ادامه تاپیک قبلیم
پدر شوهرم هر وقت یه دعوا بین منو شوهرم میشه یا اگ ی وقتی جوابشونو بدم ک اونم از بس ترسوندن و شوهرم نمیزاره جواب بدم هر وقت ی دعوا میشه با بچم تهدید میکنن اونروز میگه تو دلم نگه میدارم بزار یکم بچه بززگ بشه شیر نخواد ی بلایی سرت بیارم طلاق پسرمو میگیرم بچرو هم ازت میگیرم برو هر قبرستونی میری برو خیلی گریه کردم خیلی دلم اومد بخدا یزید این کارا و این حرف هارو ب ادم نمیگه ب خالم زنگ زدم گفتم اونم گفت در شو بیا بزار تکلیفت معلوم شه نمیتونم بچمو بزارن برم دوبار گزاشتم رقتن خونه دختر خالم باز اومدم طاقت دوریشو ندارم به امام حسین بچمه پاره تنمه خیلی سختی کشیدم روش الانم هلاک شدم از بس دنبالشم و براش زحمت میکشم حق من نیست ک بچیه خودمو اختیارشو نداشته باشم احساس میکنم اصلا بچه مال من نیست احساس میکنم من ی غریبه ام میترسم دست بزنم وقتی کنارشم معضب میشینم کنارش زل میزنم دلم خونه اگ سفره دلمو باز کتم شماهم داغون میشین

۱۱ پاسخ

فقط میگم هرکی میخواد یه مادروفرزندروازهم جداکنه بحق ام البنین حضرت فاطمه نیست ونابودبشه وخداازش نگذره.عزیزم نزارازت سواستفاده کنن نزارازاینی ک هستن پرروتربشن چندباربابی احترامی جوابشونوبده دیگه جرات نمیکنن چیزی بهت بگن.ازاون خونه برواینجوری فایده نداره.ب خانوادت بگوتاتکلیفتوروشن کنن

عزیزم همون لحظه که میگه صداشونو ضبط کن برو شکایت کن هیچ گوهی نمیتونه بخورن او قاضی میگی مدرک جمع کن فیلم بگیر اول از همه با یه وکیل مشورت کن

من با همسرم چندماه پیش ی مشکلی پیدا کردم بهش گفتم یبار دیگ کارتو تکرار کنی میذارم میرم با خنده و شوخی میگفت کجا میخوای بری،منم پاشدم جدی جدی رفتم بی سرصدا مهرمو اجرا گذاشتم ماشینشو توقیف کردم ازش گرفتن بردن پارکینگ بچه رو هم انداختم سرش،پاشد با باباش اومد ب غلط کردن منم پیش همه بهش گفتم یادته گفتی کجا میخوای بری چیکار میخوای بکنی؟ الان دیدی چیکارا میتونم بکنم؟ پس دیگ دهنتو ببند خلاصه منتمم کشیدن تا برگشتم،اینجوری برخورد کن نترس از چیزی

چون نقطه ضعف تو رو فهمیدن ک بچه اس با همون هی تهدیدت میکنن،اول اینکه نترس بچه تا هفت سال با مادره،دوم اینکه از موضع بالا برخورد کن بگو بیاید اینم بچتون من میرم و بچه رو بذار پاشو برو نترس چون شیرخواره اس هیچ غلطی نمیتونن بکنن

بنظرم جون جواب نمیدی و شوهرت هم چیزی نمیگه سو استفاده میکنن و اجازه میدن هر بی احترامی و حرفی ک دوست دارن بهت بگن...

راه اومدن و زندگی کردن ت ی ساختمون با اینا و سر و کله زدن باهاشون خیلی سخته و عذاب اور 🤦‍♀️ همون اول باید جدا میشدی

وقتی این بلاهارو سرت میارن شوهر بی غیرتت کجاست ؟
اصلا ازت دفاع نمیکنه ؟
مرده ؟

مامانی خیلی ناراحت شدم از سرنوشتت .انشالله که خدا زودتر به زندگی خودتو فلفل ریزه میزت یه نگاهی بندازه و ورق زندگیت برگرده و همه چی باب دلت بشه .خودش بخواد انقدر قشنگ برات درست میکنه .وقتی داری کوچولوتو شیر میدی از خدا بخواه که آه خودتو بچتو ازشون بگیره .ما هم برات دعا میکنیم که زودتر از دستشون راحت بشی🙏🙏

عزیزم با شوهرت حرف بزن بگو وقتی پدر و مادرت به من بی احترامی میکنن توهینو تحقیرم میکنن انگار دارن به تو توهین میکنن چون من وصل به تو هستم و اینکه بگو درست پدرت به من محرم ولی واقعا کارش زشته میاد بالاسرم وایمیسته که ببینه من دارم به بچه شیر میدم از کسی نترس به مادرش بگو بچه من مادر داره نیاز به دلسوز نداره بجای اینکه سرتون تو زندگی ما باشه و باعث ناراحتی بشید بهتر زندگی خودتون بکنید

قانون میگه در صورت طلاق هم بچه تا ۷ سالگی با مادر باید باشه... درسته تو جایی داریم زندگی میکنیم ک بی صاحبه ولی یسری قوانین داره .. با ی وکیل مشاوره کنید. تا راهکار بهتون بده تا بتونید مقابله به مثل کنید . با بی ادبی کاری از پیش نمیره قانون رو بلد باشید برگه برنده دست شماست

چرا ی دختر نوجوان باید ازدواج کنه و بچه دار بشه وقتی هنوز نمیتونه از خودش دفاع کنه

سنت خیلی کمه عزیزم
ولی باااااید تو روشون وایسی حتی تو روی همسرت وایسا،چرا همسرت ازت دفاع نمیکنه چرا جواب اونارو نمیده
اون بچه توعه اختیارش باتوعه هییییچکسسسسس حق نداره اونو ازت بگیره،محکم جلوشون وایسا تروخدا نترس نزار اونا هارتر بشن
اونا دیدن تو ساکتی دارن سواستفاده میکنن

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
سلام مامانا
باز امروز مادر شوهرم اومد خونم بعد بهم میگه چرا شیرت میریزنه ب بچه نمیدی منم گفتم وقتی نمیخوره ب زور بدم دهنش میگه از بس ندادی ک نمیخوره دیر دیر میدی اخه اونجوری ک میگه نیست زورم میاد مگ یزید ک نیستم بچمه مگه میشه ندم جونم واسش در میره هی هر روز ک این حرفارو بهم میگه انگار منو از این قبر در میارن تو اون یکی قبر میزارن بخدا خیلی خسته ام ب شوهرممم هر چی میگم انگار ن انگار میگم بریم ی خونه دیگ بگیریم میگم پولشم خودم میدم س تا النگو از خونه پدریم داریم ۶ تا بود با یه گوشواره و یه انگشتر و با انگشتر عقدم میشد دوتا همشو دادم ماشین گرفت ی وانت الان سه تا مونده کلا میگم بیا بدم ی خونه اجاره کنیم بریم از اینجا اصلا گوش نمیده میگه تو بچه رو نمیتونی نگ داری میگم پس الان کی نگه میداره ی ساعت ک ننه باباش ور میدارن بچه رو همین چششو گرفته بخدا داغون شدم همین الان ک این پیام و مینویسم سرم میخواد بترکه ، چیکار کنم بنظرتون برم خونه مادرم تا تکلیفم معلوم بشه اخه برمم بچرو نمیدم بهم باید تنها برم اونم دلم نمیاد بچمو بزارم خدایا چیکار کنم

پوشک
مایبیبی
فرنی
سرلاک
سوپ
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
خانوما سلام شبتون بخیر
لطفا نظر هاتونو بگین و اینکه هر کی میخواد سرزنش کنه بگه اله بله نیاد تو تاپیک
پدر شوهر مادر شوهرم خیلی اذیتم میکنن بیش از حد بخدا تو خونه خودم میترسم صحبت منم مادر شوهر ک ریشش زده شه الهی داعم در حال فوش دادن ب منه خدا من کاری هم نکردن کل روز بچه داری و غذا و لباس و تمیز کاری ام اصلا نمیرمم خونش مگ چی بشه بچه گریه کنه بگه به دخترم بیا خونه تا مجبور شم برم اونم دودقییه ای در میشم چون از بس عذابم دادن حالم بد میشه رقته پیش همه گفته ب بچه شیر نمیده مگ اخه میشه شیر ندم میگفته شیر داره نمیده از نوزاد دخترم همش میگفت ب بچه شیر نمیدی مگ میشه ی مادر شیر داشته باشه و نده خدای شاهده ندارم کم شده سیر نمیشع خالیه شوهرم زنگ زده بود میگه خاهرم اومده میگه ب بچه شیر نمیده پیش عالم و دوملت گفته حالا اینا ب کنار پدر شوهرم میاد بالا سرم وایمیسته تا ب بچه شیر بدم وقتی دادم تموم شد بعد میره از بس تو ذهن اینم خونده ک اینم میاد مثل نگهبان وایمیسته پدرشوهرم نمیزاره گوشی دستم بگیرم هر وقت میاد اگ گوشی دستم باشه دعوام میکنه تیکه میندازه و اخم هاشو میکشه ب هم بخدا میترسم وردارم ب شوهر خودم زنگ بزنم نمیدونم چی فکر میکنن بچه شکمم بود انقدر اذیتم کردن همش مادر شوهرم میگفت بمیری کوره ات بیوفته تو ام بمیره( کوره ) یعنی بچه ات بیوفته یه نفرین هایی میکرد چیکار کنم بنظرتون خیلی دارم عذاب میکشم خیلی سختمه خیلی خیلی خسته شدم دیونه شدم ن حواسم هست قطره بچمو بدم ن هواسم هست خودم ی جام درد میکنه قرص بخورم همه چیو میریزم به هم قاطی پاتی میکنم سردرد دارم وای خیلی حالم بده
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
اوف خیلی اعصابم خورده خدا ریشیه هر چی مادر شوهر بده رو بزنه الهی خودش ک روانیه منو هم روانی کرده هی هر روز میاد میگه ب بچه شیر بده اعصابمو داغون کرده انگاری من نامادری ام ک ب بچم شیر ندم میدم ها چون بچه بزرگ شده کم شده زیاد ندارم وقتی ندارم سینمو ببرم در بیارم شیر از کجا بیارم میگه اونروز میرن ی دایه پیدا میکنم بیاد دوساعت شیر بده بچم سیر شه گفتم برو پیدا کن بچه مگ با دوساعت کفایت میکنه هر ثانیه شیر میخواد من تو خونه خودم میدم ها همین میره پایین پیششون منم ک بعضی وقتا میرم یا بهش چیزی بدم میگه بیا شیر بده جی جی میخواد میگم دادم بهش باور نمیکنه پیش خواهرش میگقته ب بچه شیر نمیده و کاسه هاشو کثیف میشوره و در حالی ک من وسواسم هر روز با این بچه همین یکدقیقه میخوابه یا میره جایی میچسبم ب کار نمیکنم واسه خودم ی چایی چیزی بخورم همش میپرسه غذا درست کردی واسه عباس اخه ب تو شاید من دوست داتشه باشم درست نکنم یا دوست داشته باشیم امروز حاضری بخورین همش میپرسه بعد بهم میگه خب درست میکردی دیگ بخدا من همیشه درست میکنم یه روز بچه میبینی نمیزاره یا شبا دیر میخوابه صبح ها خوابه نمیتونم پاشم درست کنم خیلی دخالت میکنه تو همه چیمون خیلی
مامان مهران💖😍 مامان مهران💖😍 ۱ سالگی
مامانا خیلی دلم گرفتس‌ 😞من ی بچه دارم ی پسر ناناز.
شهر غریب زندگی میکنم خونم طبقه بالایه 😞❤️‍🩹نه حیاط داره نه بالکن ۵ تا پنجره داره ولی خیلی بالایه پنجره هاش مثل ی زندانه فقط آسمون دیده میشه
😞الان که بچم ی سالش شده خیلی اذیت میشه همش دق بیرون دارع الآنم هوا سرده نمیتونم ببرمش بیرون 😭دنبال خونه ویلایی هستیم ولی پیدا نمیشه
بخدا اینقدر دلم گرفتس‌ بچم همش پشت دره همش میگه دده دده در درا. آن هان. همش می‌ره تو اتاق زل میزنه به پنجره به بیرون 😭😭 همش احساس گناه دارم
تنهاس نه همسایه ای نه فاملیلی
باباشم می‌ره سر کار وقتی میاد می‌خوابه باز می‌ره همش خودمم و پسرم تو خونه 😞😞❤️‍🩹😭😭
واقعا سخته خیلی جوش پسرم میزنم. میترسم آفریده بشه اینقدر که دق برداشته یکم میبریمش بیرون دیگه وقتی میام خونه اینقدر گربه می‌کنه که چرا اومدیم انگار دلش پر میشه
😭برام دعا کنید بتونیم ی خونه ویلایی پیدا کنیم. بچه ها
انشاالله هر کی مشکل داره حل بشه انشاالله
مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱ سالگی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
اوف دیوونه شدم از دست شوهرم هررچی میوه میخره کلا میبرع ب مادرش میده در حایی ک من ضعف میکنم شیر میدم ب خودمون واجب تره لطقا نگین ک مادرشه و قلان اونا هر چی میخرن به ما نمیدن بزار بگه ب بچه شیر میده بلخره نوه ام تقریت میشه بزار اونا یه دونه بدن خودش تنها تنها میخوره یا اصلا ب من ن ب پسرش بده ، راضی نیست به ما بده همش نفرین میکنه شوهرم میره از صبح تا شب انقدر عرق میریزه میره کارگری پولدارم نیستیم واقعا حق مارو میده ب اونا اگ ی روز بده دوروز بده ده روز بده عیبی نداره هر روز میده هر چی باشه ن میوه همین مادر شوهرم زندگیمونو جهنم کرده زندگی اول شوهرم و همین زده بهم اصلا دلش واسه پسرش نمیسوزه به حرف خودش جونشو میده اما فکر نکنم اگ به فکر بچت باشی معتادش نمیکنی .شوهرم از ۱۳ سالگی کار کرده و خرجی بابا ننشو داده اونم خیلی داده ها دینشو ادااا کرده الان د ساله ک منو گرفته الانم میده اما نداره ک اونقدری بده از ما ور سر نمیشه خرح بشه و اینا حالامنو بچم کم خرجیم خداروشکر مم هیچی نمیخوام از شوهرم شاید خوردنی خو راکی اونم بعضی وقتا بخوام ن لباس ن لوازم ارایش هر چی هم بخوام میخره ها اونجوری نیست
پوشک
مایبیبی
شیر
نوزاد
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
مامان عسل پسرم👼🏻🩵 مامان عسل پسرم👼🏻🩵 ۱۳ ماهگی
مامانا منو ببخشید همش مشکلات با شوهرمو میارم اینجا
ولی به جز شما دوستی ندارم که کمکم کنه
من دارم از دست این مرد روانی میشم دیگه به کی بگم اخه
فک کنین منم خواهرتونم کمکم کنید

اکثرتون در جریانین شوهرم منو بچمونو انداخت خونه
رفت با پدرمادرش مسافرت
حالا دیروز برگشت
امروز بهش گفتم شارژرم مونده خونه مامانم برو برام بیار کلی غر زد که نمیتونم برم
خونه مامانمم نزدیکه بهمون
خلاصه گفتم تو تا اردبیل میری تا خونه مامانم دو دیقه راهه نمیری؟
دیگه عصبی شد گفت من هرکاری دلم میخواد میکنم برو گمشو خونه ی بابات دیگه نبینمت و از این حرفا
منم دهنمو باز کردم گفتم به جهنم
من خونه ام هیچجا نمیرم اونم گفت من نمیام
بعد زنگ زدم بهش رد کرد بعدم گوشیشو خاموش کرد

خیلی سعی کردم جلوی خودمو بگیرم بهش زنگ نزنم ولی نشد

خلاصه الان چیکار کنم بنظرتون
اون حرفتی زشت زد منم عصبی شدم جوابشو دادم

شما جای من باشین چیکار میکنین

جز خونه مامانم جایی ام ندارم برم
مامانمم سردرد داره اونجام نمیتونم برم
ا
خواهرانه کمکم کنید💔💔



بارداری
زایمان
نوزاد
پوشک
شیرخشک
شیرمادر
پوشک
بیمارستان
شیردهی
سزارین