امروز یکی از بدترین صحنه ها و تجربه های عمرمو تجربه کردم...
خیلی ناراحتم صحنه اش ی لحظه چشمم کنار نمیره
امروز پسرمو جیگر گوشمو بردم ختنه کنم
اولش آروم بود بازی می‌کرد می‌خندید
ولی بعد از زدن سوزن بی حسی بچم ترسید وحشت کرد
جیغ میزد سعی می‌کرد فرار کنه دردش میامد
من با چشمای خودم دیدم چطور شروع به قیچی کردن عضو عزیزم کرد و چجوری مبینم پاره تنم گریه میکرد
سعی داشتم آرومش کنم ولی آروم نمیشد
انگار حس می‌کرد داره یچیزی از وجودش کنده میشه
توی نگاهش التماس بود غم بود استرس بود وحشت بود
انگار با چشماش باهام حرف می‌زد
انگار داد میزد مامان مامان کمکم کن نجاتم بده مامان نزار منو اذیت کنن
چ تلخ بود ک باید صبوری میکردم در صورتی ک خودم از استرس و ضعف زیاد در حال لرزیدن بودم
ولی باید قوی میبودم تا کنارش باشم
اگه کنارش نموندم و خودخواهانه برای اینکه اذیت نشم بیرون اتاق منتظر میموندم بیشتر عذاب وجدان خفم میکرد
با خودم فکر میکردم ک چ مادر احمقی میتونم باشم ک بچم در حال در کشیدن باشه و من برای آرامش روحی خودم بیرون اتاق منتظر بمونم
منم دلشو نداشتم ولی مجبور بودم قوی باشم بخاطر پسرم
تا بهش امید بدم بهش بفهمونم هرچی بشه مادرت کنارته
بعد از تموم شدن کار دکتر بغلش کردم بوسیدمش گریه میکرد بی تابی می‌کرد انگار میگفت مامان تو نجاتم ندادی تو گذاشتی اذیتم کنن🥲💔
اینقد گریه کرد توی بغلم گرفتمش شیرش دادم و خوابید... 🙂💔
1405/3/24

۱۸ پاسخ

عزیزم یعنی چی احمق
یعنی مایی که دلش رو نداشتیم ببینیم جیگر گوشه امون داره اذیت میشه احمق بودیم 😐😐😐 چقدر بی منطقی شاید شما میتونی ببینی ولی ما نه پس دلیل نیست شما عاقل باشی ما احمق

چقد قضیه رو هندی کردی عزیزم

والا منم‌بیرون وایستادم صدای جیغشو ک شنیدم خودمم گریه میکردم
رفتیم خونه هم هر وقت گریه میکرد منم گریم میگرفت
دلشو نداشتم بمونم و ببینم دیگ حماقت این چیزا چیخ

اشتباه از خودت بود عزیزم باید نهایت تا ۳ ماهگی ختنش میکردی بچه تو این سن همه چیزو میفهمه و ترسش باهاش میمونه.بهر حال گذشت و مبارکش باشه انشاالله بقیه عمرش پر باش از خنده و دل خوشی کنار پدر مادرش

چقد دیر بردی
حب معلومه متوجه میشه
و تا مدت ها ترس و وحشت تو وجودش هست
شلوارشو درمیاری برای عوض کردنش میترسه

خیلی دیر بردی عزیزم دلم براشون میسوزه بچه من سه ساعت تمام گریه کردی

چرا من گریه کردم الان😭😭🥺🥺

پسرم ماه پیش ختنه کردیم همسرم گف تو بیرون بمون قبول نکردم من کنارش نشستم همسرم پاهاشو گرف کل مدت جرئت نمیکردم سرمو تکون بدم فقط خیره به صورت پسرم بودم میترسیدم نگا دست دکتره کنم و طاقت نیارم دقیقا پسر منم به دکتر نگاه میکرذ و میخندید امپولو ک زد بچم ضعف رف از گریه همش میگفتم کاش زودتر کرده بودم

وای من خیلی دیر بردیش گوشی نشونش میدادی انیمیشنی چیزی آهنگی من برده بودم‌دکتر گریه میکرد همین کارو کردم

چقدر باحرفات گریه کردم چقدر سوختم... پسر من ختنه شده مادر زادی بود.. ولی عمل هایپوساد داره سه هفته دیگه.. ازاسترس وناراحتی کارم یکسره شده گریه

اوخییی عزیزم میفهمم حال تو رو..من ۲۶ روزش بود ختنه کردم بچه التماس می‌کرد فرار کنه متوجه بود شما ک بچتون ۶ ماهشه قشنگ حالیشه

به نظرم مقصر خودتون هستین باید تا قبل یه ماهگی میبردین اونوقت پسرتون نه درکی از درد داشت نه وابسته شما نه پوستش کلفت در عرض چند دقیقه یادش می‌رفت از جاشم تکون نمی‌خورد تا درد بگیره من پسرمو 8روزگی ختنه کردم خودمم اصلا داخل نرفتم

كاش زودتر ميبردي من پسرم ٥٠ روزش بود بردم اصلا متوجه نشد

عزیزم برای مادر درد بچش حتی اگه سرماخوردگي باشه سخته
دکتر گفت اگه میتونی خونسرد باشی بمون من خودم نتونستم بمونم دکتر هم گفت بچه استرس تو رو میفهمه نباشی بهتره چون من گریه میکردم واسه پسرکم
ولی باباش پیشش بود وقتی گریه کرد من بیرون داشت قلبم کنده میشد ولی کاری ازم برنمیومده تموم شد سریع رفتم بغل کردمش ولی تا خونه بکوب گریه میکرد و چرت میزد از خستگی
شب اول خیلی سخت بود هی به خودم میگفتم خدا منو لعنت کنه کاشکی ختنه نمیکردم بچم اذیته
ولی الان نگاه میکنم میگم خوب شد ختنه کردم زود چون بچم ۴۵ روزش بود الان که بزرگ تر شده غلت میزنه پاهاشو تکون میده خیلی اذیت میشو
انشالله آسون بگذره واست

عه عزیزم!!! چه قشنگ توصیفش کردی!!! منم موقع ختنه کنار بچه م بودم پاشو گرفته بودم و نگاش میکردم و خودمم گریه میکردم ولی مادر شوهرم که باهامون اومده بود دورتر وایستاد آخرش با طعنه گفت خوب تونستی نگاش کنی من دلشو نداشتم
گفتم من اگه پیشش نمیومدم بیشتر نگران میشدم

خب قشنگم تو نباید از همون اول میرفتی داخل برامادر ۱۰۰درصد که سخته ولی شاید درست بی حس نشده بود که اینقد اذیت شد
البته هرچی سن بره بالاتر بچه ها متوجه میشن و دردشونم بیشتره

عزیزم منم گریه ام گرفت شوهر من میگه امکان نداره ختنه کنم پسرمون رو میگه این رسم اشتباهیه نمیدونم حتی نمیتونم حرفش رو بزنم

وای عزیزم دلم ریش شد که

سوال های مرتبط