خانوما سلام به لحظه میاین باهاتون میخام مشورت کنم
من شوهرم اهلاقش بد نیست ولی همه چیو نمیاد بهم بگه یا پنهون می‌کنه و نمیگه و من از این موضوع دلخور میشم. میگم شاید صلاح دونستید نگه ولی اگر بگه من خوشحال تر میشم. مثلاً تو گوشیش خودم دیدم خواهرش بهش پیروز زنگ زده. چون منو تو خیابون خواهرش دید.بعدش رفته بهش زنگ زده و حرف زده و منم این خودشو میزدم که زنگ بزنه و تو گوشیش چک کردم دیدم زده. حالا امروز بهش میگم بهت زنگ اینا نزد؟ خیلی قشنگ گفت نه!!!! نتونستم به روش بیارم چون گفتم میگه گوشیمو چک میکردی؟؟؟
چرا بهم نمیگه چرا یه سری چیزا رو نمیگه. حالا این مورد خاصی نیست ولی چرا وقتی خودم پرسیدم دروغ گفت؟؟ یا هیچوقت درمورد حساب هاش و پولاش شفاف صحبت نمیکنه. مثلاً میاد میگه اینقدر ریختن ولی وقتی میگه که یهو میبینه خودم دارم میفهمم از اینکه چیزی خرید مثلاً واسه خودمون یا خونه بعد میگم پولش از کجا میگه آره اون روز ریختن....شما چجوری هستین؟ من چیکار کنم بگه بهم همه چیو
بچه نی نی جنین بارداری سونوگرافی شیر مادر تغذیه بچه زایمان سزارین

۸ پاسخ

شوهرمنم همینجوره به جهنم منم دیگه هرچیزی رو بهش نمیگم

شوهر منم اینجوریه. وقتی بهش میگم چرا فلان چیزا رو نمیگی میگه خب مهم نبودن. واقعا ام از دید اکثر مردا این موارد مهم نیستن، مثل ما نیستن ۵ دقیقه بریم سر کوچه تا یه هفته درباره ش حرف داریم بزنیم! مردا خیلی کل نگرن و انقد فکرشون درگیره به این چیزا دیگه اونقدر اهمیت نمیدن. از یه طرفم دیدم مادرشوهرم یه حرفی بهش بزنی خیلی سین جیم میکنه و تا تهشو در میاره، جوری که خودمم مدتیه دوست ندارم حرف و خبری بهش بزنم چون خیلی میپرسه دربارش. گفتم حتما یکی از دلایلش همین باشه که شوهرم کلا عادت کرده زیاد حرف نزنه

مردا کلا حافظه خوبی ندارن واسه اطلاعات دادن یا فکر میکنن موضوع بی اهمیته یا مثلا دنباله داره همون اول یه نه میگن خودشونو خلاص میکنن

فک میکنم بیشتر مردا اینجورین
اصلا برات مهم نباشه
گوشیشم چک نکن ک اذیت نشی
اینجوری فقط روانت بهم میریزه
منم اولا ناراحت میشدم الان اصلا مهم نیست خودمو داغون نمیکنم
انقد حرف بزنن که حرف دونشون تموم بشه والا😂😂😂
شوخب کردم ولی اینجوری فک کن همیشه که همونطور ک تو گاهی با خانوادت تماسی داری و پنهان میکنی یا نمیگی یا مسیله ای ک داماد نباید بفهمه .همونطور هم اونا دارن این مسائلو . پس رد شو و خودتو داغون نکن .

دقیقا انگار شوهر منه بنظر همه عادی میاد ولی منم اذیت میشم از این رفتاراش

مثل شوهر من امروزه غروب بجا مامانش حرف زده دیدتش مادرش با باشه دعوا کرده بود مامانش بر اشته تو محلمون دور زده منم تو پارک وقتی مامانش زد زد مجبور شد جلوی من حرف بزنه ولی من هر چی باشه بهش میگم واقعا حالم ازش بهم خورد ولی ازپرسیدم گفت همین جوری نگفتم

شوهرمن که میگه نه من دروغ مصلحتی میگم تو ناراحت نشی و من هزاران بارگفتم با راست گفتن ناراحت بشم هزازبار بهترازاینه که با دروغ خوشحالم کنی بازم کار خودشو میکنه و من بی اعتمادم بهش هرحرفی رو که میزنه رک بهش میگم دروغ میگی

شوهرمنم مادرش یابقیه اعضاخانوادش زنگ بزنن بهش بمن نمیگه پاک میکنه بعضی وقتایادش نیره پاک کنه میگم‌راستی فلانی نیست خبرنداری میگه نه خبرندارم من گوشیشوهمیشه چک میکنم خودشم میدونه امادرموردحقوقش بهم‌میگه حتی فیش حقوقی نشونم میده ولی خیلی پیش میادپول میرنه له جیب مثلامیره میوه بخر تره بارمیشه ۴۰۰هزار این به طرف میگه ۶۰۰هزارکارت بکش ۲۰۰هزارپول نقدبهم‌بده نمیدونمم پولاروچکارمیکنه منم چندباری گفتم تگه میدی بخانوادت حرومشون باشه من راضی نیستم چون هبچوقت دستمونونگرفتن

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
شما بیاین قضاوت کنید پوشک شیر خشک
خواهرشوهرم چند روز خونمون مهمان بود بعد تواین چند روز پسرم خیلی اذیت میکرد مثلاً خیلی گریه میکرد و جیغ میکشید پ عمه شو میزد و موهای عمه هه رو میکشید و غذا هارو میرخیت هزار جور فضولی دیگه منم مجبور شدم چند بار جلو خواهر شوهرم پسرمو زدم خیلی ام عذاب وجدان گرفتم مثلاً یک دستم به آشپزی بود یک دستم به ظرف شستن و یک دستم به پسرم بود که کار خرابی نکنه بعد امروز خواهر شوهرم زنگ زده که ها من به دخترم که سوئد داره برا تخصص قلب درس میخونه زنگ زدم و گفتم بهش در مورد رفتارهای پسرت و خودت ودخترم گفته که زن دایی خودش (یعنی من داره میگه )که پسرشو داره به سمت بیش فعالی سوق میده و میگه ببرش مهد کودک بعد من گفتم اصلا مهد کودک نمیبرمش چون دوست دارم پیش خودم باشه بعد میگه دخترم گفته تو کشور سوئد اگه کسی بچه شو بزنه سرپرستی بچه رو ازش میگیرن بعد اومده خواهر شوهرم با وقاحت تمام به من میگه تو و شوهرت بد سرپرستین اگه شما جای من بودین چی می‌گفتین بهش؟؟؟