۵ پاسخ

عزیزدلم حرص نخور بچه با بچه متفاوته انقدر خودتو بچه تو با بقیه مقایسه نکن کار خودتو بکن اگه حس میکنی تو حرف زدن عقبه ببر گفتار درمانی درست میشه

اولا که بچه ها متفاوتن دومن ویتامین بچه رو به حرف نمیندازه یکی بای. با بجه حرف بزنههه فقط که به حرف بیان

عزیزم من حست رو درک میکنم چون دقیقا حرف دل منو گفتی ولی همه اینا میگذره مطعن باشه چطور امتحان داشتیم میگفتیم کی تموم میشه یا استرس حالا ببین هیچی نیست دختر منم دیر باز کرد ولی قشنگ جمله بندی میکنه یهو همه کلمات رو ریخت بیرون ۲سال۳ یا۴ شروع کرد تا دونیم سالگی کامل زبونش باز کرد الانم واضح گاها نمیگه ولی بازم از نگرانیم کم شد من توی‌پروسه پوشک موندم در عرض یک هفته یبار جیش رو گرفت متاسفانه مریض شد باعث شد باز نشه کاملا دختر منم تا ب این سنش همکاری نمیکرد جز دیروز قبل اون اصلا جیشش رو انجام نمیداد چه برسه به پی پی دیروز اولین بار جیش.رو کرد چقدر خوشحال شدم. شما ک دو قلو دارین یا باهم باز کنید یا یکی یکی الانم باز نشه اصلا نگران نباش تا ۳ سالگی وقت داری بهتر باز میشه خیلیا الان اینجا باز کردن زودتر ولی شبا پوشک میبنددن یا پی‌پی نمیکنه زبون هم در حدی که خودش بگه حرفاشو برسونه منظورشو یعنی زبون باز کرده فقط استرس هاش برای ما میمونه❤️‍🩹🩷

حرف زدن که به غذا دادن نیس بچه ی من کلا به زور غذا میخوره برا حرف زدن ببر گفتار درمانی

دوقلوهای منم تاخیر داشتن امگا 3براشون بگیر حتمن

سوال های مرتبط

مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۳ سالگی
مامان های عزیز خواهش می‌کنم جواب بدین رد نشین بچه های من تو پوشک هستن و من هنوز نتونستم از پوشک بگیرم خیلی سعی کردم ولی نشد پوشک شب شون خیس میشه هر روز و صبح ها هم پی پی می کنن بعد بیدار شدن و من سعی کردم اول به دخترم یاد بدم و ببینم می تونه یا نه ۱۰ روز روش کار کردم ولی نشد جیشش رو کلا خودم می بردم و پی پی هم اصلا نمی کرد و آنقدر نگه می داشت یبوست شدید می شد و نه تو پوشک نه تو دستشویی نمی تونست بکنه حالا من شکمش رو که گلاب و برگه خشک زرد آلو این ها دادم باز شد و اسهال شد سه روز دخترم اسهال شد و کلی گریه کرد و من تو دستشویی پی پی نمی کنم و پوشک بیار فقط تو پوشک پی پی کرد اون سه روز اسهال رو و کلیم پوشک رفت و همش تو سرویس بهداشتی بودیم نمی دونستم دخترم رو ببرم و بیارم یا پوشک پسرمم عوض کنم اصلا دخترم توجه نمی کرد که من چی میگم خیلی بهش توضیح می دادم هم من و هم باباش ولی بی فایده بود مشکل حالا جیش نیست مشکلم اینکه چرا دی پی رو اون همه تو شکم نگه می داره که آخر سر یبوست شدید بشه می ترسم ادامه بدم به روده هاش آسیب بزنه می یام تو گهواره میبینم بچه های کوچیک از بچه های من رو از پوشک گرفتن که چرا من نمی تونم مشکل ما چیه بچه مردم باهوش و زرنگه بچه ای من تنبله یا من تنبلم من خیلی وقت سعی کردم بهشون یاد بدم ولی همکاری صفر و فقط بازی گوشی می کنن من چیکار کنم شما بگین الان هر دوتاش تو پوشک هستن اعصابم نکشید به کار های دخترم منم پوشک کردم حالا یه مدت هم بگذره
مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۳ سالگی
خانم ها چند روزه دیگه عقد خواهر زاده شوهرمه و قرار بریم مراسمش و بعدش شام می دن تو رستوران همسرم میگه بچه ها ببریم من فکرم پیش اون ها میمونه و می خواستم اون نیم روز رو می خواستم بزارم پیش مامانم این ها می گفتم راحت بریم زن و شوهری بچه ها نمی زارن که ما بفهمیم چی شد چی نشد یکیم ما با برادر شوهرم و زنش ۵ ساله که کلا قطع ارتباط هستیم حرف نمی زنیم و من خیلی وقت ندیدمشون و حتی بچه ای اون ها هم شد من ندیدم نمی شناسم و اون ها هم بچه های من رو نمی شناسن من مشکلم اینجاست که اگه ببرم اون خارجه های من رو می بینن من هموزه که نشونشون ندادم هیچی نمی دونن در مورد بچه های من می ترسم چششون بزنن چون زنه برادرشوهرم جادوگره واقعا خیلی موردش حرف هایی شنیدم و از حسودیش با من قطع ارتباط کرد منم زیاد به خاطر اون ها نمی خوام ببرم و یه چیزم هست بچه های اون ها یه سال از بچه های من بزرگ‌تره و مشکلی داره حالا من نمی دونم مادرشوهرم این ها میگن که یا اوتیسمه یا سندروم داره حالا من کاری با بچشون ندارم ولی می ترسم ببرم به زبون بکشن بچه های من رو با بچشون مقایسه کنن و چششون بزنن من آنقدر از چشم نظری می ترسم 😓واقعا موندم چیکار کنم همسرم میگه شام می دن بچه هارو ببریم شام بخورن منم می خوام ببرم ولی چون اون ها قرار بیان نمی خوام ببرم نظرتون چیه ؟؟؟؟؟ شما بودین چیکار می کردین؟