۴ پاسخ

اینایی که گفتی سنشون و تا ۳یا۴سالگی همینن عیب نداره وچون زیاد رفت و اند نداری با کسی و زیاد باهاشون صحبت نمیکنی بذار کارتون آموزشی ببینن یاد بگیرن کار و بازی و صحبت کردن تاکمتر اذیت بشی

بچهای منم ی عالمه اسباب بازی دارن میریرن ،لباسارو میرزین،اقتضای سنشونه،منم ناراحتی عصاب گرفتم اینقد میگم نریزید،گاها دیگ ول میکنم،،،بااین هنه اوصاف من ی نوزاد ۳ماهم دارم خاهر،لباسای اونم میریزن زمین،من گاهی میدم خودشون عذابخورن مثل برنج و ماکارانی،،اس و سوپ خودم میدم ک گند نزنن،،چقدر دلم میخاد زود بشن ۱۸ساله بخدا

عزیزم دوقلو یعنی همین تمام چیزایی که گفتی انگار بچه هام و تعریف کردی تلویزیون هم به سنی برسن‌خودشون دیگه نمیدین بچه هام من همین بودن خیلی میدیدن اگر نبینن خواهر اعصاب خودت بهم میریزه باید حرص بخوری الان بچه هام کمتر شده دیدن تی وی در مورد حرف زدن بچه هام بگم یکی از دوقلو یه خورده دیرتر حرف میزنه یکی از پسرام تازه ۲ سال و نیم به حرف اومد یکی هم ۳ سالگی به حرف اومد خودتو نگران نکن

دعوا بینشون عادیه چون همجنس نیستن ولی سعی کن ی مدت خودت بینشون بری و باهاش بازی کنی مثل آجر بازی خاله بازی رستوران بازی نمیدونم هر بازی دوست دارن ک بازی کردن باهم رو یاد بگیرن غذا هم طوری نیس خودت بدی من هنوزم گاهی وقتا ک میدونم بچه هام خستن خودم غذا میدم بهشون ولی بیشتر خودشون میخورن شما هم ی پارچه بزرگ پهن کن بذار خودشون بخورن خودتم یکم بهشون بده ک کامل بخورن. تلویزیون رو هم کم کن زمانش رو چون حالا خیلی کوچیکن من بچه هامو قانون گذاشتم صبح ی برنامه کودک عصرم یکی شما هم کمش کن یا مثلا بگو شبکه برنامه کودک قطع شده

سوال های مرتبط

مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۲ سالگی
خانم ها چند روزه دیگه عقد خواهر زاده شوهرمه و قرار بریم مراسمش و بعدش شام می دن تو رستوران همسرم میگه بچه ها ببریم من فکرم پیش اون ها میمونه و می خواستم اون نیم روز رو می خواستم بزارم پیش مامانم این ها می گفتم راحت بریم زن و شوهری بچه ها نمی زارن که ما بفهمیم چی شد چی نشد یکیم ما با برادر شوهرم و زنش ۵ ساله که کلا قطع ارتباط هستیم حرف نمی زنیم و من خیلی وقت ندیدمشون و حتی بچه ای اون ها هم شد من ندیدم نمی شناسم و اون ها هم بچه های من رو نمی شناسن من مشکلم اینجاست که اگه ببرم اون خارجه های من رو می بینن من هموزه که نشونشون ندادم هیچی نمی دونن در مورد بچه های من می ترسم چششون بزنن چون زنه برادرشوهرم جادوگره واقعا خیلی موردش حرف هایی شنیدم و از حسودیش با من قطع ارتباط کرد منم زیاد به خاطر اون ها نمی خوام ببرم و یه چیزم هست بچه های اون ها یه سال از بچه های من بزرگ‌تره و مشکلی داره حالا من نمی دونم مادرشوهرم این ها میگن که یا اوتیسمه یا سندروم داره حالا من کاری با بچشون ندارم ولی می ترسم ببرم به زبون بکشن بچه های من رو با بچشون مقایسه کنن و چششون بزنن من آنقدر از چشم نظری می ترسم 😓واقعا موندم چیکار کنم همسرم میگه شام می دن بچه هارو ببریم شام بخورن منم می خوام ببرم ولی چون اون ها قرار بیان نمی خوام ببرم نظرتون چیه ؟؟؟؟؟ شما بودین چیکار می کردین؟
مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۲ سالگی
مامان های عزیز خواهش می‌کنم جواب بدین رد نشین بچه های من تو پوشک هستن و من هنوز نتونستم از پوشک بگیرم خیلی سعی کردم ولی نشد پوشک شب شون خیس میشه هر روز و صبح ها هم پی پی می کنن بعد بیدار شدن و من سعی کردم اول به دخترم یاد بدم و ببینم می تونه یا نه ۱۰ روز روش کار کردم ولی نشد جیشش رو کلا خودم می بردم و پی پی هم اصلا نمی کرد و آنقدر نگه می داشت یبوست شدید می شد و نه تو پوشک نه تو دستشویی نمی تونست بکنه حالا من شکمش رو که گلاب و برگه خشک زرد آلو این ها دادم باز شد و اسهال شد سه روز دخترم اسهال شد و کلی گریه کرد و من تو دستشویی پی پی نمی کنم و پوشک بیار فقط تو پوشک پی پی کرد اون سه روز اسهال رو و کلیم پوشک رفت و همش تو سرویس بهداشتی بودیم نمی دونستم دخترم رو ببرم و بیارم یا پوشک پسرمم عوض کنم اصلا دخترم توجه نمی کرد که من چی میگم خیلی بهش توضیح می دادم هم من و هم باباش ولی بی فایده بود مشکل حالا جیش نیست مشکلم اینکه چرا دی پی رو اون همه تو شکم نگه می داره که آخر سر یبوست شدید بشه می ترسم ادامه بدم به روده هاش آسیب بزنه می یام تو گهواره میبینم بچه های کوچیک از بچه های من رو از پوشک گرفتن که چرا من نمی تونم مشکل ما چیه بچه مردم باهوش و زرنگه بچه ای من تنبله یا من تنبلم من خیلی وقت سعی کردم بهشون یاد بدم ولی همکاری صفر و فقط بازی گوشی می کنن من چیکار کنم شما بگین الان هر دوتاش تو پوشک هستن اعصابم نکشید به کار های دخترم منم پوشک کردم حالا یه مدت هم بگذره