بچه دو سالشه وقت تربیت نیست زیاد ... شوهر منم خیلی بکن نکن میکنه مغزم میره وقتی خونس ... من زیاد کاریش ندارم بذار خرابکاری کنه بابا ول کن چیکار. میخواد بکنه مگه نهایتش
والا من خیلی زیاد عصبی ام پسرمم خیلی زیاد شیطون همین الان موقع شستن حیاط یه لحظه برگشتم شیر اب و باز کنم یه سنگ بزرگ تو باغچه رو پرت کرد نزدیکم یدونه رو پای خودش و گریه و منم دعوا در طول روژ هزار بار دعواش میکنم حتی شاید بزنمش
برعکس من باباش بشدت عاشق پسرشه از ۷ صب سرکار کارشم سنگینع تا ۱۱شب میاد شامشو میخورع هر شب میبرتش پارک و پیاد روی نصف شب خواب ببینه بدخواب بشع بلند میشه انقد تو بغلش میچرخونه ک
کوچیک تر بود یا الان نصف شب بلند میشد خواب زده میشد میبرد با ماشین تا نصف شب نزدیکا ۴و ۵ صب میچرخوند صبم میرف سرکار مریض میشع تا صب نوازش و بالا سرش شبا حتما بغل باباش بخوابه دیشب گف شیرینی ۳نصف شب انقد گشت تا پیدا کرد تازه اون شیرینی ک پسرم میخواس نبود ناراحت ک نتونسته بخره
وقتی شوهرت رو خرابی وسیله ها واینا حساس نیس و خسیس نیس بزاربچه بچگیش رو کنی
عزیزم اشکالنداره بزارشوهرت برای مواقع ضروری و بزرگ میشه جلوش دربیاد اینجور کارای سطحی بچگانه بمونه تنبیهش باشما
اوف من طاقت ندارم شاهان بزرگ شه اینجوری بگه😭 منم دعواش میکنم ولی شوهرم اصلا با اینکه کوچیکه هااا چیزی از دعوا ک نمیفهمه ولی من زود عصبی میشم شوهرم ن
راسی طرح ناخنت چقد نازه میشه عکس بدی واضح ایندفعه این طرحو بزنم
منم دیشب با پسرم تند برخورد کردم اونم رفت سمت در برگشت با انگشت اشاره اش داد زد یچیزایی بهم با حرص میگفت بعد رفت پیش بابا بزرگش خوابید نیومد پیش من🥺
الان که بچه س اینجوری میگه جدی نگیر.
ولی یکم که بزرگترشدهمه چیزحالیش میشه میتونی آروم تربگی بامهربونی بگوهمه چیزو
منم یه مدت خیلی به دخترم بکن نکن میکردم یه روزی گفتم وای دیونه شدم ول کنم برم یه روزی مثله همیشه هی گفتم نکن دست نزن یهویی گفت برو خونه مامان جون دوست ندارم دیگه از اون روز تا اتفاق خیلی بدی نیوفته جونش در خطر نباشه گیر نمیدم یا چیزی نشکنه منم دیگه از اون موقعه هی میگه مامان مهربون نرمالوم
من به دخترم میگم دکست دارم اون میگه من دوست ندارم 😁
دختر من امروز ب منگفت من با بابا برم پارك تو نيا بمون غذا درست كن 😅در صورتي ك شوهرم خيلي بهش گير ميده و نكن نكن داره
من باهاش بيشتر وقت ميگذرونمو و خيلي گير نميدم بهش
پسر بزرگ منم همینجور ۷سالش خیلی وابسته باباش عاشق باباش اصلا به من اهمیت نمیده بیخیال
دقیقاااا مثل من وشوهرم . منم همیشه بهش چیزای تربیتی رو یادش میدم باباش کلاااا کل زندگی رو آتیش هم بزنه هیچی نمیگه در صورتی که خیلی بهش گفتم توهم دخالت کن توی مسایل تربیتی که نصف بشه کار من بچه از من بدش نیاد ولی خوب میگه نمیتونم بهش چیزی بگم برای همینم دخترم بیشتر بابایی هست
من برعکس.خیلی با صدرا کنار میام. تا براش ضرر نداسته باشه جلوشو نمیگیرم اما شوهرم همه چیزو ازش میگیره و کنترلش میکنه. پسرم بیشتر سمته منه تا باباش. بنفعه باباش.
توهم خودتو ناراحت نکن. پسر اخر باید پیشه باباش باشه بزار به همون عادت کنه تو استراحت کن
عزیزم 😂😂بچه است زیاد حساس نباش . دختر بزرگم که چهارسالشه بعضی وقتا ک سرش داد میزنم . بهم میگه دوستت ندارم .
چه فرقی میکنه که بچه پدرشو بیشتر دوس داشته باشه یا مامانشو
من به شخصه اگه پسرم عاشق پدرش باشه و بیشتر دوسش داشته باشه مشکلی ندارم
شوهرم دشمنم که نیست
حالا اگه منو بیشتر دوس داشته باشه هم شوهرم نباید ناراحت بشه
بیخیال هر چنک حرفتحقه منو شوهرممهمینحالتوداریم اما خب دخترمدرک درستی نداره بیشتر مواقع میگ دوست دارمب باباش میگدوست ندارنبرو سرکار با اینکه باباشو خیلی دوس داره
عزيزم بچه ست چيزي متوجه نميشه منم گاهي دخترم به من ميگه دوستت دارم به باباش ميگه دوستت ندارم و يا بالعكس… سخت نگير
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.