خانوما طبق تایپیک قبلی
ک گفته بودم انقباض دارم و هروقت از سرجام بلندمیشم خیس میشم
دیشب یه سر رفتم زایشگاه گف باید معاینه بشی بعدش رفت منتظرموندم واینکه صدای اون خانومایی ک داشتن زایمان میکردن میومد هی ته دلم خالی میشد😥همش دعا دعامیکردم ک کیسه ابم نباشه وترشح معمولی باشه مامااومد بهم گف شلوارتودربیاربروروی تخت تا معاینت کنم رفتم اومد معاینه کرد گفت دهانه رحمت دوسانت بازه و تست هم منفیه ولی قطعی نیس گفتم مگه تست امنیوشورنیس گف نه از این معمولیاهست وسونو هم واسم نوشت منم اومدم خونه باخودم گفتم هرموقع از دردمیخواستی بمیری اون وقت بروبیمارستان دیشبم چون معاینه کرده بود از دردپریودی و درد واژن خوابم نمیبرد نصف شب خواب دیدم کیسه ابم ترکیده همش و رفتم بیمارستان زایمان کردم خیلی خوشحال شدم بعدش پاشدم دیدم پسرم نصف شب میخواسته اب بخوره لیوان اب از دستش سرخورده همش ریخته روتشک و لباسام خیس بود یه لحظه فک کردم ن واقعا کیسه ابمم ترکیده دیدم نه پسرم میگه مامان لباسم خیسه عوضش کن اب ریخته منم قیافم اینجوری😑از دست این وروجکا چ کنم😂

تصویر
۲ پاسخ

منکه درحال بازی با گوشی بودم که دیدم عه کیسه ابم پارع شدع و. رفتم بیمارستان گفت8سانتی تازع یه مقداری از موهای پسرمم ریخته بود رو. نوار. چون قبلش نوار گذاشتم🤧😂

هرچی به صلاحته برات رقم بخوره

سوال های مرتبط

مامان سپهر مامان سپهر ۸ ماهگی
پارت دوم
از روز پنج شنبه تا جمعه بعد از ظهر ترشحات ادامه داشت و البته تکرر ادرار شدید داشتم یعنی ی لیوان آب میخوردم دسشویی بودم دو دیقه بعد به شوهرم میگفتم انگار ی شیلنگ وصله از معده به مثانه ام😅 بعد از ظهر بود که ببخشید داشتم لباس زیر عوض میکردم دیدم چند قطره آب ریخت تا پایین پام اهمیت ندادم گفتم حتما ترشحه و ادامه هم نداشت اما از 12 شب به بعد کم کم احساس میکردم هی دارم مرطوب میشم بازم گفتم ترشحه اهمیت ندادم اما استرس افتاده بود تو جونم خوابم نمیبرد یهو طرفای ساعت 3 ۴ صبح بود دیدم نه داره آب میچکه ازم و خیس میشم به شوهرم گفتم کیسه آبمه فکر کنم گفت بریم بیمارستان گفتم الان زوده میریم محل نمیذارن شبه منم دلم میگیره بذار صبح بشه پسرمم بفرستم مدرسه بعد(دل گنده ای دارم میدونم خودم😁)هیچی دیگه دوش گرفتم کارام و کردم و همچنان آب میومد و خیس میکرد😬 بعدم پسرم و راهی کردم و لباس پوشیدیم رفتیم زایشگاه که ساعت ۹ شده بود ماما معاینه ام کرد و گفت بله کیسه آبت ترکیده و باید بستری بشی زایمان کنی منم اندک دردی داشتم اما نه شدید خیلی کم هیچی دیگه ی کاسه آبم رو تحت معاینه ریخت و من گفتم خدایا مگه ی کیسه چقد آب توشه واقعا؟؟؟خلاصه بستری شدم و رفتم زایشگاه
مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت سوم:فوری با خستگی زیاد چون از صبح سرپا بودم یکمم احساسی شدم گفتم صد درصد پس وقت زایمانمه گریم گرفته بود پاشدم لباس پوشیدیم زنگ زدیم مامانامونو هم بردیم استرس داشتیم رفتم ساعت ۳ و نیم شب تقریبا رسیدیم رفتم بلوک زایمان عین دیوونه ها با خنده ریلکس گفتم کیسه آبم پاره سده چیکار کنم ماماهه منو جدی نگرفت چون خیلی اکتیو بودم درد هم نداشتم پیش خودش گفت حتما الکی گفته کیسه آبش پاره شده که بستریش کنن چون عصر هم رفته بودم معاینه خلاصه محل نداد چند دقیقه نشسته بودم تا اومد معاینه کرد گفت دو سانتی و همینکه معاینه داشت میکرد نصف بقیه کیسه آب هم خالی شد کلا تا زایمان کنم تا آمپول فشار بهم بزنن با هر معاینه کیسه آبم خالی میشد خیلی برام عجیب بود خلاصه لباس دادم اتاق دادن نوار قلب بهم وصل بود از ساعت چهار تا ۹ صبح چند باری هم معاینه شدم تقریبا ۳ سانت بودم ساعت ۹ شب سرم فشارم رو برام زدن....
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه
مامان سورپرایز مامان سورپرایز ۱ ماهگی