۱۳ پاسخ

دورت بگردم تو بهترینی و قوی ترینی نمونه بارز یک مادر فداکار با عشق و دلسوز باشد ک دنیا ب کامت شود 🧿💋🙌

من خیی وقته اینجوریم
دلم یه خواب راحت میخواد
دلم میخواد کارامو کنم
اما محدود ترم

منم همین طورم همش بدنم درد میکنه از فعالیت میکنم

اکثرا اینجوری هستیم ،من فکر می کردم من فقط بچه داری رو سخت می کنم اما می بینم واقعا سخته

آخ🫠 کلمه ب کلمه حرفاتو با تک تک سلولام درک کردم🥲

خسته نباشی مامان قوی

هامین۲خابیده۶بیدارشد
کلافم کرد دیگ اوردم براش صبونه درست کردم لب نزد

عزیزم بی جهت نیست که میگن بهشت زیر پای مادران 🥰

خسته نباشید و خدا قوت مادر مهربون
ولی به عنوان مادر سه فرزند بهت میگم
تمام این روز ها می‌گذرن و باز وقت آزاد و بیکاری سراغت میاد
از تک تک لحظه ها استفاده کن و لذت ببر
♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️

هممون همینم عزیزم ما شغلیو انتخاب کردیم که نه استراحت داره نه مرخصی نه انصراف همینطور باید ادامه داد منم نه ماه بارداریم اصلا شبا نخوابیدم اوایل تا ۴ ماه بخاطر تهوع شبا سوزش معده شدید میگرفتم اخرا از درد لگن و کمر نمیتونستم بخوابم بچمم خیلی لجبازه دیشب ساعت ۱۲ خوابید امروز صبح ساعت ۵ بیدار شد اگه زودم بخوابه ۱۰ ۱۱ ساعت ۴ صبح بیداره کلافه شدم

عزیزم باهمه وجودم درکت میکنم🥺🥲 همین الان رو پامه میزارم تختش بیدار میشه من نرمی استخون دارم پاهام کج شده ولی چون روپارو دوست داره بخوابه مجبورم بزارم هیچ جوره نمیخوابه و حقیقتا همه جوره از کتوکول افتادم صبح تاشب بغلمه تاندونای دستام درد میکنه ولی چاره چیه 🙃

#دردـمشترک

آخیییی عزیزم شبا زودتر خاموشی بزن عادت میکنه

همدردیم🥲

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۱۰ ماهگی
بعضی وقتا از خستگی و مسئولیت زیاد دلم میخاد بمیرم
ناشکری نمیکنم
ولی من توی بچه داری خیلی دست تنهام پسرمم به شدت کم خاب و وقتی بیداره همش میخاد یا بیرون باشه یا بغل من یا باهاش بازی کنم تایم هیچی هیچی ندارم حتی یه دسشویی رفتن ساده باید صبر کنم عصر ک میخابه برم
از طرفی کارای خونه هست کارای خودش هست اصن نمی‌دونم باید چیکار کنم حس می‌کنم دارم دیوونه میشم گاهی‌اوقات خودمو میزنم یکم خالی شم دست خودم نیس
شوهرم صب میره شب میاد هرجی‌میگم ظهر یه ساعت بیا خونه هم ناهار بخور استراحت کن هم کارن تو باشی یکم منو ول میکنه میگه حوصله ندارم برم بیام
الان سه روزه مریض شده نمی‌دونم ویروسه یا بخاطر دندون جدیده
ن خاب‌ دارم ن خوراک +غصه غذا نخوردن بچم و مریضیش
علی رغم اینکه عاشق بچه دخترم هیچوقت هیچوقت نمیخام دختربیارم
از بس ک دخترا بدبختن
نمی‌دونم چرا اینارو اینجا نوشتم ولی حس می‌کنم اینجا کسی هس باهام همدردی کنه و درکم کنه نوشتم بلکه خالی بشم😢💔



این عکس هم واسه دیروز ۶صبحه ک کارن کلا نذاشته بود بخابم با آرایش ماسیده از شب قبل ک نتونستم بشورمش🙃
مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۱ ماهگی
چقدر من خرم یعنی از من خر تر تو دنیا حس میکنم وجود نداره همه ازم سو استفاده میکنن از خونواده و همسر خانواده همسر بگیر تا دوست و رفیق منه خوش باور منه احمق فکر میکنم حتما همه مث خودمن امشب دوستام زنگ زدن گفتن میان دیدن من نگو ک خانوما کارای کاشت ناخن شون جایی نداشتن گفتن بیا بریم خونه ی این خره نفهمه خلاصه اومدن کلی شام درست کن بزن بکوب شون کردن کاراشون انجام دادن سر صدا شون کردن یه کمک نکردن ک هیچی انقد نفهمن هرچی میگم بچه می‌ترسه بازم با صدای بلندبلند می‌خندن و سر صدا میکنن این بچه از اول تا آخر فقط گریه کرد خاک تو سر من ک یه مادر خوبی نیستم اونش ب کنار از ساعت ده یکسره میگم تایم خاب بچه اس فکر کنم خابش میاد تو شلوغی نمیخابه مگه میرن تازه پا شدن رفتن الان دیگه بچه نمیخابه خیلی حس بدی. دارم حس میکنم همه منو احمق فرض کردن خسته شدم از خودم ک انقد زود باورم فکر کردم دیدن من میان نگو کار داشتن امشب کلی نشستم بخاطر این بی عرضه گیم ک نمیتونم درست از بچم محافظت کنم کلی گریه کردم 😭😭😭من نفهمیده بعضی وقتا بچمو بخاطر بقیه اذیت میکنم😭😭😭
شیرخشک شیرمادر فرزند پروری رفلاکس غذا کمکی کولیک گهواره
مامان تیام مامان تیام ۱ سالگی
اینجا دیدم خیلی ها دیدم از غذا نخوردن بچه هاتون میگن مخصوصا غذای بافت دار
منم می‌خوام تجربه خودم بگم خواهشاً جبهه گیری نکنید شما هم تجربه هاتون بگید بقیه استفاده کنم
من از شش ماهگی پسرم بردم دکتر دکترش هم دکتریه که از نوزادی خودم و داداشام تحت نظرش بودیم
بهم گفت غذا هرچی خواستی بدی بده بهش یعنی چی بگی اینو زدم اون ندم اما من تا آخر شش ماهگی غذاهای بدون نمک و میکس شده و مناسب بهش داد
بعد از اون شروع کردم به غذای بافت دار یعنی از هفت ماهگی
غذا رو طولانی مدت میزارم بپزه مثلاً برنج کلا شفته میشه اما خب دونه هاش یکم درشته نیازی به له کردن و میکس نداره راحت میخوره
سبزیجات رو رنده ریز میزنم میزارم میپزه دیگه همونجور میدم حالا اگر درست بود با چنگال یه کوچولو به میکنم
نمک رو هم دکتر و هم بهداشت گفتن یه کوچولو اشکال ندارع اما خب من میزنم ولی باز غذاش بی نمک بی نمک هست اصلا تاثیری روش نمیزاره
از همون هفت ماهگی هم گاهی وقتا هفته ای یکی دو بار غذای سفره دادم بهش الان هم میدم اما از خورشت سفره برنج جدا درست میکنم که شفته باشه
به نظر من از همون اول همه چیز به بچه بدین تا هم بچه ی خوش غذایی داشته باشین و هم عادت کنه
زیاد غذای میکس ندین بعدا خودتون اذیت میشین

این تجربه های خودم بود و چیزایی که مامانم راهنماییم کرد چون الان خودم و داداشام اصلا بد غذا نیستیم همه چیز میخوریم
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
صبح زود طبق روال بیدار شدم روتین پوستی قهوه مرتب کردن خونه و نهار
رز بیدار شد شیر پوشک و گذاشتمش تو اطاقش برای بازی و صبحانه آماده کردم بعد خوردن صبحانه رفتم دویدم و شوهرم اونجا اومد دنبالم رفتیم تره بار یکم خرید کردیم نون گرفتم و داروهای رز و یکم آب معدنی و آب جوشیده برای رز برگشتم خونه نهار خوردیم خریدها رو جا به جا کردم نهار رز رو دادم خونه رو مرتب کردم یکساعت جلسه کاری برگزار کردم و تمام
به خودم اومدم دیدم نیم ساعته دارم به دیوار عکس ها نگاه میکنم به انگشتر بابا و مهر مامان بزرگ که قاب کردم به خاطراتم و به جاهایی که الان انگار خیلی دورن ولی روزی توشون تو اوم لحظه لبخند زدم و شده عکس! گهواره هم شده مثل خیابون ها تلفن ها دیدارها پر از استرس و به همه مردم حق میدم و دلم براشون شکسته 💔
ولی به همسرم گفتم خونه تمیزه رز مشغول بازی یه قهوه درست کن بیا بشینیم خاطرات این عکس ها رو مرور کنیم
گفت خوبی؟ اضطراب ات بالاست؟
گفتم عزیزم زندگی در سال‌های وبا هم ادامه داشته اینم میگذره ....
#رفلاکس#بارداری#نوزادی#شیر خشک
مامان آقا
هیرمان مامان آقا هیرمان ۱ سالگی
مامانا تورو خدا یه راهکار بهم بدین من تا الان خیلی صبر کردم ولی دیگه می‌خوام وضعیت درست شه بچم یه دقیقه هم ولم نمیکنه وقتی بیداره نه میتونم به لباس و قیافه ام برسم حداقل آراسته باشم نه میتونم بدون دغدغه یه غذا درست کنم نه میتونم برا خود بچه صبحانه جدا ناهار جدا عصرونه جدا شام جدا بپزم یه مدل سوپ می‌زارم همونو تو همه وعده ها میدم بهش انقدر فرسوده شدم از درون که حد نداره دست تنهام. عصابم رد میده ولی بخاطر پسرم از همه چی خودم میزنم نه سر اون داد نزنم یا دعواش نکنم تا الان هم نکردم ولی دیگه کم کم داره صبرم کم میشه از لحاظ روانشناسی هم وقت مطالعه ندارم اگه دوساعت بخوابه انقدر خستم که منم همونجا خوابم می‌بره اگه نخوابم هم دیگه جوانی ندارم بیدار که شد باهاش پا به پا بیام چیکار کنم چجوری برنامه ریزی کنم بعضی وقتا تایم خوابش ظرف میشورم و خونه رو مرتب میکنم بعضی وقتا هم مثل امروز لج میکنم خونه ریخت و پاش که روحیه ام بدتر میشه وقتی ریخت و پاشه