مامانا منو ببخشید همش مشکلات با شوهرمو میارم اینجا
ولی به جز شما دوستی ندارم که کمکم کنه
من دارم از دست این مرد روانی میشم دیگه به کی بگم اخه
فک کنین منم خواهرتونم کمکم کنید

اکثرتون در جریانین شوهرم منو بچمونو انداخت خونه
رفت با پدرمادرش مسافرت
حالا دیروز برگشت
امروز بهش گفتم شارژرم مونده خونه مامانم برو برام بیار کلی غر زد که نمیتونم برم
خونه مامانمم نزدیکه بهمون
خلاصه گفتم تو تا اردبیل میری تا خونه مامانم دو دیقه راهه نمیری؟
دیگه عصبی شد گفت من هرکاری دلم میخواد میکنم برو گمشو خونه ی بابات دیگه نبینمت و از این حرفا
منم دهنمو باز کردم گفتم به جهنم
من خونه ام هیچجا نمیرم اونم گفت من نمیام
بعد زنگ زدم بهش رد کرد بعدم گوشیشو خاموش کرد

خیلی سعی کردم جلوی خودمو بگیرم بهش زنگ نزنم ولی نشد

خلاصه الان چیکار کنم بنظرتون
اون حرفتی زشت زد منم عصبی شدم جوابشو دادم

شما جای من باشین چیکار میکنین

جز خونه مامانم جایی ام ندارم برم
مامانمم سردرد داره اونجام نمیتونم برم
ا
خواهرانه کمکم کنید💔💔



بارداری
زایمان
نوزاد
پوشک
شیرخشک
شیرمادر
پوشک
بیمارستان
شیردهی
سزارین

۲۳ پاسخ

ببین اینجا خیلیا گفتن نباید میرفت و فلان ولی به نظر من تو خیلی احساسی برخورد میکنی همش میخوای اون بین خانواده اش و تو یکیو انتخاب کنه آخه اون پدر و مادر هر چی هم باشن همین یه پسرو دارن ازت خواست باهاش بری خودت نرفتی الان میگی مارو انداخت رفت انگاری که انداخته تون تو خیابون بعدم ایقد سر هر چیز کوچیک و پیش پا افتاده اس دعوا راه انداختی که دیگه ناراحتیت واسش مهم نیست خودت سریع دعوا راه میندازی زودی هم پشیمون میشی خواهرانه میگم بخوای اینجوری ادامه بدی به جاهای خوبی نمیرسی

همون اولش که نوشتی گفتم روشو باز نکن وظیفشه بزار ببره یا برو تو هم یا دیکه صداتودرنیار
اگه باهاش خوب بودی الان خودشو مدیون میدونست هر کاری میخواستی میکرد
چون دیگه رواعصابش راه رفتی زهرمارش کردی
همه چی رو به اون ربط میدی
بخدا هر کی بود صداش درمیومد مقصر خودتی که خودتو بی ارزش کردی
اصلا سیاست نداری نمیدونم چند سالته خیلی بچه بازی دراوردی

هیچی بمون خونت و خودش کم کم میاد سمتت

عزیزدلم اون پدر مادر چند سال زحمت نکشیدن بچه بزرگ کنن اونم یه دونه که زن گرفت بره پی زندگیش بیخیال اونا بشه کلا چه عیبی داشته پدرشو حتی اگه واسه درمان نبرده بود واسه مسافرت و خوشگذرونی میبرد ..تو هم می‌رفتی کیف میکردی نمیتوونستی هم بری شوهرت رفت خیلی هم به تو اصرار کردن خودت نرفتی بنظرم مقصر تویی من خودم این راهارو همه رفتم دقیق میدونم شوهرت دیگه چه حالیه انقد کشش دادی اینجوری شده اونا پدر مادرشن غریبه کنه نیستن گلم نباید اینجوری برخورد میکردی خواهرانه بهت گفتم اصلا کار درستی نکردی الان زیاد پیگیر نشو دیگه خودش برمیگرده ولی سعی کن این کاراتو بزاری کنار اینکه بین تو و خانوادش یکیو انتخاب کنه مگه تو دوست داری اون تورو تو این وضعیت قرار بده

بنظرم ما جزییات نمی‌دونیم
اینجا هرکسی با طرز فکر خودش و تجرش راهنماییت می‌کنه ممکنه یچیز بگن فکرت بهم بریزن
بنظرت برید مشاور هم شما یکم کوتاه بیا هم همسرت یکم شل کنه

منطقی باید نگاه کنی به قضیه شوهر شما گفت بریم شما گفتی من سختمه خب اپنم مجبور بود بره حالا که رفت و شمارو نبرد اینجا از سیاست زن بودن باید استفاده کرد شوهرتو دلتنگ خودت کن با پیام عاشقانه وسکسی دلش و نرم کن خودش فرار میکنه میاد سمتت ببین خانواده همسرم کلاشهرستانن من خونه برادر شوهرام که شمال نمیتونم برم سختمه شوهرم هر چند ماه یکی دوروز یا هر چند هفته میره منم اینکارو باهاش میکنم خودش میاد میگه اصلن خوش نگذشت بهم زودی میاد پیشم زیاد کشش نده تو عصبانیت همه چی بهم میریزه

این رفتار شوهرت طبیعی نیس
حتما از یجایی آب میخوره
باید دلیلشو پیدا کنی
منظورم خیانت و اینا نیستا
ممکنه دلیل های دیگه ای باشه

فعلا بی محلی کن ببین واکنشش چیه
وقتی میدونی خیلی تاثیر دارن روش نباید تنها بزاریش
با اینکع اذبت میشی برو باهاش
وگرنه ک اوناعین خیالشون نیست
تویی ک وسط از بین میری

کار خوبی کردی از خونه بیرون نرفتی،نگران نباش خودش برمیگرده
صبر داشته باش و کم نیار

این که از بقیه نظر میخوام خیلی بده باید بتونی خودت برای زندگیت تصمیم بگیری اونم نمیتونه پور و مادرش رو ول کنه به نظرم تو اینو میخواد یه بار فرض کن پسرت بزرگ شده و ازدواج کرده حالا تو دلش یه کار میخوای و زنش نمیزاره خیلی ناراحت میشی پس درک کن اوناهم زحمت کشیدن برای بزرگ کردن بچشون پس انتظار دارن تو هم خودت نرفتی باهاشون خواهرانه میگم اگر میخوای زندگیت بهم بخوره از این و اون نظر بخواه

نمی‌دونم چندسال سن داری همیشه سعی کن صبور باشی و زیاد تو‌مسایل جزیی قهرنکنی ،اگرم بدت از خونواده شوهرت میاد بیان نکن چون از چشم شوهرت میفتی،همیشه صبور باش ،قبل از دوست داشتن مهمترین چیزی که باعث پایداری رابطه میشه اینه که بهم دیگه احترام بزارین و الفاظ رکیک و زشت بهم نزنین

من‌که گفتم کشش نده

بمون خونت اون هر جهنم دره ای خواس بره

عزیزم خیلی بین خانواده‌ها گیر کردین شوهرت اول باید بفهمه مادر مادر هست و پدر پدر و همسر همسر
اولویت اول شما و فرزندش هستید
به همسرت بگو اگه اولویت زندگی بابات تو هستی یا مادرت یه روز مادرت نباشه زندگی پدرت بهم ریخته
بنظرم باید اگه خانوادها دخالت نکنن

چرا هرکاری میکنن تحمل میکنید ،من شوهرم خیلی بدتر ازهمسرشما بود خیلی بدتر خواهرانه دارم بهت میگم من دارم ماهی ۹ ت پول روانشناس میدم که این اذیت و آزارهایی که کنارشوهرم بودم رو بشوره ببره تحمل نکن ،یه بار آدمش کن خواهرم بحث یه عمر زندگیه بخدا هیچ آدمی تودنیا عوض نمیشه فک نکن رفتارش تعغیر میکنه بددددترمیشه که بهتر نمیشه یه بار درست حسابی ببخشید این حرفومیزنم ولی لیاقت یه سری مرداهمینه ببندش تا دیگه زرزر نکنه برات ببین من سرزندگیم تا پای جونمم دادم ولی مرداخیلی بی لیاقتن دیدی این زنایی که دورازجون مثل سگ میمونن شوهراشون چحوری دوسشون دارن بله این مردا ضعیف کشن قوی باش اگه میخای زندگیت خوب باشه یه بار براژ همیشه درستش کن وتمام

واقعا شرایط سختیه هرکسی فکرش تصمیمش فرق داره ولی من بودم اصلا با همچین آدمی نمی‌تونستم زندگی کنم
شوهر کردم ک چی تنها بمونم اونم تنها بره هرجا خواست
یا هرچی خواست بگه بی عزت بی نفسم کنه هیچی نگم
واقعا خودت باید تصمیم بگیری فکر کنی با توجه به شرایط زندگیت
اما بنظرم به مدت اصلا محلش نده هرچقدر پا پیچش بشی بیشتر خودشو برات میگیره

پروش نکن روسرت سوارمیشه این معلومه دنبال بهانس نشستن زیرپاش.اصلا کوتاع نیا طلاق نمیگم راختع ولی گاعی ادم به یجای میرسه که بهترین کارش میشه این

به نظر من شما بشین توی خونه و هیچ جا نرو ...بهش زنگ هم نزن که پرو بشه

دعایش نکردن یعنی

نمیدونم به سحر و جادو اعتقاد داری یانه ولی حس میکنم شوهرتو جادو کردن
بنظرم یسر برو پیش یه دعانویس برات سرکتاب باز کنن

من بهت حق میدم گلم ولی عزیز من اون که رفته تو بگی نگی ناراحت بشی غر بزنی اون رفته اومده خودتو سبک نکن باهاش سرسنگین باش چکش نکن کجا میره و میاد زنگ نزن پیام نده بزار اون بیاد سمتت مردا رو هرچی بری سمتشون بیشتر فاصله میگیرن یکم. کم محلی کن به زن به اون راه خودتو وقتی دعوا بهش هرچی می تونه از دهن آدم بیاد بیرون

هیچی بمون تو خونت اون بره بیرون چرا تو خونتو ترک کنی .تنها راهش سازش هست یا طلاق که با بچه پیشنهاد نمیکنم .تحمل کن شاید درست شد
خب چرا شما و نبرد مسافرت ؟

از من بتو نصیحت هیچوقت شوهرت تنها نزار بره با کسی

سوال های مرتبط

مامان عسل پسرم👼🏻🩵 مامان عسل پسرم👼🏻🩵 ۱۲ ماهگی
مامانا میشه کمکم کنید بگین چه تصمیمی بگیرم




مامانم میخواد جمعه برای پسرم تو خونه ی خودش تولد با تم و این چیزا بگیره
منم گفتم خب مامانم که داره میگیره فقط ام ما دعوتیم دیگه من خودم تو خونه خودمون تولد نگیرم
مادرشوهرمم اگه خواست خونه ی خودش برا بچه من تولد بگیره دقیقا مثل مامانم

حالا ولی مادرشوهرم ترش کرده ناراحت شده که چرا تو خونه ی خودت تولد نمیگیری ماام بیایم
گفتم خب بچه نمیزاره من کارامو انجام بدم
گفت به مامانت بگو تو خونشون تولد نگیره 😐
خودت بگیر ماروهم دعوت کن


الان من موندم چیکار کنم
مامانم همون تولد و بگیره مادرشوهرمم جدا بگیره
یا خونه ی خودم بگیرم همه رو دعوت کنم

دلیل اینکه خونه خودم نمیگیره اینه که مامانم گفت سال اول تولد بچه ست من میخوام براش یه تولد خوب بگیرم خونه ی خودشون
و اینکه بچهای خواهرشوهرم میان خونمون و کثیف میکنن من میگم خونه مامانم باشه بهتره ولی خب مادرشوهرم اینا الان ناراحتن


شما باشین چیکار میکنین؟؟



بارداری
زایمان
نوزاد
پوشک
شیرخشک
شیرمادر
بیمارستان
سزارین
زایمان طبیعی
رفلاکس
کولیک
غذای کمکی کودک