۹ پاسخ

من با بالا آوردن و ایناش مشکلی ندارم، وقتایی که شدید گریه می‌کنه یا خون ریزی چیزی داره واقعا خودمو میبازم... بند نافش خون اومد بچه از اون طرف گریه میکرد من از این طرف

خیلی سخته
داغونم هم از لحاظ روحی هم جسمی
احساس میکنم دیگ هیچوقت زندگیم مثل قبل نمیشه روی آرامشو نمیبینم

آره سخته واقعا تجربه اول حتی تجربه های بعدم سخته
دختر منم همینطور بود شیرشوبالا میاورد برای چند دقیقه نفسش می‌رفت ولی خدایا برای بار اول اینطور شد من نمی‌دونستم باید چیکار کنم هول شده بودم محکم میکوبیدم توکمر بچه بیس روزه بعد اینکه درست شد گفتم چقدر کار احمقانه ای کردم چرا اینطور کوبیدم توکمرش مگه بااین کار درست میشد خوب شد بچم چیزیش نشد الهی بمیرم براش آخه من ونمیدونستم باید چیکار کنم بچه داشت دور از جون خفه میشد دیگه ب دکتر گفتم گفت آروم باشد اینجور مواقع دمر بگیرش روی دستتت تا کم کم درست بشه
واقعا سخته واقعا نیاز ب مراقبت زیاد داره نوزاد

من ک داغونم ی خواب درست و حسابی ندارم

من پدرم درومده فقط دارم میگذرونم

منم هیچی بلد نیستم‌ خیلیم ترسوم‌
خونه پدرمم‌ فعلا
می‌ترسم حتی شیشه پستونک بدم دهنش
حال جسم خودمم داغون
خیلی می‌ترسم که یاد نگیرم و نتونم به طرز درستی بچه داری کنم

زیاد ندادی شیر؟آروغ گرفته بودی؟
سر بچه رو یکم شیب دار بذار

سختی و بدبختی
دیشب تا صبح نخوابیده بخاطر کولیک فقط جیغ میزد

به سختی ولی خب دیگه مادر شدن همینه نترس آروم باش کم کم همه چیزو یاد میگیری
حتما آروغش رو بگیر همیشه یه چیزی پشتش بزار به پهلو بخوابونش
بچه رو صاف به کمر نخوابون که اگر توی خواب آورد بالا برنگرده توی گلوش

سوال های مرتبط