۷ پاسخ

اصلا یهویی نگیر شاید به چشم نیاد ولی بچه خیلی آسیب میبینه
همین کاری ک خودت می‌کنی رو پیش ببر ک بهترین راهه به راه حل دیگه ای هم توجه نکن
وعده هارو کم کن بعد مقدار شیرو
بعدم ک شد روزی یکی دو وعده دیگه کامل قطع کن
دیگه بچه نق نقو و بهانه گیر نمیشه و براش جا میفته
مگه میشه یکسال و نیم دوسال مرتب شیر بخوره بعد یهویی قطع کنی دیگه ندیش ..بچه شوکه میشه ..حتی مریض میشن یسریا تب میکنن

منم بچم دم به دقیقه میخواست تدریجی وعده هاشو کم کردم

دختز منم خیلی وابسته بود یهو گرفتم.
ب نوک سینه هام لاک زدم گفتم بوف شده دیگ نخورد

عزیزم چون وابستس یهویی بگیر من نورا خیلیییی وابسته بود یهو گرفتم الان ده روزی میشه بمیرم براش خودم داعونتر شدم تا بچه

صبر تلخ بزن ب سینه هات

اتفاقن بچه ای ک وابسته است رو باید یهویی بگیری
چون اون وقتی الان میخاد نمیدی دوساعت دیگ میدی ترس از دست دادن بهش دست میده و هی بیشتر کلیک می‌کنه روش و مدت طولانی تری زیر سینه میمونه
ولی وقتی یهویی بگیری و بگی اگ بخوری بدتر آسیب میبینع
خیلی زود از سرش میوفته
منم اول خاستم نصف روز ندم بد بدم یا روزا ندم شبا بدم
ولی وقتی اینجوری کردم وابستگیش بدتر شد وقتی میدادم یک ساعت او دهنش بود
ولی وقتی سر سینمو سیاه کردم گفتم اوف شده دیگه سمتش نیومد
خداروشکر باهوشه گفتم اوف شده فهمید که زخمه و اگ بخوره من درد میکشم نیومد پوف میکرد سینمو
سه شبم تو خواب عمیق دادم و دیگ اصن حتی الان ک کمتر از دوماه سینمو میبینع میگه شی شی اوف👶🏻

دختر منم خیلی وابسته ست تا میشینم زمین میاد سراغم واسه شیر🥲

سوال های مرتبط

مامان دوران مامان دوران ۲ سالگی
تجربه روز دوم از شیر گرفتن تا الان :
دیشب خیلی شب سختی بود😔پسرم طبق عادتش ساعت۴:۳۰ بیدار ش برای شیر من نزدیکش نشدم تا شیر نخواد خیلی گریه کرد شوهرم تا ساعت۵:۳۰ سرگرمش کرد تا بالاخره خوابید دوباره طبق عادت ساعت۸ بیدار شد و شروع کرد گریه کردن شوهرم سیبزمینی سرخ کرد یکم سرگرم شد خورد و بعد بریدمش بیرون تا نزدیکای ظهر تابش دادیم براش هندونه هم خریدیم اومدیم خونه موقع خوابش بود چون عادت به خوابیدن با میومدی داشت باز کلی گریه کرد منم پا به پاش گریه کردم😭خیلی سخته
با هندونه سرگرمش کردیم یادش رفت شروع کرد خندیدن بعد شوهرم بردش حموم بعد من سوپی که درست کرده بودم رو دادم خورد و بعد ناهار با باباش رفتن خوابیدن

واقعا دم شوهرم گرم خیلی داره همکاری میکنه دوشبه نخوابیده و مدام نگهش میداره نمیذاره من نزدیک شم که پسرمون من رو نبینه بهونه می‌می کنه ،امروزم نرفت سرکار و مرخصی گرفت موند و کلی کمک حالم شد
اگه امروز نبود اصلا نمیتونستم تنهایی از پسش بربیام🥺