بالاخره منم به این ۹۹ روز آخررسیدم باید بگم خیلی سخت بود سه ماه اول هم روحی و هم جسمی خیلی دردای مختلف داشتم استرس داشتم الانم گهگاهی دلم میلرزه برای سلامتش همیشه مامانامون میگفتن فک میکنی بچه بزرگتر میشه مادر راحت میشه نه واقعا هر مرحلع ک بزرگتر میشه استرس و فکرو خیالای جدیدتر میاد ولی از حس الانم بخوام بگم ک هرروز لحظه شماری میکنم واسه لحظه ای ک صورتشو بو کنم بوی نینی هیلی دوس دارم یا واسه روزایی ک صدا دربیاره بخواد حرف بزنه و..... ولی از بخش ترس واقعا زایمان رو نگرانم چون ک میدونم توانااییی طبیعی ندارم و مالی هم نمیتونم هزینه کنم سز اختیاری برم فقط میگم خدایا عاقبتمو ختم به خیر کن
از ته دلم برای خودم و همه کسایی ک زایمان دارن دعا میکنم اونقدر راحت باشه براشون ک بگن وای خدارو شکر چقد همه چی خوب بود
راسی الان حرکاتای نینیتون تو هفته های من واضح از روشکمتون دیده میشع ؟
زایمان بارداری سونو تعیین جنسیت سزارین طبیعی

۱ پاسخ

انشالله ب سلامتی و دل خوش دنیاش میاری♥️

سوال های مرتبط

مامان شوکول 🩷 مامان شوکول 🩷 ۱۲ ماهگی
خانوما میخوام بدونم کسی هست ک اونقدر استرس بعد از زایمان داشته باشه و حس کنه قوت و توان روحی و جسمی برای بچه داری نداره و فقط تموم حسش ترس و و حشت شدید و حس ناتوانی و سیاهی باشه...؟
از بهم ریختگی هورمونی باشع، یا کم اشتهایی و حال بد ویاری ک داشتم ک باعث شده اینروزا ضعیف بشم و یا هرچیز دیگه، این قضیه داره دیوونم میکنه و اصلا نمیتونم حس خوب و قشنگی ب خودم و کوچولوم داشته باشم و حس بدبختی شدید میکنم و حس میکنم ک هیچوقت نمیتونم وظایف مادریمو حتی حداقلشو داشته باشم و حتی از استرس نمیتونم ب بچم عشق و علاقه خوب و اندازه ای داشته باشم...
میدونم قطعا خیلیا درک نمیکنن و امیدوارم اونایی ک خدا بهشون این لطف رو کرده ک احساسات منو تجربه نکنن واقعا نظری ندن چون تحمل اونم ندارم🙃
این پستو زدم ک بعدا اگه تموم این احساسات لعنتیم قشنگ شد و اونطوری ک ازش وحشت دارم دارم نشد، کلی خداروشکر کنم و هم اینکه اگر یسری مث منه بیچاره این احساساتو دارن تجربه میکنن و حتی از ابرازشم خجالت میکشن بدونن ک تنها نیستن...
اینم بگم تازه من کسیم ک قبل از بارداری کلی فکرشو کردم ک مثلا مطمئن شم قرار نیست پشیمون شم و با چشم باز اقدام کنم، چون با وجود مادر دسته گلی ک دارم، از قدیم فوبیای مادرِ بد شدن رو داشتم و حس میکردم تربیت بچه ازم نمیاد و هزارتا ترس از آینده‌ش و اینکه میدونم تحمل کوچیکترین فشاری رو ندارم.. و با اینحال الان آخرش میبینم دوباره اون فکرا و نگرانیای بدتر ازون سراغم اومده ک حتی وقتی میبینم مامانای اینجا انقد ذوق دیدن تودلیشون رو دارن، بیشتر از خودم بدم میاد...
فکنم تهشم باید بگم بمونه ب یادگار 😞
مامان پریاوتودلی🤰🏻 مامان پریاوتودلی🤰🏻 هفته سی‌ویکم بارداری
دوستان کسی بوده از زایمان طبیعی بترسه بعد دلش سزارین بخاد , بعد یهو دردش بیاد و بره طبیعی بشه و بعد بیاد بگه چقدر طبیعی خوب بود فکر می‌کردم سخته و فلان؟
من زایمان اولم اینجور بودم تا لحظه آخر میگفتم تروخدا اگر دیدید نمیتونم ببرینم سزارین کنین. بعد مامای بیمارستان بوسم کرد و گفت نگران نباش گلم اگر ببینیم ک مادری نمیتونه زایمان طبیعی کنه سزارین میکنیم ولی تو میتونی چون قهرمانی 🤣 بعدم ک زایمان کردم گف دیدی درد نداشت؟ یاد بچگیام افتادم ک آمپول میزدن و میگفتن دیدی درد نداشت؟😂 و خدایی زایمانم خوب هم بود و درجا خودم ب راه افتادم خیلی خوب بود .کسی بوده مثل من باشه؟الآنم همش میگم فقط طبیعی.سزارین بدرد نمیخوره. البته اینم می‌دونم ک مقاومت بدن داریم تا بدن دیگه ای. ولی چون از زنداداشم دیدم ک سزارین چقدر اذیتش کرد وحشت دارم از سزارین.اسمش ک میاد چهارستون بدنم می‌لرزه. طفلکی موقعی که زایمان کرده بود میخاس بشینه یا سرویس بره یا بچه شیر بده تا میگف آخ ، من ازاونور گریه میکردم میگفتم من بمیرم نبینم درد میکشی😭 خیلی طفلی عذاب کشید خیلی...
مامان پسر طلا مامان پسر طلا ۱۰ ماهگی
بچه ها من شکمم بزرگ نشد. توی ماه ششم هستم. میدونم ماه های اخر وزن گیری هست. ولی تو ماه ششم ینی نباید تغییر کنه؟ خودمم یمقدار شکم داشتم ولی ن زیاد. الان یه کوچولو بزرگتر شد. بیشتر حس میکنم سفت شد تا اینکه بزرگ شده باشه... بعد اینکه اگه خدای نکرده تو سونوی وزن بگن وزنش کمه چی میشه بعدش؟ من خیلی میترسم از این موضوع. بادام و حبوبات هم میخورم میگن واسه وزن خوبه...من تا هفته بیستم ک سونو بودم وزنش ۳۰۵ گرم بود زده بود نرمال. این چند هفته دیگه سونویی نبود و اینکه منم خیلی استرس تو زندگیم پیش میاد... میدونم ک استرس خوب نیست. واسه وزن و ازین چیزا. سعی میکنم تا جایی ک بتونم کنترل کنم. ولی لطفا بگین اگه وزن و رشد کم باشه چی میشه؟ ۲۸ هفته به بعد میفرستن سونو؟ دیر نیست واسه اقدام؟ میشه اصلا اون تایم کاری کرد؟ رو مخی جدیدم الان این شده. از طرفی چون قدامی هست جفتم حرواتش برام واضح نیست. اصلا نمیدونم اونایی ک حس میکنم حرکت جنین هست یا نه‌ ... از نگرانی هر هفته میرم بهداشت برام ضربان قلب میذاره. لطفا اگه اطلاعاتی در این زمینه دارین بهم بگین
مامان پسر طلا مامان پسر طلا ۱۰ ماهگی
مامانا بیاین یکم درد دل کنیم...
میگم حرکت بچه زیاد باشه یا کم مهمه؟ مثلا زیاد باشه خوبه؟ یا نه ربطی نداره؟ من کلا از اول بارداری خیلی گریه و استرس و حرص و جوش داشتم‌. میدونم خوب نیست ولی هیچ مادری راضی نیست بچش اذیت یشه اما شرایط زندگی یوقتا طوری میشه ک نمیشه کنترل کرد‌ خلاصه که تقریبا هر روزشو من یا داستان یا گریه و استرس داشتم تابحال و اعصاب خوردی... خیلی هم نگران بچم هستم. بچه من تا ارومه ک هیچ ولی تکون ک میخوره مثلا یه تایمی رو یسره من حرکتشو حس میکنمگ همه جا میچرخه. ضربه هاشم حس میکنم ک هر هفته میگذره قوی تر میشه. میگم مثلا ربطی داره ک بخوام خودمو دلداری بدم ک بچم آسیبی ندیده ؟ یا اینکه ربطی نداره. و اینکه ایا همتون حرکت بچه تون اینطوریه؟
من خیلی نوازش میکنم شکممو باهاش حرف میزنم قرآن هم میخونم. کاری جز این دستم برنمیاد براش انجام بدم. نمیدونم ولی روزای سختی رو گذروندم. لطفا وقتی واسه بچه خودتون دعا ن
میکنین نی نی منو هم دعا کنین ک همچی سالم و نرمال و خوب باشه. چه الان چه بعد زایمان. ☹️☹️