۴ پاسخ

ای بابا چقد سختتت🥲🥲🥲

خیلی باهاش بازی کن پارک ببر‌ش پیش بچه ها ببرش سرگرمش کن اگه روز هم نخوابید اشکال نداره شب خسته میشه خودش زود می‌خوابه دو سه شب تحمل کنی دیگه درست میشه موقع خواب هم شبا ب یکی جز خودت بده بخوابونه همسرت یا مادرت

عزیزم اولین اشتباهت اینه که تاحالا از شیر شب نگرفتیش یاد ندادی مستقل بخوابه دیگ بزرگ تر شده اذیتش هم بیشتر میشع
در طول روز زیاد بازی کن باهاش شبا ببرش پارک قشنگ خسته بشه بعدش خودش میخوابه یه چند روز همت کنین راحت میتونی بگیری

تایپیکای مادرایی ک میبینم از شیر جدا کردن بچه چقد برا مادر و بچه سخته میگم خداروشکر تو ۹ ماهگی بچم خودش دیگ نخورد شیرمو وگرنه من اصلا دلم نمیومد جداش کنم 🥲 ایشالا براشما راحت باشه

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان نور چشمام❤️‍🔥 مامان نور چشمام❤️‍🔥 ۲ سالگی
شب اول ترک می می
من شیر خشک پسرمو از قبل عید تدریجی کم کردم تا الان که بهش روزی یک یا دوبار شیر کاکائو یا شیر پاستوریزه تو شیشه میدم گاهی هم میزارم دوسه روز بیتش وقفه بیافته که عادت شیشه در همین حدم از سرش بیافته ولی تو لیوان بهش میدم،شیر خودمم وقتایی که می‌خواست بخوابه یا وقتایی که بهونه می‌گرفت خودش از من میخواست بهش میدادم که تو خواب واقعا برام کلافه کننده بود ،امروز رو سینه ام چسب زدم گفتم مامان چند روز نمیتونم بهت شیر بدم چون دندون داری خیلی موقع شیر خوردن فشار دادی مامان دردش گرفت حالا باید خوب بشه که واقعا هم اینجوری بود، امروز چند بار بهش نگاه کرد بوسش کرد بغلش گرفت و هی بوسش می‌کرد خلاصه که امشب اولین شبیه که پسرم بدون سینه داره میخوابه بهونه گرفت ولی حواسشو پرت کردم،از امشبم تصمیم گرفتم که جای خودمو پسرمو بیارم پیش شوهرم چون ما رو تخت میخوابیدیم به خاطر جا نبودن رو تخت سه تایی جامون تنگ میشد،فکر نمیکردم کارای بزرگو با تصمیمای ارادی انقدر خوب عملی کنم😊😊بای فور اور تخت خواب عزیزم 😊 سلام به رژیم سلام به لاغری