۱۰ پاسخ

کاش میشد 🫠
والا خاله شوهرم هر دفه مارو میبینه یا زنگ میزنه میگه رایان گوشت گرفته یکم تپل شده؟؟🤣🤣منم این سری گفتم خاله جان اینا مرغ گوشتی نیستن اینا جوجه محلی ان بفکر گوشت گرفتن نباش که امید واهیه

جاریم منم دقیقا همیننن هر دفع خداشاهد حداقل صد بار منم هیچی نمیگفتم اخرسزم گفتم ت هی همینو میگی مگ این چقد چاق بوده ک هر دفعه ت میبینی میگی لاغر شده

مادرشوهر منم همینجوریه.. هرسری سپهرو میبینه میگه واای بچم اب شده😒

حالا هرکی منو می بینه چقدر این بچه ریزه ست چی کار داری می کنی؟؟؟
هیچی نشستم خونه فقط می خورم و می خوابم

کل فامیلای ما :

مادرشوهر منم اینجوریه انگار ب بچه خودمون گشنگی میدیم
دایه عزیز تر از مادر شدن دیگ

این مث مادرشوهر منه حرف مفت زیاد میزنه من چه شکلی دوری کنم از این

همه از این فامیلای سم دارررن زینب منم کم از این حرفا نمی شنوم 😄😄

منکه هرکی میگه لاغر شده میگم آره راست میگید لاغر شده ولی من رسیدگی کامل میکنم دکترشم راضیه گفته حرف بقیه رو هم گوش نکن

متنفرم از این جور آدمها

اینقدر منو اذیت کردن بخاطر اینکه شیر نداشتم ب دخترم بدم وشیرخشکی شد
ک فقط فاصله گرفتم از آدمهایی ک عقل ندارن

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
یعنی بخدا دیگه هیچ بچه ای مثل پسر من نیست
روزی هزار بار میگم گوه خوردم بچه آوردم
از همون اول این بچه خواب نداشت
تو 24 ساعت 2 ساعت با زور میخوابه
الانم افتاده به چهار دست و پا و خودش وایمیسته دیگه قرار نداره
نه دست دارم نه پا نه اعصاب نه روان نه خواب
فقطم باید راه برم یه چی بدم بخوره
یعنی از هر کی میپرسم همه میگن بچه ما اینطوری نیست که نخوابه بخدا دیگه بریدم
شوهرمم میگه کمکت میکنم وقتیم بچه رو بهش میدم نگه داره عرضه نداره صد دفعه بچه رو ول میکنه بیاد سمت من که نذاره بخوابم بعدم ادا میکنه من نگهش میدارم
خدا نکنه شام و ناهارشم دیر بشه شعور نداره بگه زن من تو 24 ساعت 2 ساعت میخوابه انقدر غر میزنه که منم قاطی میکنم براش
فقط گفتم یعنی لعنت به آدمی که با این شرایط بچه دوم بیاره که فقط خودمو پیر میکنم
تو یه سال تمام موهای سرم از حرص و فشار عصبی سفید شده
وقتیم مریضه تمام بار مریضی بچه روی دوشه منه اونم واسه یه دکتر بردن از خسیسی که پول خرج میکنه فقط رو اعصابم راه میره و میگه تو عشق دکتری که بچه رو ببری دکتر🤦🏻‍♀️
یعنی خدا از این مرد نگذره فقط
مامان حلما مامان حلما ۲ سالگی
#ارسالی_شما

پیامی
برای
تو
که قصد داری...

برای تو، که ایستادی سرِ دو راهیِ …

اون چیزی که توی شکمته، فقط یه توده سلولی نیست؛
یه "جان"ه...
یه چیزی که داره کم‌کم شکل تو رو می‌گیره، تو رو مادر می‌کنه.
اون، اولین نفریه که صدای قلبت رو از درون شنیده. اولین کسی که قبل از اسمش، حسش کردی. قبل از اینکه دنیا ببینه‌ش، تو فهمیدی وجود داره.

می‌دونم که شاید هیچ‌کس کنار تو نیست. شاید مادر، خواهر، حتی پدر بچه همه بار رو روی دوشت گذاشتن.
می‌دونم... ولی یه چیز هست که فقط مال خودته:
صدای قلب اون بچه که الان، همین الان، داره توی بدنت می‌کوبه، حتی اگه هنوز نشنیدیش.

سقط، فقط پایانِ یه بارداری نیست. پایانِ یه بخشی از خودته.

یه بخشی که شاید سال‌ها بعد، بی‌هوا، نصفه شب، وقتی همه خوابن، بیاد توی فکرت و بگه: «اگه بودم چی؟»

هیچ‌کس نمی‌دونه تو چی کشیدی. هیچ‌کس حق نداره قضاوتت کنه.
ولی یه چیز رو بدون:
تو مادر شدی، حتی اگر کسی بهت نگه. حتی اگه کسی نباشه بچه رو بغل کنه، تو همین الان مادر شدی.
حتی اگه این چندمین فرزند تو هست، یه بچه‌ی تکراری نیست. این یه جان جدیده. یه نقطه‌ شروعِ تازه.

و اگه این بچه زنده بمونه، یه روزی شاید بشه همون کسی که بغلت می‌کنه و می‌گه: "ممنون که نگهم داشتی."

تو قرار نیست بی‌نقص باشی. فقط قراره مهربون باشی.

اگه فقط یه درصد احتمال می‌دی که یه زندگی پشت این دو‌راهی خوابیده، همون یه درصد کافیه.
چون زندگی همیشه از همون یه ذره شروع می‌شه...

@hejrat_kon

#سقط
#فریاد_بیصدا
#مادر
مامان نبات مامان نبات ۱۱ ماهگی
کلا رفت‌و‌ امد با فامیل ندارم ن فامیل خودم ن فامیل همسرم فقط با خانواده هامون همیشه تو مهمونیا فامیل رو میدیدم ولی خداروشکر مهمونیا خیله وقته دیگه نیست همیشه تو مهمونیا این از اون ایراد میگرف اون به اون یکی تیکه مینداخت بچه بودم زیاد متوجه نمیشدم بعضی وقتا یه جاهایی فامیل و میبینم و مستقیم میان رو بچم نظر میدن تو تربیتم نظر میدن رو اینکه به بچه غذای جدا میدم نظر میدن رو اینکه من به بچه زیادتوجه میکنم نظر میدن میگن خیلی حساسی خب چراا انقد دخالت میکنن
جدا از فامیل خانواده هامون هم همین نظراتو دارن
خب من اگه قرار نبود رو بچم حساس باشم هر چی خاست به موقعش انجام بدم چرا بچه دار شدم پس تا توجه میکنی نکن لوس میشه خب لوس بشه مگه چند بار میخاد بچگی کنه چرا نزارمم بخاطر طرز فکری که تو سرتون مونده اینکه باید یه ادم عقده ای بزرگ کنم چرا انقد رو همه چیز نظر میدین من مادر ۲۴ساعت یا بچمم میدونم چی براش مناسبه چی نیست به خواهر همسرم میگم سیب نمیتونه بخوره میگه ن بابا بزار بخوره بعد که میبینه نمیتونه بخوره میه اره نمیتونه بخوره خب چراا انقد مادرارو حرص میدین با کاراتون بزارین خود مادر تصمیم بگیره چی خوبه چی بده من هر بار میرم خونه مادر شوهرمم باید هی بگم اینو ندین اینو بدین اونا هم که کار خودشونو میکنن مگه من چند بار قراره برای اولین بار مادر بشم کاش بزارن کاش انقد دخالت نکنن من که میخام بچه تربیت کنم با دخالت دیگران درست پیش نمیره و اسم ماهاروم میزارن مادر حساس کسی که توجه داره به بچش میشه مادر حساس🫤