۷ پاسخ

مبارکش باشه
ان شاءالله ثبت نام دانشگاش
یه چیزی بگم خواهرانه
من بعد دنیا اومدن دوقلوهام خیلی خیلی حالم بد بود تا جایی که خواستم هردوتاشونو بکشم،بعد چند وقت چند بار خودکشی کردم بعدسه سال پدرم فوت کرد،دیگه بعدبابم اصلا نمیدونم چرا منم نمردم،رفتارهای شوهرم خیلی بد بود،یک درصد هم منو درک نمیکرد،ولی با هر زوری بود بخاطر بچه هام خودمو جم و جور کردم بیشتر یرفتم بیرون،کمتر به حرفاش گوش میدادم،من اینقد روانمو داغون کردم شش ماه بعد مرگ بابم مریضشدم تا حدی که گفتن سرطان گرفتی
همه کارکردم که بمیرم ولی هربار به بچه هام نگا میکردم پشیمون میشدم،الان خودم حال خودمو خوبکردم،بجای اینکه خودمو حرص بدم شوهرمو حرص میدم،بجای آرزوی مرگ واسه خودم واسه اون آرزوی مرگ میکنم
تنها کسی که میتونه حالتو خوب کنه خودتی
دکتر خوبه بری ولی خودت بهتر میتونی حالتو عوض کنی

من بدتر از تو بودم یکماه تمام خونه بابام فقط خواب بودم نه غذا نه بچه هیچی نمیخواستم مرده متحرک شده بودم هرچی دکتر میرفتم خوب نمیشدم فقط آمپول آرامبخش میزدم یه روز خوب میشدم باز همون میشدم بچم میومد پیشم بوسم میکرد بغلم میکرد من هیچ احساسی نداشتم میگفتم برو دعواش میکردم کم کم انقدر دکتر رفتم و دارو خوردم آخر یه دکتر تونست حالم رو بهتر کنه اوایل روزی هشت نه تا دارو میخوردم ولی خداروشکر کم کم رسیدم به روزی سه تا و حالم خیلی بهتره فقط الان تنها مشکلم اینکه خونه هستم تا ظهر خوابم بعدازظهرم اگه تنها باشم میخوابم ولی بعدش همه کارام رو میکنم بیرون برم حالم خوبه نمیخوابم یا شوهرم باشه منو میبره بیرون، جنگل، مسافرت میریم حتی گاهی شده حالم انقدر بد بود از یک شب تا پنج صبح منو با ماشین تو شهر و خیابون دور داد تا حالم خوب شد خوابیدم تو ماشین منو آورد خونه برو دکتر عجله نکن کمش شش ماه تا یه سال طول میکشه دارو اثر کنه ولی خوب میشی

اصلا ادم انگار حال نداره پا شه راه بره و جون ندا ره کاری کنه

هم سن منی دخترتم هم سن دخترم منم یدوته بچه دارم

چرا نمیری دکتر

ای جونم ماهم امروز داریم کارن رو ثبت نام میکنیم موقعی که داشتم فرم ها رو پر میکردم با خودم گفتم چقدر زود گذشت هم دلم گرفت هم ذوق کردم

چرا افسردگی گرفتی؟

سوال های مرتبط

مامان مامان م گلی مامان مامان م گلی ۶ سالگی