۱۱ پاسخ

منم ثبت نام نکردم

منم ثبت نام نکردم عزیزم

منم دخترم رو ثبت نام نکردم پیش دبستانی

منم نفرستادم بنظرم چیز آنچنانی یاد نمیدن فقط پول می گیرن

مامان جان منم امسال چون نیمه اولی هست ثبت نام نکردم سال دیکه انشاءالله پیش ۲ میزارم وسال بعدشم انشاءالله کلاس اول
عحله ای نیست برای مدرسه رفتنشون
نیمه اولیا مشکلی نیست دیرتر برن یکسال
شماهم خودت اذیت تکن تا سال دیگه شوهرتون کوتاه میاد
آقایون وقتی درمورد یه چیزی پافشاری میکنی اصولا لح میکنن
خدابزرگه
خیلی هم اذیتش نکن وقتی خیلی حوصلش سررفته بیار با آرامش باهاش کارکن نزتر تزجشمش بیفته
ولی درهرصورت توجمع بچه ها ومحیط ...براش جذاب تره

من سال دیگ میفرستنش

منم ثبت نام نکردم،دوسداشتم بره ولی نمیرفت،حتی کلاسهای معمولی میذارم دوسه جلسه میره دیگه نمیره نمیتونم اینهمه هزینه کنم بعد نره،مدیر مدرسه هم‌گفت ب نسبت بچه ها ریزه نیارش تا تابستون

منم دخترم امسال پیش دو هست ولی نمیه اول گزاشتمش مهد فکر شمارو میکردم ...ولی همین الان پشیمونم اخه مسیرشم دوره باید سرویس بگیرم براش کلی هزینه داره همین پیش

منم ثبت نام نکردم عزیزم از اموزش پرورش پرسیدم اونایی که پیش نرفتن قبل رفتن کلاس اول دو سه ماه کلاس میذارن

من دوتا جاریام پارسال بچه هاشون پیش بودن ثبت نام نکردن کلی بچه هاشون زرنگن همچیم بلدن من کردم گفتم شاید بزرگش بپرس چرا مثلا من پیش نرفتم ولی همش فکر میکنم میگم واقعا کوچکن دلم میسوزه صبح زود بیدارش کنم بره

ناراحت نباش منم ثبت نام نکردم دخترمو

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۵ سالگی
پارت 29
تقریبا دو سه ماهی از صمیمیت منو نگار گذشته بود....
ماندانا می‌خوام بهت یه چیزی بگم ولی قول بده که ناراحت نشی....
جانم بگو عزیزم....
می‌دونم تو اهل پسربازی و اینا نیستی ولی یه پسری هست که اگه باهاش دوست بشی و صمیمی بشی اینو در نظر بگیر که حتی ماشین هم برات می‌گیره...
یعنی نمی‌ذاره آب تو دلت تکون بخوره....
با تعجب نگاش کردم....
مگه میشه همچین چیزی مگه داریم همچین کسی....
اینجور پسرا فقط دنبال بدنتن نه خودت.....
پس این پسرم حتماً یزی از آدم می‌خواد که در مقابلش همچین چیزایی بزرگی بهت میده.....
یکمی من من کرد و گفت...
ببین ماندانا لطفاً از دستم ناراحت نشو ولی این پسر یکمی پسر شلوغیه دخترای خیلی زیادی تو زندگیش بودن شایدم هستن....
من این پسر میگه من آرزوم اینه با دختری باشم که بدونم دست نخوردس...
مطمئن بشم تا حالا به پسری نبوده....
اینکه بخواد مثلاً رابطه‌ای داشته باشم دیگه اونو نمی‌دونم ولی اگه بخوای من شمارتو بهش بدم تا با هم آشنا بشید....
سریع گفتم نه مرسی من نمی‌خوام....
من تا حالا اجازه ندادم پسری بیاد تو زندگیم حالا برم با پسری دوست بشم که به قول تو کلی دختر تو زندگیشه و واسه نیازش منو بخواد....
عشقم هرجور خودت صلاح می‌دونی ولی اینو بدون که میتونست زندگیتو تغییر بده....
چند روز از این ماجرا گذشت و من اینو واسه سحر تعریف کردم....
با خودم گفتم الان سحر کلی جیغ و داد و با نگار دعوا می‌کنه...
یهو گفت ماندانا راستشو بخوای خیلی هم حرف بدی نزده‌ها....
والا به خدا دختر مردم هر روز با یه نفره....
تو دختر به این پاکی دختر به این نجیبی حداقل از این استفاده کن که به خاطر پاک بودنت ساپورتت کنه....
مامان آقامحمدفرهان🤍 مامان آقامحمدفرهان🤍 ۶ سالگی
سلام .خانما لطفا بخونید و نظرتون بدید بچه های شمام مثل پسر من وابسته ان؟؟؟ینی تنها ی بازار نمیتونم برم حتی .میشینه گریه می‌کنه ک منم بیام
ی مدت میرف مهد بهتر بود هرچند ک اونم چون پسر خالش اونجا بود میرف راحت الآنم باشگاه می‌ره باید خودم ببرمش بیارمش
دیروز مامانم اینا اینجا بودن ب خواهر کوچیکم گفتم تو ببرش باشگاه
من دیگ مهمون دارم نرم
لباس پوشیدن حاضر رفتن پایین جلو در دیدم خواهرم زنگ زد ک فرهان گریه می‌کنه میگه من نمیام هرچی بهش گفتم تو با خاله برو منم نیم ساعت دیگ میام نرف ک نرف منم گفتم ولش کن بیاید بالا
مامانم اینام کلی ناراحت شدن ک کاش ما نمیومد طفلک بچه از کلاسش جا موند
ینی ب حدی عصابم بهم ریخته ک از دیشب با پسرم حرف نمی‌زنم
با همسرمم قهر کردم گفتم یخورده ام تو وقت بزار بچه با توام بیاد بیرون با توام بگرده شاید بهتر شد انقد با من می‌ره میاد فقط منو میبینه
نمیخام مقایسه کنم ولی بچه میشناسم از فرهان کوچیکتر خیلی مستقلن
چن روز پیش با خواهرم اینا رفتیم پارک پسرش از فرهانم کوچیکتره چن ماه میرف برای خودش دوست پیدا میکرد میرف بازی فرهان میگف چرا سامیار دوست پیدا می‌کنه بیاد با من بازی میگفتم توام برو باهاشون دوست شو بازی کن میگف ن نمیخام
امسال باید بره پیش دبستانی میترسم واینسته گریه کنه