۱۵ پاسخ

منم دخترم همیشه از بیرون میاییم میزارمش داخل تا کف در بیاره در میبنده رو خودش منم همیشه کلید رو در میزارم

اخ بمیرررررم...طفلی چقد ترسیده..وای خدا من تواون شرایط باشم دورازجونت سکته میکنم.خوب شد گوشی همراهت بوده

الهی بگردم
چقدر ترسیده

این اتفاق یه بار برام افتاد که دخترم تو خونه موند یه بار دوتامون بیرون موندیم

آخی چه سخت، من اینکارا رو شوهرم انجام میده ریسک نمیکنم با دخترم انجام بدم

ای وای بگردم براش خیلی سخته

چرا اتش نشانی خب کلید ساز میاوردید

برا منم دیروز این اتفاق افتاد. مجبور شدم شیشه رو بشکونم. دستم پرخون شد. البته بچه م از پشت قفل رو انداخته بود

وای چه سخت بوده .. خدارو شکر به خیر گذشته ...
من خیلی میترسم همیشه کلید رو در میزارم

من همیشه خواستم راهرو تمیز کنم کلید رو میذارم رو در

وای من باشم میزنم درو میشکونم اصلا طاقت گریه بچممو ندارم نمیتونستی با عابربانک بازکنی اگه ازاین درب چوبیا باشه میشه

ایکاش ی کلید زا‌اس بذارید پیش همسایه ایمنی کسی که دارید که اینجور مواقع بتونید درو‌باز کنید

یا خدااا
الهی عزیزم باز شکر خدا بخیر گذشته
آره منم همیشه میترسم اینجور بشه

عزیزم چقدر سخت بوده هم برا خودتون هم دخترتون
اره واقعا باید خیلی مراقب باشیم

ای وای اره من همیشه کلید میزارم از همیناش میترسم

سوال های مرتبط

مامان ابرا جون مامان ابرا جون ۲ سالگی
تجریه:
امروز برای یک لحظه از ته قلبم از خدا کمک خواستم .
امروز عصر وقتی از بیرون داشتم میومدم تو خونه در خونه رو که باز کردم کلید رو جا گذاشتم تو‌خونه و دخترم در رو از روی خودش بست
تنها شانسی که اوردم قسمت بالایی قفل در شیشه ای بود ولی دخترم پشتش ایستاده و داشت گریه میکرد
خدا خودش یک مرد خوب رو سر راهم گذاشت تا رفت شیشه بر رو پیدا کنه بیاره خیلی طول میکشید با این حال رفت و دخترم پشت در درحال هلاک شدن بود از بس ترسیده بود منم تنها کاری که تونستم بگم از ته قلبم از خدا کمک خواستم و پایین شیشه رو شکوندم و در رو باز کردم
وقتی بچم رو بغل گرفتم از شدت ترس و گریه میلرزید سریع شیرش دادم تا اروم بشه
۱۰دقیقه بعد که اون مرد همراه شیشه بر اومدن .تعجب کرده بودن چطوری اون شیشه نشکن رو‌شکونده بودم .اقای شیشه بر وقتی با چکش میزد تو شیشه نمیشکست .گفت فقط بگو چطوری شکوندی گفتم مادر نیستی
وقتی بچم داشت جلو چشمم هلاک میشد تمام زورم اومد تو مشتم
اگه این در حتی اهنی هم بود اهنو از جا میکندم

همه سر تکون دادن از قدرت یک مادر
واقعا تجربه سختتتتتی بود وقتی بچم جلوم زجر میکشید و نمی‌دونستم بغلش کنم تمام تنم داشت تیکه تیکه میشد و ریشه جیگرم داشت کنده میشد
خدایا شکرت که به سلامتی و خوشی تموم شد 🤍🌺
مامان آنیسا خانوم🍩👶 مامان آنیسا خانوم🍩👶 ۲ سالگی
برای اینکه بچه های ترسو و مضطرب تربیت نکنیم چیکار کنیم؟

✔️ فراموش نکنید بچه ها در هفت سال اول  حرف‌ها را باور می‌کنند. پس مراقب حرف‌ها و القاها باشید.

✔️ به فرزندتان برچسب «ترسو» نزنید؛ چون این برچسب، خودش به مرور باعث پذیرش و تقویت ترس در فرزند می‌شود.

✔️ شما به عنوان والدین، بهترین الگو برای فرزندتان هستید؛ فرزند به والدین شجاع نیاز دارد، نه ترسو.

✔️تربیت یک فرایند هست و در این فرایند والدین باید صبور باشند و با ویژگی های هر سن فرزند آگاه باشند و مطابق آنها عمل کنند

✔️ ترس‌های کاشته‌شده در ذهن فرزند، به‌راحتی از بین نمی‌روند؛ پس پیشگیری بهتر از درمان است!

✅به یاد داشته باشید،هر کلمه‌ای که به زبان می‌آورید، در ذهن فرزند اثر می‌گذارد؛ مراقب کاشته‌های ذهن او باشید.

✅ تجربه خودم
اون اوایل وقتی چراغ اتاق آنیسا خاموش بود تو اتاق ش نمی‌رفت
یه بار مامانم گفت از تاریکی می‌ترسه
گفتم نه دختر من از تاریکی نمیترسه بدش میاد
اینو چندبار جلو خودش تکرار کردم ،
الان دیگه تو اتاق تاریک هم می‌ره البته با در باز
کلمه ترس رو هیچ وقت جلو بچه نگین
از تاریکی می‌ترسه از دکتر میترسه.....و.....