سوال های مرتبط

مامان فندق🩵 مامان فندق🩵 ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت ۲
خلاصه خوشحال و لباس دادن بهم گفتن آماده شو برو اتاق زایمان ولی خییییلی استرس داشتم همش می‌پرسیدم ک خیلی طول می‌کشه زایمانم ؟ میگفتن نمیدونیم معلوم نیست و اینا
دیگه زنگ زدن به ماما همراهم ک بیاد منم انتقال دادن اتاق زایمان و بهم سرم وصل کردن منم درد. داشتم ۶.۷ دقیقه یکبار اما شدیددد فقط کمرم می‌گرفت و ول میکرد اینا دوباره معاینه کردن گفتن ۷ سانتی. بعد نیم ساعت ماما همراهم اومد کیسه ابمو پاره کردن شدم ۸ سانت دیگه دردام شدن ۳.۴ دقیقه یکبار و شدید تر درد داشتم معاینه کردن گفتن ۱۰ سانت و فول شدی . ساعت ۱ بود تقریبا . دیگه ماما همراهم گفت میخای بری دوش بگیری رفتم اما نتونستم ورزشم نمیتونستم بکنم .. زور زدنام شروع شد تقریبا ۱ ساعت و نیم زورزدم همین سخت بود اما قابل تحمل.. سر بچه نمیومد داخل لگن بخاطر همین طول کشید با تمام قدرتم زور میزدم دیگه کلافه شده بودم که گفتن سر بچه رو میبینن .. مامام خییییییلی تو زور زدنام کمکم کرد که واقعا اگه نبود نمیتونستم
بردنم روی تخت دیگه که بچه بدنیا بیاد .
اونجام چند تا زور محکم زدم و بچم بدنیا اومد🫠🫠
اصلا باورم نمیشد که زایمان کردم.. ساعت ۲ و بیست دقیقه بود
مثل اینکه چند تا جیغ هم زدم موقع زایمان ولی خودم اصلا یادم نیست آنقدر ک حالم دست خودم نبود اما مامانم صدامو پایین شنیده بود...
و بخیه زدنا شروع شد که خیییلی درد داشت با سه تا آمپول بیحسی کاااامل حس میکردم یعنی اونقدر ک درد بخیه کشیدم درد زایمان نداشتم 🫠

ادامه تاپیک بعد
مامان مهرســـام...🧡 مامان مهرســـام...🧡 ۴ ماهگی
پارت اول زایمان طبیعی
ب منم بعد چهل رور اومدم تجربه زایمانمو بگم چون خیلی سرم شلوغ بود نمیتونستم بیام گهواره تند تند مینویسم چون هر لحظه ممکنه بچم بیدار بشه
پارت یک زایمان طبیعی
من 38 هفنه و 3 روز بودم رفتم بهداشت روستامون برا اینکه
صدای قلب بچمو بذاره بهم گفت جای بچه خیلی تند شده حتما عصر برو نوار قلب بگیر از بچه من عصر رفتم بیمارستان از دو روز قبلشم خیلی کمردرد میگرفتم با دل درد کم ولی کمردرد شدید میگرفتم میگفتم تا چند ساعت دیگه بچم دنیا میاد اما همیچ خبری نبود خلاصه نوار قلب که دادم خوب بود اما انقباض نشون داد معاینه ام کرد ساعت 8 شب بود 2 سانت بودم گفت برو 4 ساعت دیگه بیا من رفتم تو شهر گشتیم با شوهرم ساعت 11 و نیم رفتم 2 سانت و نیم بودم دیگه رفتیم خونه ساعت 1 و نیم دیگه دردام خیلی شدید شده بود دیگه تحمل کردم تا 3 و نیم میخاستم بزارم صبح برم که یهو سرم درد گرفتم فشارم رفته بود بالا مجبور شدم همون نصفه شب برم وقتی رفتم تازه 3 سانت بود بستریم کردن خیلی درد کشیدم گلاب به روتون چهار پنج سانت که رسیدم از شدت درد آب زرد میاوردم بالا،، بعد هی میومدن معاینه میکردن تا شد ساعت 11 صبح گفت 6 سانتی و کیسه آبمو پاره کردن خودشون
مامان نورا مامان نورا روزهای ابتدایی تولد
مامان افرا🩷 مامان افرا🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی بدون درد
من طرف صبح شنبه رفتم بیمارستان
تا نوار قلب و این چیز ها گرفتن شد ظهر.معاینه کردن ۱ سانت بودم دیگه برای اینکه با بدون درد رفتم بیمارستان یه قرص گذاشتن زیر زبونم که رحمم باز شه ۶ ساعت بعد چک کردن دهانه رحم تقریبا ۲ سانت بود دیگه از ساعت ۵ عصر آمپول فشار وصل کردن تا دردام شروع شه و منظم بشن
تا ساعت ۱۲ شب سرم بود دیگه قطع کرد با دردهای خودم رفتم جلو
تا اینجا دردم خیلی زیاد نبود ساعتا ۲ کیسه آبم پاره شد دیگه درد هام شدید تر شدن و منظم تر .دیگه نزدیک های ساعت ۳ونبم دردها خیلی شدید شدن معاینه کردن تقریبا ۴ سانت بود دیگه تا قشنگ ۴ سانت شدم و بیهوشی آمد برای اپیدورال اذیت شدم
یعنی درد واقعی و زیاد رو از ساعت ۲ تا ۴ داشتم دیگه اپیدورال وصل کردن و من خواب رفتم تا ساعت ۶ دیگه دوباره با درد بیدار شدم دیگه دوباره معاینه کردن گفتن ۸ سانتی با این حال دکتر بیهوشی آمد دوباره اپیدورال زد دیگه دکتر آمد و شروع کرد پوزیشن دادن و این چیز ها
دیگه با پوزیشن دادن و معاینه و این چیز ها فسقلیم ساعت ۶و۲۰ دقیقه آمد بغلم🥰
درکل راضی بودم از زایمانم خداروشکر🩷🥰
مامان بردیا مامان بردیا ۱۴ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6
مامان کایا مامان کایا ۱۲ ماهگی