۲۰ پاسخ

بخدا هیچی، منم بریدم، چاره چیه، دست بچه رو بگیر باهاش برو بیرون، خودتو محدود نکن

منم تنهام هیچ کمکی ندارم فقط میتونم بگم خدا بهمون توان و صبر مضاعف بده

سخته 🥲

من مادرشوهرم هس ولی کمکم نمیده فقط وقتی میرم خونشون یکم ازادم بازم خییییلی خسته میشم🫠

عزیزم سخته ولی مطمیینا با همسرتون برنامه ریزی کنید جواب میده،حتی در حد یکساعت،خیلی تاثیر داره

من غریب هستم،شوهرم کمک می‌کنه خداراشکر،ازش کمک بگیر👩‍❤️‍👩

نمیدونم همینطور متحیر موندم😕
مهدکودک هم بچه زیر سه سال نمیگیره اگر بپذیره گرون حساب میکنه
ولی چاره ای نیست

منم شهر غریبم دوتا بچه دارم بزرگه همش میگه حوصله ام سر میره چاره چیه ولی بدون موقتیه تا بچه ۳ساله بشه بعدش دیگه همه چی خوب پیش میره

من دست تنها نیستم حقیقتش اما چون قبلا صبح تا عصر ساغل بودم واقعا خونه نشینی سخت میگذشت بهم برای همین کلاس و مارگاه های مادر و کودک میرم هم بچم بازی میکنه و خسته میشه میخوابه بعدش هم خودم حال گ هوام عوض میشه

منم غریبم و تنها 😔
خیلی سخته ولی میگذرونیم
تازه شاغلم و باید از مهر برم سر کار
ولی باید حتما یه وقتی از روز بری بیرون حالا یا با شوهرت یا تنها با بچه ات
چون نیاز که بریم بیرون وگرنه افسردگی میگیریم
حتی اگر شده تو خیابونتون بری پیاده روی یا نزدیکترین پارک

من کلا چندماه خونه بودم مگر با شوهرم میرفتیم بیرون
ولی یکی دوهفته است بعضی وقتا خودم و دخترم هم تنها میریم بیرون

هیچی صبونه ناهارشومیدم باهاش بازی میکنم خسته میشه بعدازظهر میخوابه من تواون تایم شام درس میکنم بعدساعت۶ب بعدهم میبرمش بیرون یادورمیزنیم یا توپارک میبرم ی کوچولوباتاب بازی میکنه میایم خونه تاباباش بیاددیگه بمن نمیچسبه

والا ما ک شهر غریبم نیستیم تنها بچمون بزرگ میکنیم🤣🤣🤣

تنها کاری که برای خودت میکنی و بعد تا ابد راضی هستی از خودت خرید کالسکه هست عزیززززم. من سر بچه اولم اینقد کالسکه کمک کرد بهم ازین شرایط دربیام که نگو ....الانم عصرا میبرم پسرارو پایین تو محوطه با کالسکه و دوچرخه یکم حال و هاشون عوض میشه گاهی یکی از همسایه ها هم میاد باهم حرف میزنیم

به نظرم ک برو ی کالسکه قیمت مناسب ازین سبکا هستااا بگیر با بچه عصرا برین بیرون
عصرا خیلی خوبه واسه بیرون رفتن ی چیز ارزونم بگیر ک اگ استفاده نشد دلت نسوزه

من شوهرم گاهی نگهش میداره

منم دست تنهام ، ولی همسرم خیلی بهم کمک میکنه یک روز در میون باشگاه میرم که حالم عوض بشه ، گاهی هم با دوستم بیرون میرم بچه و نگه میداره ولی اخرش ماهایی که دست تنهاییم خیلی برامون سخته

منم چند وقته خیلی بی حوصلم حس میکنم خیلی بی عرضم هیچ دستاوردی نداشتم الانم با دوتا بچه تو شهر غریب واقعا نمیتونم یه خرید ساده برم هی هرروز میگم عصر بچه رو بزارم کالسکه با اسنپ برم بیرون بازار تا همسرم بیاد باز شل میکنم هی دلم خرید میخاد هی دلم مهمونی دورهمی پارک حتا نفس کشیدن تو هوای آزاد رو میخاد اما نهایت تهش همسرم شب از سرکار میاد و اگر خسته نبود با ماشین میریم بیرون یه دوری میزنیم

من دوماه یبار میرم خونه مامانم یه هفته میمونم استراحت میکنم اونجا

من تو همین وضعیتم و تنها چیزی که میتونم بگم صبر صبر صبر🥲

حق داری والا جونم

سوال های مرتبط