۱۱ پاسخ

درست میگه عزیزم شوهرت !! نمیگم حسرت بده ب بچه هات ولی صبرکردن رو با جملات صبرکن دوسه بار ک گفت باارامش بگو صبرکن بعد بهش بده بگو افررررین مرسی ک صبرکردی
دوم اینکه اول ارامشو درون خودت پیداکن اگه تو اروم نباشی بچه میفهمه خودشم اشوب میشه و ب هرکاری دست میزنه
سوم بااحترام مدام ازشون بخواه تو کلفتشون نیستی ک همههههه کارارو خودت انجام بدی من مثلا پاک کردن صورتش اوردن بشقاب خودش سر سفره و اینجور چیزا رو به خودش میسپارم دیگه برای بقیه چیزایی ک میارم ندیدپدید بازی درنمیاره اون حس انجام دادنش ارضا میشه وقتی توی هرکاری دوتیکشو ب خودش میسپرم
بعد اینکه اگه دوس نداری ب چیزی دست بزنه یا کاریو نکنه خیلی بی اهمیت نشونش بده مثلا من میگم ارهههه مامان ببین میزاریمش اینجا ک خراب نشه یا ببین تموم شد یا ببین چقد راحت بود خلاصه مدام با صحبت و روی خوش بهش نشون میدم ک زندگی رواله و هیجانی نیست

دختر من که الان یه ماهه برا هرچیزی لج میکنه و گریه میکنه مغزمون میخوره دیونه شدیم من همسرم اصلا دعواش نمیکنه منم دعواش میکردم اروم بهم میگفت دعواش نکن خیلی کوچیکه هنوز 3سالش نشده ولی الان دو بار سرش داد میزنه اصلا حرف گوش نمیده انگار اصلا وجود نداریم

عزیزم از بچه کوچیک چه انتظاری داری الان سن رشد هست نه سن تربیت ایشالله از ۴ سالگی تربیتش رو شروع کن مغز بچه کوچیک طراحی نشده برای بکن نکن گفتن

عزیزم اونا بنده خوش شانسن
قربون بودن دوقلوهااام خداروشکر
اما میخان گویا منو راهی تیمارستان کنن

آخ گفتی ،آخی گفتی جلو مردم جوری رفتار میکنن انگار از قحطی و جنگل فرار کردن،تو خونه بچم برای همه تمیزکاری های صورتش دستمال کاغذی برمیداره جلو مردم دماغش رو با آستین تمیز میکنه،بعد میگی نکن بدتر میکنن،میگی بخور نمیخورن،جایی میرن از دماغم در میارن،یه مجلس نمیتونم برم از دستشون

باید اقتدار داشته باشی بچه ازت حساب ببره رو حرفت محکم باش اگر کار بدی میکنه محرومش کن اخم کن بهش و برای کار خوب تشویق کن اگر همیشه مهربون باشی و هرچی میخواد بگی باشه هیچ ارزشی برات قائل نمیشه

عزیزم بچه هرچیزی خواست نباید فراهم بشه براش بنظرم ب حرف همسرت گوش بده چند روز گریه کنن ببینن تاثیری روی اینکه چیزی ک میخوان یا کاری ک میخوان بکنن نداره درست میشن
کتاب مادر کافی رو هم بتونی بگیر بخون

عزیزم اونایی که یه بار بهشون میگن گوش میدن تک قلو هستن ...اکثرا دوقلو ها همین طور لجبازن چون سربه سر هم میزارن

بچه های منم خیلی دعوا میکنن و بهانه میگیرن

دقیقا پسر منم همینطوره اصلا حرف منو پدرشو گوش نمیده به حساب نمیاره بچه نا ارومی هم هس و خیلی بی محبت چن روزم بره بمونه ی جایی والا سراغ منو نمیگیره انقدررر بخدا دست تنها جای غریب بدون کمک زحمت کشیدم و محبت کردم ی جور مادرشوهرمو مامان میگه من فقد میمونم

دخترای منم بودن تازگیا دارن یکم بهتر میشن اونم انقد قصه تعریف میکنم انقد باهاش حرف میزنم قبل جایی رفتن همه کارایی ک میدونم ممکنه انجام بدن لج کنن رو باهاشون صحبت میکنم دونه دونه بهشون میگم قشنگ کف میکنم
اقتضای سنشون آخه

سوال های مرتبط

مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۳ سالگی
خانم ها چند روزه دیگه عقد خواهر زاده شوهرمه و قرار بریم مراسمش و بعدش شام می دن تو رستوران همسرم میگه بچه ها ببریم من فکرم پیش اون ها میمونه و می خواستم اون نیم روز رو می خواستم بزارم پیش مامانم این ها می گفتم راحت بریم زن و شوهری بچه ها نمی زارن که ما بفهمیم چی شد چی نشد یکیم ما با برادر شوهرم و زنش ۵ ساله که کلا قطع ارتباط هستیم حرف نمی زنیم و من خیلی وقت ندیدمشون و حتی بچه ای اون ها هم شد من ندیدم نمی شناسم و اون ها هم بچه های من رو نمی شناسن من مشکلم اینجاست که اگه ببرم اون خارجه های من رو می بینن من هموزه که نشونشون ندادم هیچی نمی دونن در مورد بچه های من می ترسم چششون بزنن چون زنه برادرشوهرم جادوگره واقعا خیلی موردش حرف هایی شنیدم و از حسودیش با من قطع ارتباط کرد منم زیاد به خاطر اون ها نمی خوام ببرم و یه چیزم هست بچه های اون ها یه سال از بچه های من بزرگ‌تره و مشکلی داره حالا من نمی دونم مادرشوهرم این ها میگن که یا اوتیسمه یا سندروم داره حالا من کاری با بچشون ندارم ولی می ترسم ببرم به زبون بکشن بچه های من رو با بچشون مقایسه کنن و چششون بزنن من آنقدر از چشم نظری می ترسم 😓واقعا موندم چیکار کنم همسرم میگه شام می دن بچه هارو ببریم شام بخورن منم می خوام ببرم ولی چون اون ها قرار بیان نمی خوام ببرم نظرتون چیه ؟؟؟؟؟ شما بودین چیکار می کردین؟
مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۳ سالگی
مامان های عزیز خواهش می‌کنم جواب بدین رد نشین بچه های من تو پوشک هستن و من هنوز نتونستم از پوشک بگیرم خیلی سعی کردم ولی نشد پوشک شب شون خیس میشه هر روز و صبح ها هم پی پی می کنن بعد بیدار شدن و من سعی کردم اول به دخترم یاد بدم و ببینم می تونه یا نه ۱۰ روز روش کار کردم ولی نشد جیشش رو کلا خودم می بردم و پی پی هم اصلا نمی کرد و آنقدر نگه می داشت یبوست شدید می شد و نه تو پوشک نه تو دستشویی نمی تونست بکنه حالا من شکمش رو که گلاب و برگه خشک زرد آلو این ها دادم باز شد و اسهال شد سه روز دخترم اسهال شد و کلی گریه کرد و من تو دستشویی پی پی نمی کنم و پوشک بیار فقط تو پوشک پی پی کرد اون سه روز اسهال رو و کلیم پوشک رفت و همش تو سرویس بهداشتی بودیم نمی دونستم دخترم رو ببرم و بیارم یا پوشک پسرمم عوض کنم اصلا دخترم توجه نمی کرد که من چی میگم خیلی بهش توضیح می دادم هم من و هم باباش ولی بی فایده بود مشکل حالا جیش نیست مشکلم اینکه چرا دی پی رو اون همه تو شکم نگه می داره که آخر سر یبوست شدید بشه می ترسم ادامه بدم به روده هاش آسیب بزنه می یام تو گهواره میبینم بچه های کوچیک از بچه های من رو از پوشک گرفتن که چرا من نمی تونم مشکل ما چیه بچه مردم باهوش و زرنگه بچه ای من تنبله یا من تنبلم من خیلی وقت سعی کردم بهشون یاد بدم ولی همکاری صفر و فقط بازی گوشی می کنن من چیکار کنم شما بگین الان هر دوتاش تو پوشک هستن اعصابم نکشید به کار های دخترم منم پوشک کردم حالا یه مدت هم بگذره