۶ پاسخ

من قبلا اینطوری بودم دوست نداشتم خونرو ی جارو هم بکشم الان نه، اصلا برام‌مهم نیست حتی بعضی وقتا که با هم قهریم احساس آرامش میکنم، دلمم بخواد حرف میزنم باهاش اصلا انگار برام مهم نیست که ناراحته 😂

من برعکس همش تمیز کاری میکنم فراموش کنم
وگرنه از بس حرف میزنم باز دعوا میشه

من نه بر عکس وقتی قهریم از حرص نمیتونم یه جا بشینم فقط خودمو با کارای خونه مشغول میکنم

منم همینجوریم قبلا خیلی زیاد کل زندگیم وابسته ب اونه اگ با اون اشتی باشم حالمم خوبه همه چی اوکیه ولی اگر ی رفتار بدی کنه یا قهر باشیم اصلا نمیتونم غذا هم بخورم ولی خیلی الان رو خودم کار کردم دارم بهتر میشم

منم همبنجوريم

منم همینم

سوال های مرتبط