۱۵ پاسخ

عزیزم بنظرم شیر خودتو بهش بده خیلی زوده نباید میگرفتی
الان بچه بیقراره تو سن اضطراب جداییه هنوز دندوناش کامل درنیومده شیر مادر علاوه بر اینکه غذاس منبع آرامش بچه س
امیدوارم تصمیم درستو بگیری

چه کار خوبی کردی.. اتفاقا من شیر خشک میدم ۲بار کلا در روز به دکتر گفتم کمش کنم برم سمتی که ازش بگیرم کلا غذا بخوره گفت اره خوبه برو همین راه و...الان دیگه باید بیشتر بره سمت غذا... بچه شما خداروشکر شیر پاستوریزه میخوره خیلی عالیه.. هر موقع بگیری همینه داستان کلا چه از سینه چه شیشه شیر... ولی کار خوبی کردی

دكتر به من گفت بده بهش آرامش ميده حتي اگه ارزش غذائي نذاشته باشه خصوصا الان كه دندون اينا در ميارن

چراانقدزودگرفتیش دکترگفت

ووووووووششششش خدا من به شدت احساساتی هستم الان اشک توی چشمم جمع شده برای بچت
نمیدونم ولی من باشم میدم یکمم بدوش بریز دور بده بخوره تا پاییز یا زمستون

وا هنوز ۱۸ ماهم نیس چرا گرفتیش

نه دیگه نده بهش بیشار راهو رفتی
روزها با خوراکی و غذاهای مورد علاقه اش سیرش کن شبها هم بهش آب بده دم صبح یه کم موزی چیزی بده بخوابون گشنه نباشه

۴روز ک زیاد نیس من شنیدم تا یک ماه بهونه میگیره ولی خب دیگه بعدش عادت میکنه

عادیه
منم بعدش پشیمون شدم ولی خب دیگه بچه سختیشو کشیده اذیتش نکن دوباره
چرا انقد زود گرفتی خب ؟
من ۱۸ ماه و نیم گرفتم

یهویی نباید از شیر بگیرین بچه سختش میشه.
الانم حداقل بدید با ممه هاش بازی کنه آروم شه

4 روز خیلی نیست کم کم عادت میکنه

عزیزم شمامادری صلاح بچتوبهترازهرکسی میدونی ولی زودنبودبراش ؟یااول یک جایگزین براش میذاشتی یاشیرخشک یاپاستوریزه عادت میکردبعدشیرخودتومیگرفتی

زود گرفتی چون هر چقدم سیر از غذا باشن بازم شیر میخان تا کمی بزرگ شن البته بازم نظر و شرایط خودتون..حالا ک گرفتی سرگرمش کن ابنیوه های طبیعی بده گناه داره دوبار عذاب بکشه .

چی بگم
بستگی به بچه ات داره

شیر خشک یا شیر پاستوریزه جایگزینش کن فقط اینطوری بهش آسیب وارد نمیشه

سوال های مرتبط

مامان Ana مامان Ana ۱ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔