سلام مامانا
یه مسئله ای هست که من بت شدت درگیرش شدم
اونم اینه که خیلی زود عصبی میشم و از کوره در میرم
خیلی زیاااااد
از صبح با خودم میگم که با بچه دعوا نکن مهم نیست ولش کن ولی از غروب به بعد انگار دیگ نمی تونم حتی یک ثانیه نه کاراشو تحمل کنم نه خودشو
بعد از ظهری یک ساعت و ربع خوابید از یه ربع به یازده اومدیم بخوابیم الان تازه خوابیده!!!!
همش لجبازی و اذیت
پدرم رو درآورده
من و همسرم دو دقیقه نمی تونیم باهم حرف بزین
با هم باشیم
هیچی و هیچی
با این مدل خوابیدنش هم دیگ رابطه درست درمونی هم نداریم
همش یا دارم جیغ میزنم یا دعوا می کنم یا بد بیراه می گم
بگم دلم می خواد ریز ریزش کنم دروغ نگفتم
قبلا اینجوری نبودم
اصلا همچین دیدی نسبت به بچه داری نداشتم
خانواده آرومی هم دارم یعنی تو دعوا و سر و صدا بزرگ نشدم
اصلا واقعا داغونم داغوووووون
همش می ترسم آسیب بزنم بهش
اینم یه لجباز و پرویی که دومی نداره
چنان اعلام استقلال کرده داره منو داغون می کنه
از حموم اومده بیرون چه قدر با من لجبازی که خودم پوشک بپوشم
خوووودم
شام همبرگر داشتیم دلتون نخواد البته
خودم بخورم تو اصلا دست نزن به من
نتیجه اش این شد همش متلاشی شد روی فرش سفید…..
ازین جور کارا الیییی ماشاءالله
از صبح که چشمش رو باز می کنه
هر کاری رو هم چهل بار باید بگی شیرت رو بخور شیرت رو بخور حالا خودش منو کشته که بهم شیر بده
هی انگشت کنه تو سر و صورت من انگشتشو کنه تو دماغم دستمو بکنه دهنش که ناخونمو بجوه….همش اصلا مهم نیست ولی منو داره له می کنه روزی صد بار بهش باید بگم نکن
از کنار دستم جم نمی خوره فقط مامان باید بخوابونه فقط مامان غذا بده که منو از حرص به مرض مالیخولیا برسونه
چی کاااااار کنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

تصویر
۹ پاسخ

منم‌مثل شمام سعی میکنم نزنمش
ولی خب بچم اذیت کمتری به مراتب دارع

ی مدت ب کاراش اهمیت نده چون فهمیده حساس هستید داره اذیتتون میکنه لجبازی میکنه خودتو کنترل کن بیخالشو بزار خودش انجام بده کاراشو اون الان حس مستقل بودن و داره بعد این ک شما اینجوری شدید خسته روحی ذهنی هستید ک رفتارای بچه انقدر روتون تاثیر گذاشته یا اینکه همه اینکارو میکنه ک بهش توجه کنید فقط اینو میدونم ک بچه هاااا ب شدت باهوش هستن

وااای تاپیکتو خوندم فهمیدم که تنها نیستم و یکم حالم بهتر شد 🙈مثل اینکه بخاطر سنشونه من دخترم دیشب انقدر منو زد هیچی نگفتم سری آخرش اومد موهامو بکنه با سر محکم خورد رو زمین من انقدر بدبختم که عذاب وجدان گرفتم بعدش که چرا نزاشتم موهامو راحت بکنه🤦‍♀️از خوابشم کا نگم هر ۳ ساعت بیدار میشه گریه میکنه که بریم تو پذیرایی یکساعتی بازی میکنه بعد دوباره باید بزارم رو پا بخوابه غذا خوردنشم که دیگه کلا ولش کن 😭موهاشم نمیزاره شونه کنم مثل کارتن خوابا شده بازم بگممم😭...

عزیزم الان واسه سنشونه پسر‌منم همینطوریه حمام رفتن که مکافات داریم بیرون میریم سر لباس پوشیدن داستان داریم واسه غذا خوردن که من دیگه شل کردم کاریش ندارم غذاشو میذارم دیگه خودش هرکاری کنه صبح ساعت ۱۰ بیدار میشه دیگه نمیخوابه تا۱۱شب دیگه خودش از خستگی خوابش میبره اما قبلش پدرمونو در میاره اینقدر بهونه میگیره و نق میزنه از کتک زدن که دیگه نگم داغون شدیم اینقدر کتک میخوریم از یه وجب بچه🤣🤣🤣🤣منم تا غروب خوبم تحمل میکنم از غروب دیگه سیم پیچام اتصالی میکنه 😅😅😅

منم دقیقا تو این وضعیتم اینقدر دخترم با لگد زد تو دماغ عملیم تا خوابید دماغم درد میکنه اخر سر یکی زدم رو پاش هر چی میگی نکن بدتره اصلا هیجان زده هستن یه جا بند نمیشن هر چی کار بده میکنن دیوونه شدم تاپیکمو بخون میفهمم حستو

همه تو این شرایطیم
و عصبی شدنت هم کاملا طبیعی هست
الان بخاطر شرایط جامعه همه تو استرس هستیم و عصبی هستیم
و این انرژی ما به بچه ها هم منتقل میشه و بچه ها نمیتونن احساستشون رو بیارن کنن و بگن
با کاراشون و لجبازی هاشون نشون میدن
اونا هم گناه دارن ماهم گناه داریم 😅😅

حالا بزار از،پوشک بگیری پسر من بخدا منو ب مرز جنون رسونده جنون گاهی،وقتا میخام سکته کنم ضربان قلبم انقد میره بالا کم میارم میخام بمیرم

چقدر نوشته هاتو درک کردم.همین الان داشتم‌‌ گریه میکردم از شدت عصبانیت.

عزیزم درکت می‌کنم
منم واقعا کلافه میشم از دستش همین امشب دیوونه کرد منو مهمون هم داشتیم که دوستامون بودن و بچه ی همسن دخترم دارن کلی که کار زیاد کردن و کرم دوستم و ریختن رو خودشون و فرش و روتختی اصلا یه وضعی که نگم برات بعد گیر داده بود میخوام برم باهاشون
بعد همش گریه می‌کرد و نق میزد که معلوم بود خوابش میاد اما وقتی رفتن هم کلی طول کشید که بخوابه
منم هرشب از ده و نیم اینا میام تو اتاق ساعت دوازده میخوابه
فقط امید دارم بزرگ شه بهتر شه
واقعا کاری نمیتونیم بکنیم اقتضای سنشون هست و میخوان استقلال داشته باشن

سوال های مرتبط

مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۲ سالگی
مامان های عزیز خواهش می‌کنم جواب بدین رد نشین بچه های من تو پوشک هستن و من هنوز نتونستم از پوشک بگیرم خیلی سعی کردم ولی نشد پوشک شب شون خیس میشه هر روز و صبح ها هم پی پی می کنن بعد بیدار شدن و من سعی کردم اول به دخترم یاد بدم و ببینم می تونه یا نه ۱۰ روز روش کار کردم ولی نشد جیشش رو کلا خودم می بردم و پی پی هم اصلا نمی کرد و آنقدر نگه می داشت یبوست شدید می شد و نه تو پوشک نه تو دستشویی نمی تونست بکنه حالا من شکمش رو که گلاب و برگه خشک زرد آلو این ها دادم باز شد و اسهال شد سه روز دخترم اسهال شد و کلی گریه کرد و من تو دستشویی پی پی نمی کنم و پوشک بیار فقط تو پوشک پی پی کرد اون سه روز اسهال رو و کلیم پوشک رفت و همش تو سرویس بهداشتی بودیم نمی دونستم دخترم رو ببرم و بیارم یا پوشک پسرمم عوض کنم اصلا دخترم توجه نمی کرد که من چی میگم خیلی بهش توضیح می دادم هم من و هم باباش ولی بی فایده بود مشکل حالا جیش نیست مشکلم اینکه چرا دی پی رو اون همه تو شکم نگه می داره که آخر سر یبوست شدید بشه می ترسم ادامه بدم به روده هاش آسیب بزنه می یام تو گهواره میبینم بچه های کوچیک از بچه های من رو از پوشک گرفتن که چرا من نمی تونم مشکل ما چیه بچه مردم باهوش و زرنگه بچه ای من تنبله یا من تنبلم من خیلی وقت سعی کردم بهشون یاد بدم ولی همکاری صفر و فقط بازی گوشی می کنن من چیکار کنم شما بگین الان هر دوتاش تو پوشک هستن اعصابم نکشید به کار های دخترم منم پوشک کردم حالا یه مدت هم بگذره