سوال های مرتبط

مامان هلـــــــسا مامان هلـــــــسا ۲ سالگی
میدونی دکتر تغذیه چی میگه؟
میگه بچه رو بذار به حال خودش غذا بخوره
کم کم با دست خودش یاد میگیره غذا بخوره /مستقل میشه/ خوش غذا
میشه
حالا من چندین ماهه که به حال خودش رها کردم چیزی جز این صحنه ها نمیبینم😅
ماکارونی رو دونه دونه رو پاهاش میچینه و رو هرکدوم هم یه اسمی میذاره
مثلا یکی مامان جون یکی خاله یکی باباجون یکی فلان...
برنج و خورشت هم باشه میگیره تو مشتش انقدررررر فشار میده له بشه
آش و سوپ آبگوشت باشه به جای اینکه با قاشق بخوره سر میکشه اما چه سرکشیدنی؟!کلش میریزه رو لباسش
خلاصه اینکه بنظرم بعضی بچه ها رو باید به زور بنشونی و با فیلم و کارتون و‌گوشی بهشون غذا بدی
چون تحت هییییییچ شرایطی وقتی به حال خودش بذاری بیشتر از یک قاشق غذا نمیخوره !!
جالبه من تسلیمم نمیشم 😅 هر روز تایم ناهار و شام گشنه نگهش میدارم و بعد غذا رو میذارم جلوش بخوره و کثیف کاری کنه
احساس میکنم عمدی نمیخوره و اینکار براش یه بازیه
کیا مشکل منو دارن؟؟؟؟؟
کیا بچشون راحت میشینه غذا میخوره؟؟؟
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
ناهار آقاایلیا
من اغلب تو بشقاب غذای ایلیا چندین مورد دورچین غذا میذارم.
بعضیا میگن اگه بچمون کنار غذاش گوجه باشه دیگه غذاشو نمیخوره یا اگه ماست باشه دیگه برنج نمیخوره.
اولین مورد اینکه قرار نیست بچه ها مواجه بشن با حجم زیادی از گوجه و سالاد جوریکه سیر بشن باهاش. دوم اینکه انتخاب کردن رو باید بچه ها از همین سن یاد بگیرن. سومین مورد اینکه خاصیت بعضی مواد غذایی از اصل غذامون گاهی بیشتره و تاکید اشتباهی هست که اصرار کنیم برای مثال سالاد نخور برنجتو بخور (برنج از نظر غذایی ارزش بالایی نداره).
مثلا امروز ایلیا آووکادوهارو خورد ولی خیار و کاهو و نصف بیشتر برنجشو نخورد ولی خاصیت اووکادو کمتر از برنج که نیست هیچ بیشترم هست پس اصراری بر خوردن برنج نداشتم.
سعی کنین چه تو بشقاب میانوعده شون چه وعده اصلی تنوع بدید ولی نه به مقدار زیاد
مثلا یه کاسه پر سالاد ندید که بچه سیر بشه ولی در حد دو قاشق پر براش سالاد رو بریزین یا زیتون یا ماست و....
حق انتخاب و اولویت بندی رو از الآن با همین چیزای سایه میشه یادشون داد.
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبلی......
پیش بیاد و جالب نشه...فقط یه چیزی رو دلی و خواهرانه به مامانا میگم الان هممون تو شرایط و اوضاع بدی هستیم همگیمون داریم تو یه مرداب باهم غرق میشیم و هرچقدرم داد میزنیم صدامون به جایی نمیرسه...خیلی طبیعیه و دور از ذهن نیست که عصبی باشیم و کلافه و کم حوصله...دغدغه های اقتصادی و زندگی روز مره هم که بهش اضافه کنیم دیگه جون و توانی نمیمونه...اما ته همه حرفام میخوام بگم توروخدا بخاطر بچه هامونم که شوه بیاید تمرین کنیم صبور باشیم...یکم بیشتر قوی باشیم و طاقت و تحملمون رو زیاد کنیم...باور کنید لین فرشته ها از همه جای دنیا بی خبرن از همه بی گناه تر و بی تقصیر ترن...اونا بخاطر خودخواهی ما وارد این دنیا شدن ما دعوتشون کردیم پس در برابرشون مسئولیم...تایپیکا یکی در میون از مامانایی هست که میگن داد زدم سر بچم فحش میدن یا حتی دیدم میگن کتکش زدم اذیت میکنه جیغ میطنه بی دلیل بهونه میگیره...حال مادر مستقیم رو حال بچه تاثیر داره وقتی خودت عصبی هستی بی حوصله ای وقت واسه بچت نمیذاری کم توجهی بهش اونم اعتراضشو با داد و جیغ و بهونه نشون میده...اون تو رو میخواد پناهش آرامشش نقطه امن زندگیش تویی..اخم نکن داد نزن بغلش کن ببوسش و شاکر باش واسه وجودش...یه لحظه گاز و آشپزخونه و قابلمه و کار کردنو کنار بذار بشین با جون و دل کنارش باهاش حرف بزن بازی کن شعر بخون داستان بگو بخدا بچه های ما گناهی ندارن که تاوان اعصاب خوردی ما رو بدن تاوان بالا رفتن قیمت پوشک و شیرخشک و روغن و برنج رو بدن اونا اومدن که ما بهشون بال و پر بدیم نه بال و پرشون رو بچینیم...امیدوارم به زودی همه چیز روشن بشه و رنگ آرامش و خوشبختی به زندگی همه بشینه...بیشتر مراقب فرشته هامون باشیم.....