۲ پاسخ

من تو همه چی باهاش اینجوریم گریه هم بکنه اشکال نداره

اره موافقم
بچه باید هرزگاهی ناکام بشه بدونه دنیای واقعی اینشکلیه
نه اینکه همه چی گل و بلبله و فراهمه

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۳ سالگی
#زایمان
#پوشک
#شیرخشک
دخترا ما ایلامی ها یه شیرینی داریم خیلی خوشمزه س این پایین دستورشو میزارم درست کنید خیلی خیلی خوشمزه س حتما درست کنید


دو لیوان آرد
نصف لیوان روغن
نصف لیوان پودر قند
دوتا تخم مرغ
پودر زیره یک قاشق مرباخوری
پودر رازیانه یک قاشق مرباخوری
وانیل بکینگ پودر نمک زردچوبه
طرز تهیه بژی برسان

دو لیوان آرد( فانتزی باشد بهتره ) را دو بار الک می کنیم سپس نصف لیوان روغن داغ را روی آن می ریزیم تا تُرد شود پس نصف لیوان پودر قند و دوتا تخم مرغ رو به آن اضافه کرده و پودر زیره و رازیانه هرکدام یک قاشق مربا خوری (وانیل ، بکینگ پودر ، نمک ، زرد چوبه) هر کدام یک قاشق مرباخوری اضافه می کنیم سپس با شیر ولرم مواد را به هم می زنیم کم کم شیر اضافه می کنیم و خمیر یک دست درست می کنیم خمیر نباید به دست بچسبد وقتی خوب ورز دادیم به مدت نیم ساعت در جای گرم نگه می داریم با روی پوشیده

مرحله سرخ کردن

هر بار به انداز های یک گردوی کوچک از خمیر را بر میداریم در داخل دست به صورت گلوله در می‌آوریم سپس با دست لوله می کنم با دو تا انگشت پهن می کنیم به صورت مستطیل در می آوریم و در داخل روغن می اندازیم تا سرخ شود بعد زیر و رو میکنیم هر دو طرف سرخ شده شعله گاز باید ملایم باشد تا نسوزد در ظرف می چینم و روی آن پودر قند می ریزیم
مامان آوا💜 مامان آوا💜 ۲ سالگی
🌱 نظر مادرهای شاغل و معلم رو می‌خوام
من مادر یک دختر ۲ سال و ۸ ماهه هستم و برای آزمون استخدامی آموزش‌وپرورش هم مطالعه می‌کنم. فعلاً خانه‌دارم و در کنار نگهداری از بچه و کارهای خانه، مطالعه‌ام رو پیش می‌برم.
احتمال داره در یک مهد/پیش‌دبستانی به‌عنوان مربی مشغول بشم؛ حدود ساعت ۷:۳۰ تا ۱۴. اما برای نگهداری از دخترم کمک ثابت و منظمی از اطرافیان ندارم و اگر مشغول به کار بشم، ترجیحاً باید دخترم رو هم با خودم ببرم.
از طرفی بعد از کار، علاوه بر رسیدگی به بچه و خانه، آماده‌سازی محتوای تدریس و ابزار برای روز بعد هم ممکنه لازم باشه و نگرانم مطالعه آزمونم خیلی کم بشه.
مادرهای شاغل، مخصوصاً معلم‌ها و مربی‌های مهد:
🔹 واقعاً بعد از کار چقدر انرژی و زمان برای مطالعه دارید؟
🔹 بچه و خانه و آماده‌سازی کار رو چطور مدیریت می‌کنید؟
🔹 اگر برای آزمون یا ادامه تحصیل هم مطالعه داشته باشید، در عمل چند ساعت در روز می‌تونید بخونید؟
🔹 اگر کمک ثابتی برای نگهداری بچه نداشته باشید، شرایط چطور می‌شه؟
🔹 با توجه به این شرایط، به نظرتون شروع کار برای یک مادرِ دارای کودک خردسال شدنی و پایدار هست یا بهتره فعلاً روی آزمون تمرکز کنه؟
ممنون می‌شم تجربه واقعی‌تون رو بگید، مخصوصاً اگر شرایط مشابهی داشتید. 🤍
مامان آوا💜 مامان آوا💜 ۲ سالگی
🌱 نظر مادرهای شاغل و معلم رو می‌خوام

من مادر یک دختر ۲ سال و ۸ ماهه هستم و برای آزمون استخدامی آموزش‌وپرورش هم مطالعه می‌کنم. فعلاً خانه‌دارم و در کنار نگهداری از بچه و کارهای خانه، مطالعه‌ام رو پیش می‌برم.

احتمال داره در یک مهد/پیش‌دبستانی به‌عنوان مربی مشغول بشم؛ حدود ساعت ۷:۳۰ تا ۱۴. اما برای نگهداری از دخترم کمک ثابت و منظمی از اطرافیان ندارم و اگر مشغول به کار بشم، ترجیحاً باید دخترم رو هم با خودم ببرم.

از طرفی بعد از کار، علاوه بر رسیدگی به بچه و خانه، آماده‌سازی محتوای تدریس و ابزار برای روز بعد هم ممکنه لازم باشه و نگرانم مطالعه آزمونم خیلی کم بشه.

مادرهای شاغل، مخصوصاً معلم‌ها و مربی‌های مهد:

🔹 واقعاً بعد از کار چقدر انرژی و زمان برای مطالعه دارید؟
🔹 بچه و خانه و آماده‌سازی کار رو چطور مدیریت می‌کنید؟
🔹 اگر برای آزمون یا ادامه تحصیل هم مطالعه داشته باشید، در عمل چند ساعت در روز می‌تونید بخونید؟
🔹 اگر کمک ثابتی برای نگهداری بچه نداشته باشید، شرایط چطور می‌شه؟
🔹 با توجه به این شرایط، به نظرتون شروع کار برای یک مادرِ دارای کودک خردسال شدنی و پایدار هست یا بهتره فعلاً روی آزمون تمرکز کنه؟

ممنون می‌شم تجربه واقعی‌تون رو بگید، مخصوصاً اگر شرایط مشابهی داشتید. 🤍
مامان 🪷متینا🪷 مامان 🪷متینا🪷 ۲ سالگی
سلام مامانا
یه مسئله ای هست که من بت شدت درگیرش شدم
اونم اینه که خیلی زود عصبی میشم و از کوره در میرم
خیلی زیاااااد
از صبح با خودم میگم که با بچه دعوا نکن مهم نیست ولش کن ولی از غروب به بعد انگار دیگ نمی تونم حتی یک ثانیه نه کاراشو تحمل کنم نه خودشو
بعد از ظهری یک ساعت و ربع خوابید از یه ربع به یازده اومدیم بخوابیم الان تازه خوابیده!!!!
همش لجبازی و اذیت
پدرم رو درآورده
من و همسرم دو دقیقه نمی تونیم باهم حرف بزین
با هم باشیم
هیچی و هیچی
با این مدل خوابیدنش هم دیگ رابطه درست درمونی هم نداریم
همش یا دارم جیغ میزنم یا دعوا می کنم یا بد بیراه می گم
بگم دلم می خواد ریز ریزش کنم دروغ نگفتم
قبلا اینجوری نبودم
اصلا همچین دیدی نسبت به بچه داری نداشتم
خانواده آرومی هم دارم یعنی تو دعوا و سر و صدا بزرگ نشدم
اصلا واقعا داغونم داغوووووون
همش می ترسم آسیب بزنم بهش
اینم یه لجباز و پرویی که دومی نداره
چنان اعلام استقلال کرده داره منو داغون می کنه
از حموم اومده بیرون چه قدر با من لجبازی که خودم پوشک بپوشم
خوووودم
شام همبرگر داشتیم دلتون نخواد البته
خودم بخورم تو اصلا دست نزن به من
نتیجه اش این شد همش متلاشی شد روی فرش سفید…..
ازین جور کارا الیییی ماشاءالله
از صبح که چشمش رو باز می کنه
هر کاری رو هم چهل بار باید بگی شیرت رو بخور شیرت رو بخور حالا خودش منو کشته که بهم شیر بده
هی انگشت کنه تو سر و صورت من انگشتشو کنه تو دماغم دستمو بکنه دهنش که ناخونمو بجوه….همش اصلا مهم نیست ولی منو داره له می کنه روزی صد بار بهش باید بگم نکن
از کنار دستم جم نمی خوره فقط مامان باید بخوابونه فقط مامان غذا بده که منو از حرص به مرض مالیخولیا برسونه
چی کاااااار کنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭