خانم ها چند روزه دیگه عقد خواهر زاده شوهرمه و قرار بریم مراسمش و بعدش شام می دن تو رستوران همسرم میگه بچه ها ببریم من فکرم پیش اون ها میمونه و می خواستم اون نیم روز رو می خواستم بزارم پیش مامانم این ها می گفتم راحت بریم زن و شوهری بچه ها نمی زارن که ما بفهمیم چی شد چی نشد یکیم ما با برادر شوهرم و زنش ۵ ساله که کلا قطع ارتباط هستیم حرف نمی زنیم و من خیلی وقت ندیدمشون و حتی بچه ای اون ها هم شد من ندیدم نمی شناسم و اون ها هم بچه های من رو نمی شناسن من مشکلم اینجاست که اگه ببرم اون خارجه های من رو می بینن من هموزه که نشونشون ندادم هیچی نمی دونن در مورد بچه های من می ترسم چششون بزنن چون زنه برادرشوهرم جادوگره واقعا خیلی موردش حرف هایی شنیدم و از حسودیش با من قطع ارتباط کرد منم زیاد به خاطر اون ها نمی خوام ببرم و یه چیزم هست بچه های اون ها یه سال از بچه های من بزرگ‌تره و مشکلی داره حالا من نمی دونم مادرشوهرم این ها میگن که یا اوتیسمه یا سندروم داره حالا من کاری با بچشون ندارم ولی می ترسم ببرم به زبون بکشن بچه های من رو با بچشون مقایسه کنن و چششون بزنن من آنقدر از چشم نظری می ترسم 😓واقعا موندم چیکار کنم همسرم میگه شام می دن بچه هارو ببریم شام بخورن منم می خوام ببرم ولی چون اون ها قرار بیان نمی خوام ببرم نظرتون چیه ؟؟؟؟؟ شما بودین چیکار می کردین؟

۱۳ پاسخ

بهتره که نبری چون از مراسم چیزی نمیفمی حالا چش زدنشون فوکتور بگیری

الان این ویروس جدید هم که اومده بچه‌ها رو نبرید بهتره

به نظرم نبر چون مطمعن باش نه بچه ها غذا میخورن نه خودت، هیچی نمی فهمید و باید کلافه بشید اونجا

نبر اصلا اگر جادوگره منم جاریم جادوگره اصلا نبر

نبر زن بزن غذا سفارش بده ببرن براشون

عزیزم نبر چشم میزنن

نبری ک بیشتر بهتون خوش میگذره
ولی نهایتا بردیشونم بهشون ناس و فلق بخون فوت کن
صدقه بده
آیه الکرسی بخون

جدا از چشم از زدن کلا توی این سن بچه جنب و جوشش زیاده همش باید دنبالشون باشید و چون دوتا هم هست سختتره کلا نمیفهمید جشن چطوری تموم شد و بهتون خوش نمیگذره
همون بهتر برای چند ساعت پیش مادرت بمونه راحت دوتایی برید بشینید کیف کنید حال و هواتون عوض بشه برگردید

عزیزم‌من تا مدتها بچه هام هر جا میرفتم نمیبردم همین چند ماه پیش عروسی رفتم نبردم بچه ها حتی مسافدت میرفتم یکی از بچه ها میبردم الان تقریبا هر جا میرم میبرم یا فقط یکی و میبرم به نظرم نبر بچه ها اگر مامانت ادیت میشه یکی و فقط ببر اگر دلت هست اون یکی خونه هست دفعه‌ی بعد جایی عروسی رفتی اون‌یکی که خونه بوده و ببر اونو بزار پیش مامانت

ببین نمیتونی برای همیشه قایمشون کتی کنی که
ولی اگه کسی هست بزاری پیشش نبری بهتره چون نه به اون بچه خوش میگذره نه به شما

با بچه چیزی نمیفهمی از مراسم بهتره نبری

بهتره نبری چون کوفتت میشه

نبری بهترهه با دوتا بچه اذیت میشی خیلی چیزی متوجه نمیشی از جشن

سوال های مرتبط

مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۳ سالگی
مامان های عزیز خواهش می‌کنم جواب بدین رد نشین بچه های من تو پوشک هستن و من هنوز نتونستم از پوشک بگیرم خیلی سعی کردم ولی نشد پوشک شب شون خیس میشه هر روز و صبح ها هم پی پی می کنن بعد بیدار شدن و من سعی کردم اول به دخترم یاد بدم و ببینم می تونه یا نه ۱۰ روز روش کار کردم ولی نشد جیشش رو کلا خودم می بردم و پی پی هم اصلا نمی کرد و آنقدر نگه می داشت یبوست شدید می شد و نه تو پوشک نه تو دستشویی نمی تونست بکنه حالا من شکمش رو که گلاب و برگه خشک زرد آلو این ها دادم باز شد و اسهال شد سه روز دخترم اسهال شد و کلی گریه کرد و من تو دستشویی پی پی نمی کنم و پوشک بیار فقط تو پوشک پی پی کرد اون سه روز اسهال رو و کلیم پوشک رفت و همش تو سرویس بهداشتی بودیم نمی دونستم دخترم رو ببرم و بیارم یا پوشک پسرمم عوض کنم اصلا دخترم توجه نمی کرد که من چی میگم خیلی بهش توضیح می دادم هم من و هم باباش ولی بی فایده بود مشکل حالا جیش نیست مشکلم اینکه چرا دی پی رو اون همه تو شکم نگه می داره که آخر سر یبوست شدید بشه می ترسم ادامه بدم به روده هاش آسیب بزنه می یام تو گهواره میبینم بچه های کوچیک از بچه های من رو از پوشک گرفتن که چرا من نمی تونم مشکل ما چیه بچه مردم باهوش و زرنگه بچه ای من تنبله یا من تنبلم من خیلی وقت سعی کردم بهشون یاد بدم ولی همکاری صفر و فقط بازی گوشی می کنن من چیکار کنم شما بگین الان هر دوتاش تو پوشک هستن اعصابم نکشید به کار های دخترم منم پوشک کردم حالا یه مدت هم بگذره