۵ پاسخ

پسر منم همينحوري از لحظه شروع ج ن گ هم نميدونم چه استرسي شد مهدش كه تعطيل شد اين كلا رواني شده كسي بيادم از اتاقش بيرون نمياد هيچ جاهم نميره بره هم ميره يه جا قايم ميشه با هيچكس حرف نميزنه
همه ميگن ببرش كلاس و پارك اصلا فايده نداره قبلا باشگام ميبردم الان پاشو نميذاره چن بار بردم انقد جيغ زد برگشتيم
تو مهدم ميرم دنبالش ميبينم همه بازي ميكنن اين يه گوشه عروسكشو بغل كرده فقط نشسته منتظر من برم برش دارم
من ديگه بيخيال شدم اهميت ندم شايد زمان بگذره خوب بشه

دختر منم تنها نمی‌مونه حتی با باباش هم نمی مونه،ولی با همه حرف میزنه دوست میشه،خیلی ببرش پارک و خانه بازیه تا یواش یواش اجتماعی بشه

باهاش حفظ قران کار کن
شعر یاد بده
آهنگ بزار خودت هم بخون اون کم کم میخون
زیاد تو جمع برو
من با دخترم قرآن کار کردم بعد اون خیلی بهتر شد

ببرش مهد

دختر من فقط توی رقص خجالت میکشه بهش میگم دخترم توی خوردن شکلات و شیرینی خجالت بکش نه چیزای دیگه😅میگه چیزای دیگه خجالت نداره جلوی مهمون همه شکلاتاو شیرینیارو برداری زشته خجالت داره کو گوش شنوا😅

سوال های مرتبط