۲ پاسخ

خداااا نکنه محتاج بشی به این مرداا😐😶

ببین من۵تادکتررفتم دستم مثل شما شده بودنصف شب ازخارش شدیدبیدارمیشدم،درطول روز هروقت دستتوشستی بعدش ازاین بزن،شبا هم قبل خواب هیدروکورتیزون،لباس هم بادست نشور به هیچ عنوان من۸ماه اینجوری بودم فقط این دوتا پمادخوبم کرد،خابم میومد ولی دلسوزانه اینارونوشتم چون واقعا من عذاب کشیدم بابچه کوچیک سخته

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
دیروز پسرمو بردم سونوگرافی دکتر افشین محمدی ،چقدر یک ادم میتونه بیشرف باشه همین که رفتیم تو به دکتر شکلات دادم که بده به آروین که کمی از ترسش کم بشه شکلات رو انداخت اونور بعد که سونوگرافی کرد گفتم دکتر ،ما برای سونوگرافی غدد لنفاوی اومدیم گفت نه دکتر فقط نوشته تیروئید ،گفتم اصلا مشکل ما نیروئید نیست میگه خانم من با تو بحث نمیکنم هر چی دکتر گفته اونه گفتم منشیت درست ننوشته قبول نکرد گفتم پس تو سونو کن من هزینشو ازاد میدم گفت نه من ازاد سونو نمیکنم آروین هم اونقدر که گریه کرده بود نمیتونستم نگهش دارم گفتم اخه من چطور دوباره اینو با این وضع بیارم ،برگشته میگه اونم مشکل خودتونه
رفتم بیرون نسخه الکترونیک آروین رو دیدم ،دیدم که دکتر نوشته غدد لنفاوی رفتم با منشیش دعوا کردم میگه من از همسرت پرسیدم اون گفت تیروئید گفتم اگه میخواستی از همسرم بپرسی غلط میکنی پس از من نسخه میخوای
خلاصه نه پولمو دادن نه دکتر دوباره سونو کردش دوباره هزینه کردم و با اون وضعیت ترس و وحشت بچه دوباره رفتیم یه سونو دیگه
اعصابم به قدری خراب بود تا شب دستام میلرزید🤦🏻‍♀️
مامان رادمهر🌱 مامان رادمهر🌱 ۲ سالگی
بیاید دلداری بدید بهم
تو این هفته ای که گذشت از هفت روز هفته ۶ روز بچه های جاریمو دیدم گفت خوب شدن در حالی که خوب نشده بودن و بچمو مریض کردن حالام من و شوهرم،ازونطرفم به مامانم میگه نمیام خونتون اصرار که بیا استرس مریض شدن اونا و از شیر گرفتن و بعدش مریضی و شب نخوابی یک طرف،حالا اومدیم خونه شوهرم کارتش دستشه بچمم خوابش میاد شدید حاضر نیست کارتشو بده بهش همیشه بهش میگم کارت و سوییچ نذار جلو چشمش قایم کن همیشه ام میبینه و میخواد شوهرم خیلی یواشه کلا به مامانش رفته من خودم سریعم حالا،کلی طول کشید ماشینشو پارک کرد اومد من لباسا بجمو عوض کردم پوشکشو دست و ما و صورتش شستم موهاشو شونه کردم داروهاشو دادم فقط مونده اسپری بینی بهش میگم بیا کمکم کن دستاشو محکم بگیر میگه برم دستشویی حالا شدیدم نبود که محبور باشه بره منم انقدر عصبی شدم از قبلشم اعصابم یه کم خراب شد،منم خودم برا بچه زدم ولی با گریه و جیغ اعصابم داغون شد خیس عرق شدم چتد تا داد زدم سر بچه و به زور قطره زدم با شوهرمم دعوام شد حالا خیلی ناراحتم برا پسرم چکار کنم از دلش در بیاد و جبران بشه