ضربه جبران نشدنی و وحشتناکی اول زندگیش بهش میزنی که تا اخر عمر زخمش باهاش میمونه. بذار از وجودت بهرهمند باشه. مردن راه حل هیچ مشکلی نیست. هر موقع مثل امشب به تنگ اومدی کمی گریه کن، با یکی حتی شده هوش مصنوعی حرف بزن، قدم بزن، اسمونو نگاه کن..، صبح نزدیکه.
یادش نمیاد ولی تاعمر داره داغونش میکنی شاید هربار که یادت بیوفته نفرینت کنه که چرا تنهاش گذاشتی شاید بدون تو بارها کم بیاره من مادرم بچه بودم خودکشی میکنه تاالان ۳۰سالمه یه بار سرخاکش نرفتم هروقت یادش کردم نفرینش کردم چون خیلی کم اوردم خیلی جا حسرت مادرهای بقیه روخوردم نامادری بالاسرم بود عین اینکه توقفس بودم شدم یه عقده ای که هرکی مادرش میومد مدرسه من فقط تودلم مادرم نفرین کردم چرا اگه نمیخواست باشه چرا ماهارو به دنیااورد که تنهامون بزار وقتی خودم زایمان کردم به هم تختی هام که نگاه میکردم بغض گلوم میگرفت خوشبحالشون چقدر مادرهاشون هواشونو دارن تابه این سن فقط حسرت ها به دلم موند توهم اگه مشکل داشتی حداقل این طفل معصوم نمیاوردی الانم که اوردی بخاطرش بجنگ نذار هروقت که یادت افتاد نفرینت کنه که چراتنهاش گذاشتی هرچیزی هرمشکلی یا راه حلی داره مردن هیچی درست نمیکنه
عزیزم حتما با مشاوره تلفنی صبحت کن رایگانم هست بچه ها گذاشته بودن
زندگی خودمون حسرت شد،حداقل برای بچه هام میجنگم شاید اوضاع بهتر بشه،ولی خودم خیلی دوست دارم برم یه جای دور وبا بچه هام اونجا زندگی کنم ولی بازم میگم بی پدری شاید براشون عذاب آور باشه
نمیدونم چه اتفاقی تو زندگیت افتاده که تا این حد آزارت داده که به خودکشی فکر کنی
فقط اینو میدونم که یه ادم حتی اگه ۱۰۰ سالشم بشه مادر میخاد شاید تا وقتی بچه هستیم درک نکنیم چقدر خوبه بودنشون اما یه روزی که حالمون خوب نیست ی روزکه خیلی خوشحالیم دلمون میخاد اولین نفری که بهش زنگ میزنیم و میریم پیشش مامانممون باشه
عزیزم منم ۵ سال شکنجه های شوهرمو تحمل کردم اگر بخام تعریف کنم یه کتاب ۱۰۰۰۰ صفحه ای میشع ک با هر صفحه اش اشک میریزی
دوتا بچه پشت همم اوردم و تو شهر غریب
شوهرم ۱۴ سال ازم بزرگتره کتک تحقیر
خساست
اصلا نمیدونم بگم چ بلاهایبی سرم اورد یه بار ب خانوادم نگفتم برادوستم دردل نکردم عین غده تو دلم هی بزرگ بزرگتر شد
سکوت کردم نشخوار ذهنی داغونم کرد
یهویی عین سوت زودپز ترکیدم
هرچی بود رو ب خانوادم گفتم اومدن بردنم وبادوتا بچه دارم مراحل قبل طلاق روانجام میدم
هر آدمی یه صبری داره ولی ما یکبار زندگی میکنیم لایق بهترینها هستیم
بذار قهرمان زندگی بچت باشی
الان شاید کلی مشکل داشته باشم ولی حتی حاضرنیستم یه ثانیه بچمو تنها بزارم نمیخوام حسرت هایی که خودم کشیدم دخترمم تجربه کنه شب های که بغض گلوم میگرفت تواوج نوجوانی کسی نبود دلداریم بده کسی نبود حرف دلمو بهش بگم فقط مثل یه کلفت ازترس یه نفرکارمیکردم
چي شده
من واقعا خستم نمیتونم دمورد مشکلاتم با خانوادم حرف بزنم دوستی هم برام نزاشتن دیگه بدنم تحمل اینهمه مشکل و نداره
چرا عزیزم
چراا ؟
چرا یادش نمیاد؟
چرا یادش نیاد؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.