۱ پاسخ

بقیش خب😐

سوال های مرتبط

مامان دلانا مامان دلانا ۳ ماهگی
پارت ۲:داشتم لباس بیمارستان میپوشیدم که دوباره معاینه شدم گفت ۴ سانتی زود باش.بیمارستان گردو بودم.گفتن بی حسی میخای گفتم عاره.ماما همراهمم کنارم بود.من به خانم محسنی گفتم بیاد ولی خب کس دیگه ای رو فرستاد که کارش خوب بود واقعا.رفتیم داخل اتاق که دردام بیشتر شده بود معاینه شدم گفتن ۵ سانتی و ورزشارو شروع کردیم.من تو خونه بالا آورده بودم و اونجا هم بعد هر انقباض تهوع داشتم ولی بالا نمیاوردم.هی معاینم کردن تا ۶ سانت شدم و۷ سانت که شدم بی حسی زدن بهم و کیسه آبمم پاره کردن.از تایمی که بی حسی گرفتم خارش شدید صورتم و بدنمو گرفت که گفتن عوارض بی حسیه.نمیدونم چرا تا بی حسی گرفتم فاصله ی دردا بیشتر شد که گفتن تو ۸ سانت موندی و یکم بهت آمپول فشار میزنیم.دیگه نیم ساعت بعدش اومدن گفتن مریض دفع پروتئین مثبت داشته و سرم زدن برام.هی ورزش میکردم تا فول شدم و رفتیم سمت اتاق زایمان.اونجا برشم زدن که واقعا چاقو رو دیدم ترسیدم.با کلی زور زدن یگفتن نی نی اومد که انگار یهو مثل ماهی از شکمم پرید بیرون و بدنم لرزید.
مامان بنیامین ❤️‍🔥 مامان بنیامین ❤️‍🔥 ۱۶ ماهگی
۸/۲/۱۴۰۴ ۴۰ هفته و یک روز بودم رفتم سونوگرافی و نوار قلب جنین گفتن ضربان قلبش پایین اومده باید بری بیمارستان اومدم بیمارستان کم‌کم دردام داشت شروع میشد معاینه کردن ساعت سه یک سانت باز بودم رفتم برای بستری ساعت پنج و رب بستری شدم دوسانت بودم اصلا هیچ دردی نداشتم تا ساعت هشت و نیم سه سانت شدم بهم آمپول فشار زدن از ساعت هشت و نیم تا ساعت یازده رسیدم به پنج سانت دردش جوری بود که کمرم خیلی درد می‌گرفت اصلا نمیتونستم خوابیده باشم ولی مجبور بودم کمرم و می‌گرفتم بالا می‌گفت باید زور بزنی تا شیش سانت بشی بعد اپیدورال میکنیم دیگه واقعا دردش بالا رفته بود و خیلی درد داشتم زیر شکمم و پایین کمرم سمت لگن و ران پاهام فوق‌العاده درد شدیدی داشتم کل بدنم سرد شده بود فقط جیغ میزدم تا اومدن معاینه کردن سریع اپیدورال آوردن زدن برام تا زدن احساس کردم کل بدنم و گرما گرفته از سمت کمرم رفت به سمت شکم و پاهام دیگه دردی احساس نمی‌کردم درد داشتم ولی مثل درد پریود خیلی خیلی کمتر تا نه سانت نه سانت که شدم دوباره دردام رفت به سمت شدید شدن وقتی دردام زیاد شد فول شدم دردم مثل همون پنج سانتم بود اما سی ثانیه بود می‌رفت دو دقیقه بعد میومد یه خانم پرستار اومده بود همراه با ی ماما فشار میدادن شکمم رو که بچه بیاد بیرون وقتی اومد بیرون بچه خیلی راحت شدم اما جفتش مونده بود چندبار فشار دادن بخاطر جفت بعدشم بخیه زدن که من بیحس بودم چیزی احساس نکردم
مامان 💙رضا💙 مامان 💙رضا💙 ۴ ماهگی