۱۴ پاسخ

عزیرم شیر خشک خوشمزه مثل اپتامیل بگیر شاید چند بار که شیشه بهش بدی عادت کنه با شیشه ابمیوه و چیزای خوشمزه بهش بده تا تشویق بشه شاید شیرم خورد

با قاشقم شیر خشک نمیخوره ؟

تحویل نگیر زندگی همینه

بگو به توچه زنیکه محلش نده تو مامانشی

خدا لعنتشون کنه الهی همدردیم😪
حالا برا من نگفتن نده خواهر شوهرم از خداش بود شیر خشکی کنم وردارع همش ببره من ر بچه رو نبینم من باز یکم مادر شوهرم خوبه ولی امان از دو تا خواهر شوهر و پدر شوهرم

پودر گالاکتومید شیرتو زیاد میکنه

توی یه خونه زندگی میکنید ؟

الهی خدا لعنتش کنه عزیزم

خدا لعنتشون کنه الهی ک با ادم اینجور رفتار میکنن.
عزیزم مگ خونت جدا نیس

ببین شربت نئو زینک بخر بده بهش اشتهاش رو باز میکنه غذا میخوره منم دخترم نه شیرمیخورد نه غذا چندروزیه دارم میدم غذا میخوره

دختر منم از اول شیر خشک نخورد الان مداااام بهم وصله واقعا کلافه م ب هیییییچ کاری نمیرسم

خب غذا بده یکسالشه بچه ات درسته؟؟باغذا سیرش کن

چرا شیرخشک نمیدی عزیزم

خب شیرخشک‌بده

سوال های مرتبط

مامان فلفل ریزه میزه مامان فلفل ریزه میزه ۱۳ ماهگی
اوف خیلی اعصابم خورده خدا ریشیه هر چی مادر شوهر بده رو بزنه الهی خودش ک روانیه منو هم روانی کرده هی هر روز میاد میگه ب بچه شیر بده اعصابمو داغون کرده انگاری من نامادری ام ک ب بچم شیر ندم میدم ها چون بچه بزرگ شده کم شده زیاد ندارم وقتی ندارم سینمو ببرم در بیارم شیر از کجا بیارم میگه اونروز میرن ی دایه پیدا میکنم بیاد دوساعت شیر بده بچم سیر شه گفتم برو پیدا کن بچه مگ با دوساعت کفایت میکنه هر ثانیه شیر میخواد من تو خونه خودم میدم ها همین میره پایین پیششون منم ک بعضی وقتا میرم یا بهش چیزی بدم میگه بیا شیر بده جی جی میخواد میگم دادم بهش باور نمیکنه پیش خواهرش میگقته ب بچه شیر نمیده و کاسه هاشو کثیف میشوره و در حالی ک من وسواسم هر روز با این بچه همین یکدقیقه میخوابه یا میره جایی میچسبم ب کار نمیکنم واسه خودم ی چایی چیزی بخورم همش میپرسه غذا درست کردی واسه عباس اخه ب تو شاید من دوست داتشه باشم درست نکنم یا دوست داشته باشیم امروز حاضری بخورین همش میپرسه بعد بهم میگه خب درست میکردی دیگ بخدا من همیشه درست میکنم یه روز بچه میبینی نمیزاره یا شبا دیر میخوابه صبح ها خوابه نمیتونم پاشم درست کنم خیلی دخالت میکنه تو همه چیمون خیلی
مامان فلفل ریزه میزه مامان فلفل ریزه میزه ۱۳ ماهگی
خانوما سلام شبتون بخیر
لطفا نظر هاتونو بگین و اینکه هر کی میخواد سرزنش کنه بگه اله بله نیاد تو تاپیک
پدر شوهر مادر شوهرم خیلی اذیتم میکنن بیش از حد بخدا تو خونه خودم میترسم صحبت منم مادر شوهر ک ریشش زده شه الهی داعم در حال فوش دادن ب منه خدا من کاری هم نکردن کل روز بچه داری و غذا و لباس و تمیز کاری ام اصلا نمیرمم خونش مگ چی بشه بچه گریه کنه بگه به دخترم بیا خونه تا مجبور شم برم اونم دودقییه ای در میشم چون از بس عذابم دادن حالم بد میشه رقته پیش همه گفته ب بچه شیر نمیده مگ اخه میشه شیر ندم میگفته شیر داره نمیده از نوزاد دخترم همش میگفت ب بچه شیر نمیدی مگ میشه ی مادر شیر داشته باشه و نده خدای شاهده ندارم کم شده سیر نمیشع خالیه شوهرم زنگ زده بود میگه خاهرم اومده میگه ب بچه شیر نمیده پیش عالم و دوملت گفته حالا اینا ب کنار پدر شوهرم میاد بالا سرم وایمیسته تا ب بچه شیر بدم وقتی دادم تموم شد بعد میره از بس تو ذهن اینم خونده ک اینم میاد مثل نگهبان وایمیسته پدرشوهرم نمیزاره گوشی دستم بگیرم هر وقت میاد اگ گوشی دستم باشه دعوام میکنه تیکه میندازه و اخم هاشو میکشه ب هم بخدا میترسم وردارم ب شوهر خودم زنگ بزنم نمیدونم چی فکر میکنن بچه شکمم بود انقدر اذیتم کردن همش مادر شوهرم میگفت بمیری کوره ات بیوفته تو ام بمیره( کوره ) یعنی بچه ات بیوفته یه نفرین هایی میکرد چیکار کنم بنظرتون خیلی دارم عذاب میکشم خیلی سختمه خیلی خیلی خسته شدم دیونه شدم ن حواسم هست قطره بچمو بدم ن هواسم هست خودم ی جام درد میکنه قرص بخورم همه چیو میریزم به هم قاطی پاتی میکنم سردرد دارم وای خیلی حالم بده