادامه دار شد؟چیشد که زن ،انقدر همجنسشو تخریب میکنه؟
به اندازه کافی کار خونه،تربیت فرزند و یکم تلاش برای ادامه حیات توی‌این زمونه انقدر سخت هست که دیگه نخواد حرفم بشنوه

پس به این حرفا توجه نکنید. مثل من نشید. اونی که‌میبینید اینو‌میگه یه مدل غذا میزاره سه‌وعده‌میخورن. انقدر تنوع برا بچش نمیده. اگه بچه رو میبره بیرون لابد خونه ش همش برق نمیزنه. بچه ها‌همه ی کارها باهم نمیشششه. حتیییی اگه بشه تهش چند وقت دیگه خودت از پا در میای.

یه‌مدت مدددامم چیزای مختلف میپختم. خودمو‌هلاک میکردم که حتمااا همه ی خونه تمیز باشه. روزی دوبار مرتب میکردم ده دقیقه بعد باز میترکید. کلییی درروز ظرف میشستم و سرپا بودم. توی خونمم پله داره که به عبارتی میانگین ۱۵بار من اینارو بالا‌پایین‌میرفتم.
تلاشمم برا این بود که هم هاشق پخت و‌پز و‌تنوعم. هم نکنه‌کسی بگه توی‌خونه داری کم و‌کسری دارم.
به خودمم اهمیت نمیدادم‌ اصلا. فقط شوهر بچه‌خونه
نتیجه ش پا درد شدیدی شد که فهمیدم غضروف پام‌تحلیل رفته و استخونا بهم داره ساییده میشه.
رحم کنید به همجنستون.
قضاوت از ظواهر نکنین


بچه پوشک شیر خشک تغذیه
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه تاپیک احساس مدیریت خشم
(سلام بچه ها ببخشید ولی واقعا من نمیتونم پشت هم هی بنویسم برا همین بینش وقفه میوفته و بازم میگم این یک وبینار یک ساعت و نیمی هست مطالبش به هم مرتبطه برا همین هروقت مطلب میزارم بخونید که هروقت مطلب بعدی رو میزارم کامل متوجه بشید)
وقتی اون ۳ تا محرک و تعبیر و تفسیر و توجه رو درست کنی ممکنه اصلا به واکنش نرسه
و روزی صدبار عصبانی بشیم و داد بزنیم که فرداش دیگه نمیتونیم کنترلش کنیم و آخر این راه بچه رو میزنن
مثلا مادری اومده تعریف کرده بچش بستنی رو گذاشته تو مایکروفر کنترل تلویزیون رو تو ماکروفر گذاشته یا پلاستیک کرده تو سوراخ جارو برقی که جارو برقی سوخته یا گچ دیوار رو سوراخ کرده ببینه پشتش چیه و گفته این بچه داره اذیتم میکنه و خیلی بچه بدیه و قابل تحمل نیست و وقتی به روانشناس مراجعه کردن و بررسی کردن و تست آیکیو گرفتن ازش فهمیدن بچه کنجکاوی بسیار زیاد داره و این بچه کارهایی که میکنه از هوششه
و بچه داره برای خودش آزمایش درست میکنه و شروع کردن به انجام دادن روش های دیگری که کمتر این بچه بقیه رو اذیت کنه و این بچه چون آیکیو بسیار بالایی داره همش دوست داشته برای خودش چالش درست کنه خب حالا مامانش نگاهش به بچه عوض شده و مداخلات متفاوت شد
پس خیلی مهمه چطور به اتفاقات نگاه کنی و علتش رو بفهمی
یا یه مادر دیگه گفته بچه ۱۰ ماهه اش خیلی لجبازی میکنه خب حالا چیکار میکنه هر وسیله ای مادر جمع میکنه اون هارو پرت میکنه این طرف و اون طرف یا سبد پر وسیله ای که جمع کرده رو اون وارونه میکنه و مادر گفته خیلی بده بچم از الان اینطوری رفتار میکنه
ویژگی بچه همینه از خراب کردن و پرت کردن و ریختن و پاشیدن خوشش میاد