رفتن خونه بابا ب قهرو عادی نکن براش
ادم یا خونه برا قهر نمیره یا اگ بره دیگ برنمیگرده .بجای اینک پاشی بری بگو اینجا خونه منو و بچه هامه هرکی ناراضیه بسلامت میتونه بره ن اینک خونه رو خالی کنی براش
ینی هر سری دعواتون شه میگه نمیخوامت؟ برو خونه بابات؟
میدونی شوهرامون لیاقت زن و بچه و زندگی ندارن
شوهر منم ازین حرفا میزنه
عزیزم نزار تکرار شع این حرف
رفتی برنگرد ی مدت
بزار بیاد دنبالت چندبار
بگو برو درخواست طلاق بده دیگه تو ک میگفتی طلاق لج بنداز درس عبرت شه
حالا مال تو یه دلیلی داشت .شوهر من چند روز پیش خودش داشت رانندگی میکرد یادش رفت دستی رو بکشه .بهم گفت تو چرا بهم نگفتی دستی ماشینو بکشم .فکر کن ..... الان ۱۰ روزه باهم قهریم 😅😅😅😅مردا همین قدر بی منطق و بچه ن
اتفافا تو چنین وقتی که میگه برو خونه بابات نباید بری این یه جور محک عه که ببینه براحتی زندگیت و ول میکنی یا نه من همسرم یکبار این حرف و بهم زد قبلیکه حامله بشم منم نرفتم شب اومد و خودش شرمنده شد از حرفی که زده بود عذرخواهی کرد منم ازش خواستم دیگه این حرف و تکرار نکنه که سردی میاره
چرا رفتی خونه بابات اخه😐😐نکن این کارو ببین یروز واقعا قهرم کنی دیگه باورش نمیشه ناراحت شدی ،میگه سر هرچیز هی میره خونه باباش ،وامیستادی میومد حرف میزدین حل میشد ،اگه اینجوری باشه که هرروز همه باید برن خونه باباشون از بس سر بچه دعپا میشه ،اگه هنوز نیومده خونه برگرد خونه
حالا مهمون چیکار کنه
برگرد برو خونه...بهش بگو اینجا خونه منو بچهامه تو برو از خونه پررو شده 😒😒😒
خونه بابات نرو. بگو اینجا خونه منم هست ناراحتی تو برو. دیگ کشش نده شوهرت عصبی هست.مثل شوهر من هزار بار تا حالا بهم گفته برو.خیلی ناراحت شدم ولی صبوری کردم
نرو خونه پدرت
چون اونا از سر نارحتی ی چیزی میگن ب شوهرت یا شوهرت ی چیزی میگه اوصاع بدتر میشه
عجببببچشه
دیونه ای رفتی خونه مامانت میگفتی تو مشکل داری تو باید بری من خونمو ول نمیکنم
انگار براش عادی شده ک هرسری قهر کنی بزاری بری و برگردی ب خودش میگه خوب ی چن روزی میره برم دنبالش برمیگرده یبار ک شده اذیتش کن نرو بزار بفهمه ک شوخی بردار نیس ک هرسری بگه برو خونه بابات
ب باباتم بگو ک پشتت باشه تو صورتش بگه دیگ نمیزارم دخترم بیاد
از الکی هم ک شده این کارو بکن بزار یکم ادب بشه الکی قهر و آشتی نکنه
بنظرمن نبایدمیرفتی اینجوری هرچی بشه بگه بروتوام بری دیگه عادی میشه براش
یادمه منم باشوهرم یبارسردخترم دعواکردیم که هرچی دم دستش بودپرت میکردسمتم وبهم گفت فرداجمع کن بروخونه بابات گفتم چشم میرم ولی حسرت بچه روب دلت میزارم فرداش دروقفل کردمکلیدمگذاشتم پشت درازسرکاراومدهرچقدکلیدانداخت زنگ زدجواب ندادم چن ساعت موندبیرون قشنگ یخ زدب غلط کردن افتادوشرط کردم اگه یباردیگه دعواکرد بره برابچه پرستاربگیره
مگه الکیه که زودی بگی برو .بگو نمیرم تو برو
بگو به گوز بندی؟
شوهره منم دیوونه بازی درمیاره با این تفاوت عمرا بزاره من برم و میگه حرف طلاق بزنی خودمو میکشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.