۱۰ پاسخ

وای منم این مشکلات رو دارم 😐
از همه بدتر شوهرمه وقتی گله میکنم میگم من حساس شدم بگو اینطوری نگن میگه عب نداره اونا دوسش دارن😐😐 تازه مادرشوهر و پدرشوهر من دایه های مهربان تر از مادرن! منو دعوا میکنن میگن اینجوریش کردی اونجوریش کردی... بعضیا وقتا ب دهنم میاد یه به شما چه بگم باز تحمل میکنم

میفهممت 😮‍💨 یانرو یا تذکر بده🙁

وای دقیقااااااا می‌دونم چی میگییییی پدر شوهرم منم اینو میگه کلا همه اینایی که گفتی به منم میکنن حرص میخورم تنها ترسم اینه بزرگتر که شد بره خونشون بمونه اصلا نمیتونم تحمل کنم اینجور چیزا رو آخه شوهرمم حرف اونارو تایید میکنه خیلی حرصی میشم

چقدر منی 🤣

منم مادرشوهرم همینجوره حساس شدم هر ده روز میرم خونشون بچه تازگیا میترسه بغلشون نمیره😂😐حس میکنم ازم میخان بگیرنش

من که دائم پیش مادر شوهرم خونمون واحد روبه رویی همه

حق داری
ولی فکر میکنم اینارو یه مدت میگن بعد دیگه تموم میشه

منم سر بچه اولم اینطوری بودم و مادرشوهرم دقیقا همین رفتارو داشت
دخترم که ناخواسته به دنیا اومد الان برا خودم وقت ندارم و دوس دارم بقیه بچه هامو نگه دارن تو هم سخت نگیر خداروشکر کن که اهمیت میدنو بچه تو دوس دارن

بیخیال تا بچه اس اینارو میگن یکم بزرگتر بشه خود بچه طرفشون نمیره

من خیلی وابسته پسرم شدم.ازطرفی دیگه بچه نمی‌خوایم .دلم میخواد خودم اینو بزرگ کنم تربیت کنم و بهش برسم
دوست ندارم منو سخت گیر بدونه و بره سمت اونا

سوال های مرتبط