خانوما سلام شبتون بخیر
لطفا نظر هاتونو بگین و اینکه هر کی میخواد سرزنش کنه بگه اله بله نیاد تو تاپیک
پدر شوهر مادر شوهرم خیلی اذیتم میکنن بیش از حد بخدا تو خونه خودم میترسم صحبت منم مادر شوهر ک ریشش زده شه الهی داعم در حال فوش دادن ب منه خدا من کاری هم نکردن کل روز بچه داری و غذا و لباس و تمیز کاری ام اصلا نمیرمم خونش مگ چی بشه بچه گریه کنه بگه به دخترم بیا خونه تا مجبور شم برم اونم دودقییه ای در میشم چون از بس عذابم دادن حالم بد میشه رقته پیش همه گفته ب بچه شیر نمیده مگ اخه میشه شیر ندم میگفته شیر داره نمیده از نوزاد دخترم همش میگفت ب بچه شیر نمیدی مگ میشه ی مادر شیر داشته باشه و نده خدای شاهده ندارم کم شده سیر نمیشع خالیه شوهرم زنگ زده بود میگه خاهرم اومده میگه ب بچه شیر نمیده پیش عالم و دوملت گفته حالا اینا ب کنار پدر شوهرم میاد بالا سرم وایمیسته تا ب بچه شیر بدم وقتی دادم تموم شد بعد میره از بس تو ذهن اینم خونده ک اینم میاد مثل نگهبان وایمیسته پدرشوهرم نمیزاره گوشی دستم بگیرم هر وقت میاد اگ گوشی دستم باشه دعوام میکنه تیکه میندازه و اخم هاشو میکشه ب هم بخدا میترسم وردارم ب شوهر خودم زنگ بزنم نمیدونم چی فکر میکنن بچه شکمم بود انقدر اذیتم کردن همش مادر شوهرم میگفت بمیری کوره ات بیوفته تو ام بمیره( کوره ) یعنی بچه ات بیوفته یه نفرین هایی میکرد چیکار کنم بنظرتون خیلی دارم عذاب میکشم خیلی سختمه خیلی خیلی خسته شدم دیونه شدم ن حواسم هست قطره بچمو بدم ن هواسم هست خودم ی جام درد میکنه قرص بخورم همه چیو میریزم به هم قاطی پاتی میکنم سردرد دارم وای خیلی حالم بده

۱۳ پاسخ

چرا خودت عذاب میدی؟
با شوهرت حرف بزن پاشین برین جای دیگه، اگه قبول نکرد پاشو برو خونه بابات

با شوهرت صحبت کن راضیش کن از خونه برین کلا
هرچی نزدیک تر باشین بدتر عذاب میکشی و سخته..
و شوهرت هم اگه پشت ت باشه خوبه ک طرف مامان باباشو نگیرره

شوهرت هیچی نمیگه اون وقت؟ب شوهرت بگو بشین خیلی آروم حرفات و بهش بزن بدون اینکه بخاد بین خودت و شوهرتم دعوایی چیزی بشه بعد دیدی چاره ساز نبود در برابر شون ساکت نمون یعنی چی ک هر کی از راه میرسه میشه خان بالا سرت قشنگ بزن توی دهن شون

خب همینجوری میاد داخل؟؟؟
درو ببند
قفل کن ک در بزنپ بیان تو
سینتم یجوری باز کن بالا سرت وایسادنی که تا شورتتم دیده بشه شاید خجالت بکشه بره گمشه
مال منم همین عنن دخالت گر ولی من جوابشونو میزارم کف دستشون

چرا جدا نمیشی عزیزم

شوهرت هیچی نمیگه بهشون؟؟؟جوابشونو بده یه بار قشنگ داد بزن سرشون بگو بسه دیگ هرچی کوتاه اومدم هیچی نگفتم داد زدن توام بزن بدتر کن ته تهش اینه میخوان بگن برو خونه بابات ک برات بهترم هست بری حداقل ارامش داری شوهرتم اومد دنبالت بگو تا خونه رو جدا نکنی برنمیگردم

وااای خوندم چقد عصبی شدم ککه ها بمیرن.. بپر ب شوهرت بگو عصبیم کردن نمیتونم دیگ تحمل کنم . تهدیدش کن بگو میرم خونه بابام

فک کردم شوهرت هم سن و سال خودته ...ولی ۳۴ سال باید مستقل تر رفتار کنه

تاپیک های منو میبینی میفهمی ک منم مادر پدرشوهر و حتی خواهر شوهر خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بی نهایت بدی دارم....
جواب دادن هم حتی راه حل نیست! امتحان کردم...رو شون بیشتر میشه اصلا دیگ
فقط دوری ...باهاشون زندگی نکردن ....صدسال یکبار دیدنشون ....
خاک تو سر همچین مادر پدرشوهری ک عروس رو عذاب بدن ولی واسه دختر خودشون سکته کنن ک بچم اذیت شده ...

بايد با شوهرت صحبت كنى!!!
اگر گوش نميده بزار برو شهرستان
يا با خودشون حرف بزن
يا اصلا بريد يه جاى جدا

خونه اجاره کنین برین بگو به شما ربطی نداره این بچه من دل سوز تر از مادر نیست مادرشوهر منم دخالت می‌کرد دو با جواب دادم دعوا کردم شوهر گفت چی کار دارید دیگه چیزی نمیگه

پس شوهرت چکارس این وسط

تاحالا جوابشونو دادی؟تو روشون وایسادی؟

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
اوف خیلی اعصابم خورده خدا ریشیه هر چی مادر شوهر بده رو بزنه الهی خودش ک روانیه منو هم روانی کرده هی هر روز میاد میگه ب بچه شیر بده اعصابمو داغون کرده انگاری من نامادری ام ک ب بچم شیر ندم میدم ها چون بچه بزرگ شده کم شده زیاد ندارم وقتی ندارم سینمو ببرم در بیارم شیر از کجا بیارم میگه اونروز میرن ی دایه پیدا میکنم بیاد دوساعت شیر بده بچم سیر شه گفتم برو پیدا کن بچه مگ با دوساعت کفایت میکنه هر ثانیه شیر میخواد من تو خونه خودم میدم ها همین میره پایین پیششون منم ک بعضی وقتا میرم یا بهش چیزی بدم میگه بیا شیر بده جی جی میخواد میگم دادم بهش باور نمیکنه پیش خواهرش میگقته ب بچه شیر نمیده و کاسه هاشو کثیف میشوره و در حالی ک من وسواسم هر روز با این بچه همین یکدقیقه میخوابه یا میره جایی میچسبم ب کار نمیکنم واسه خودم ی چایی چیزی بخورم همش میپرسه غذا درست کردی واسه عباس اخه ب تو شاید من دوست داتشه باشم درست نکنم یا دوست داشته باشیم امروز حاضری بخورین همش میپرسه بعد بهم میگه خب درست میکردی دیگ بخدا من همیشه درست میکنم یه روز بچه میبینی نمیزاره یا شبا دیر میخوابه صبح ها خوابه نمیتونم پاشم درست کنم خیلی دخالت میکنه تو همه چیمون خیلی
مامان ایهان و ایلین😘 مامان ایهان و ایلین😘 ۱۵ ماهگی
خیلی حالم خرابه پسرم شیش سالشه خیلی شرهه دوست داره بره همش بیرون تو خونه بند نمیکنه آک هم بمونه لج کاری باهام می‌کنه دخترم یکسالشه بی آرومی می‌کنه هی این ور می‌ره اون ور می‌ره باید بگیرمش یا ب تلویزیون نخوره یا تو آینه نره همش نق نق می‌کنه گریه می‌کنه شوهرمم همش روزتا شب سرکارهه خانواده ام اصلا دلسوز م نیستن مادرم ی کمکی بهم تو زندکیم نداد همش میگه منم شما بچه بودین بدون کمکی بزرگ کردم تو هم بچه هات بزرگ کن خواهرم از روزی عقد بسته ایقد باهام دشمن شده ک میگه دلم نمیخواه اصلا ببینمت ن تفریح دارم ن گردش همش تو خونه ام از روزی عروس شدم ب جای ک بیرون ببینم همش خونه دیدم بچه هام همش مریض هستن حس میکنم واقعا ب ی روانشناس احتیاج دارم اصلا حال روحی ام خوب نیست پرخاشگر شدم وسواس دارم شدید زود عصبی میشم کنار مادر شوهرم اینا زندگی میکنم دوست دارم برم ی جا بتونم ایقد جیغ بزنم خودم خالی کنم خیلی حالم بده کسی مثل من اینجور بوده ولی آرزوم اینه هیچکی مثل من همچین حال بدی رو تجربه نکرده باشه واقعا سخته افسردگی گرفتم از بس تو خونه موندم بچه داری شما بگین چکار کنم
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
سلام مامانا
باز امروز مادر شوهرم اومد خونم بعد بهم میگه چرا شیرت میریزنه ب بچه نمیدی منم گفتم وقتی نمیخوره ب زور بدم دهنش میگه از بس ندادی ک نمیخوره دیر دیر میدی اخه اونجوری ک میگه نیست زورم میاد مگ یزید ک نیستم بچمه مگه میشه ندم جونم واسش در میره هی هر روز ک این حرفارو بهم میگه انگار منو از این قبر در میارن تو اون یکی قبر میزارن بخدا خیلی خسته ام ب شوهرممم هر چی میگم انگار ن انگار میگم بریم ی خونه دیگ بگیریم میگم پولشم خودم میدم س تا النگو از خونه پدریم داریم ۶ تا بود با یه گوشواره و یه انگشتر و با انگشتر عقدم میشد دوتا همشو دادم ماشین گرفت ی وانت الان سه تا مونده کلا میگم بیا بدم ی خونه اجاره کنیم بریم از اینجا اصلا گوش نمیده میگه تو بچه رو نمیتونی نگ داری میگم پس الان کی نگه میداره ی ساعت ک ننه باباش ور میدارن بچه رو همین چششو گرفته بخدا داغون شدم همین الان ک این پیام و مینویسم سرم میخواد بترکه ، چیکار کنم بنظرتون برم خونه مادرم تا تکلیفم معلوم بشه اخه برمم بچرو نمیدم بهم باید تنها برم اونم دلم نمیاد بچمو بزارم خدایا چیکار کنم

پوشک
مایبیبی
فرنی
سرلاک
سوپ
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱ سالگی