اوف خیلی اعصابم خورده خدا ریشیه هر چی مادر شوهر بده رو بزنه الهی خودش ک روانیه منو هم روانی کرده هی هر روز میاد میگه ب بچه شیر بده اعصابمو داغون کرده انگاری من نامادری ام ک ب بچم شیر ندم میدم ها چون بچه بزرگ شده کم شده زیاد ندارم وقتی ندارم سینمو ببرم در بیارم شیر از کجا بیارم میگه اونروز میرن ی دایه پیدا میکنم بیاد دوساعت شیر بده بچم سیر شه گفتم برو پیدا کن بچه مگ با دوساعت کفایت میکنه هر ثانیه شیر میخواد من تو خونه خودم میدم ها همین میره پایین پیششون منم ک بعضی وقتا میرم یا بهش چیزی بدم میگه بیا شیر بده جی جی میخواد میگم دادم بهش باور نمیکنه پیش خواهرش میگقته ب بچه شیر نمیده و کاسه هاشو کثیف میشوره و در حالی ک من وسواسم هر روز با این بچه همین یکدقیقه میخوابه یا میره جایی میچسبم ب کار نمیکنم واسه خودم ی چایی چیزی بخورم همش میپرسه غذا درست کردی واسه عباس اخه ب تو شاید من دوست داتشه باشم درست نکنم یا دوست داشته باشیم امروز حاضری بخورین همش میپرسه بعد بهم میگه خب درست میکردی دیگ بخدا من همیشه درست میکنم یه روز بچه میبینی نمیزاره یا شبا دیر میخوابه صبح ها خوابه نمیتونم پاشم درست کنم خیلی دخالت میکنه تو همه چیمون خیلی

۹ پاسخ

یعنی چی بلد نیستی جوابشو بدی ؟ جوری برینی بهش دیگه‌گوه میخورهه حرف بزنه براچی میزاری بچتو ببرعه چکارهه حسنه

عزیزم گوشتو یکی رودر کن یکی رودروازه بزار اینقد بگه تابترکه یااینکه یکبار جوابشو بده بزار خودشو جمع کنه مادرشوهرمنم دقیقا مثل مادرشوهر شمابود چندباری دخالت کرد منم چیزی نگفتم بعد باخودم تاکی چیزی نگم بعد حسابی ازخجالتش درآومدم دیگه خودشو جمع کرد دخالت نکرد😂

اگ از الان ازاد بزاری فردا بزرگ بشه توتربیت همچیش دخالت میکنه بچتم بد بار میاد در رو قفل کن خونه نزارش

متاسفانه از بدی های پیش خانواده شوهر بودن هرچی بگی کمه مخصوصا اگر انقدر بی فرهنگ باشن. باید بتونی مستقل بشی

پدر شوهرتم که اذیتت میکرد
خدا لعنت کنه همچین آدمایی رو واقعا.
اگه شوهرت پشتته قطع ارتباط کنین باهاشون .
اصلا برین یه شهر دیگ

عزیزم با مادرشوهر زندگی میکنی؟
خدایا نمیدونیم این آدما خودشون بچه بزرگ نکردن
یعنی بدم میاد از این آ دمهااا

ب همسرت بگو بره بهش بگه ک انقد دخالت نکنه یا یکبار خودت حالش بگیر ک خودش جمع کنه تا وقتی ساکت باشی و رد بدی وضع همینه

خدا صبرت بده🫠 من بودم محل نمیدادم بزار هرچی میخاد بگه اهمیت نده

ریشه هرچی مادر شوهر بد رو خدا خشک کنه

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
خانوما سلام شبتون بخیر
لطفا نظر هاتونو بگین و اینکه هر کی میخواد سرزنش کنه بگه اله بله نیاد تو تاپیک
پدر شوهر مادر شوهرم خیلی اذیتم میکنن بیش از حد بخدا تو خونه خودم میترسم صحبت منم مادر شوهر ک ریشش زده شه الهی داعم در حال فوش دادن ب منه خدا من کاری هم نکردن کل روز بچه داری و غذا و لباس و تمیز کاری ام اصلا نمیرمم خونش مگ چی بشه بچه گریه کنه بگه به دخترم بیا خونه تا مجبور شم برم اونم دودقییه ای در میشم چون از بس عذابم دادن حالم بد میشه رقته پیش همه گفته ب بچه شیر نمیده مگ اخه میشه شیر ندم میگفته شیر داره نمیده از نوزاد دخترم همش میگفت ب بچه شیر نمیدی مگ میشه ی مادر شیر داشته باشه و نده خدای شاهده ندارم کم شده سیر نمیشع خالیه شوهرم زنگ زده بود میگه خاهرم اومده میگه ب بچه شیر نمیده پیش عالم و دوملت گفته حالا اینا ب کنار پدر شوهرم میاد بالا سرم وایمیسته تا ب بچه شیر بدم وقتی دادم تموم شد بعد میره از بس تو ذهن اینم خونده ک اینم میاد مثل نگهبان وایمیسته پدرشوهرم نمیزاره گوشی دستم بگیرم هر وقت میاد اگ گوشی دستم باشه دعوام میکنه تیکه میندازه و اخم هاشو میکشه ب هم بخدا میترسم وردارم ب شوهر خودم زنگ بزنم نمیدونم چی فکر میکنن بچه شکمم بود انقدر اذیتم کردن همش مادر شوهرم میگفت بمیری کوره ات بیوفته تو ام بمیره( کوره ) یعنی بچه ات بیوفته یه نفرین هایی میکرد چیکار کنم بنظرتون خیلی دارم عذاب میکشم خیلی سختمه خیلی خیلی خسته شدم دیونه شدم ن حواسم هست قطره بچمو بدم ن هواسم هست خودم ی جام درد میکنه قرص بخورم همه چیو میریزم به هم قاطی پاتی میکنم سردرد دارم وای خیلی حالم بده
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
سلام مامانا
باز امروز مادر شوهرم اومد خونم بعد بهم میگه چرا شیرت میریزنه ب بچه نمیدی منم گفتم وقتی نمیخوره ب زور بدم دهنش میگه از بس ندادی ک نمیخوره دیر دیر میدی اخه اونجوری ک میگه نیست زورم میاد مگ یزید ک نیستم بچمه مگه میشه ندم جونم واسش در میره هی هر روز ک این حرفارو بهم میگه انگار منو از این قبر در میارن تو اون یکی قبر میزارن بخدا خیلی خسته ام ب شوهرممم هر چی میگم انگار ن انگار میگم بریم ی خونه دیگ بگیریم میگم پولشم خودم میدم س تا النگو از خونه پدریم داریم ۶ تا بود با یه گوشواره و یه انگشتر و با انگشتر عقدم میشد دوتا همشو دادم ماشین گرفت ی وانت الان سه تا مونده کلا میگم بیا بدم ی خونه اجاره کنیم بریم از اینجا اصلا گوش نمیده میگه تو بچه رو نمیتونی نگ داری میگم پس الان کی نگه میداره ی ساعت ک ننه باباش ور میدارن بچه رو همین چششو گرفته بخدا داغون شدم همین الان ک این پیام و مینویسم سرم میخواد بترکه ، چیکار کنم بنظرتون برم خونه مادرم تا تکلیفم معلوم بشه اخه برمم بچرو نمیدم بهم باید تنها برم اونم دلم نمیاد بچمو بزارم خدایا چیکار کنم

پوشک
مایبیبی
فرنی
سرلاک
سوپ