۶ پاسخ

چون هم از جوجه میترسیده هم همزمان صدای جیغ شنیده ترسیده

بیچاره از جوجه ترسیده بوده خواهرشوهر ک س خل تم ک جیغ میزنه ترسش چندبرابر میشه
سعی کن حواسش و پرت کنی ببرش پارک و بازی و... فراموش کنه

آره بخاطر جوجه وجیغ ترسیده.یه مدت از جوجه دورش کنید کم کم بزرگ شدنی میفهمه

ترسیده عزیزم نه هیچی نمیشه نگران نباش
خیلی نگرانی یک ظرف روی بذار روی گاز داغ ک شد اب نمک بریز توش ب بچه بگو بهش نگاه کنه
میگن اینطوری ترس بچه میریزه

اخی عزیزم
پسر منم از صدای موتور میترسه میچسبه به منو بدنش میلرزه فکر نکنم چیز خاصی باشه اگر ادامه پیدا کرد به دکترش بگو

دختر منم از جوجه میترسه
اینقدر بدم میاد واسه بچه جوجه خریدن انگار اسباب بازیه
پدر شوهرم واسش خریده من خودمم میترسم شبش ک دخترم خوابید همش تو خواب میگفت جوجه نکنننن

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مامان فاطمه ۱ سالگی
می‌دونم طولانی شد ولی از تجربه هاتون بگید شوهرم امشب گفت جوجه شو میدم کسی دیگه بزرگش کنه من و تو نمیتونیم خوب مراقبت کنیم ولی خدم خیلی دوست دارم بزرگش کنم البته سرلاک هم خریدم براش
شوهرم تقریبا دو هفته پیش عروس هلندی جفت خرید البته بزرگ نبودن خیلی کوچیکم نبودن بعد با پسرداییش که عروس هلندی جفت داشت تخم مبزاشتن عوض کرد
یعنی ما یه جفت دادیم یه جفت با جوجش گرفتیم ازشون
حالا یکی دو روز بود ماده جوجه شو اذیت میکرد امروز نگا کردم نوک ماده با نوک جوجش خونیه چند دقیقه وایستادم گفتم ببینم ماده چیکار می‌کنه دیدم سر و کله جوجه شو نوک میزنه جوجش هم جیغ جیغ می‌کنه البته نر مثل ماده کاری نداشت به حوجش ولی بازم یکی دوبار دیدم نر هم سره جوجشو نوک میزنه بدجور منم گرفتم جوجه شو جدا کردم براش اب و دونه هم گذاشتم گفتم اگر تونست میخوره نتونست هم نصف شبی گاهی که دخترم بیدار شد برا شیر جوجه رو هم نگا بندازم که گشنس یا نه
یه حوله هم رو سبد جوجه انداختم گفتم یوقت سردش نشه یه کوچولو گذاشتم که هوا بخوره کلن حوله ننداختم
مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی