۷ پاسخ

عزیزم بچتو بزار پیشش خودتم‌برو خونه بابات میدونم سخته دور از بچه ولی بزار بفهمه سختی بکشه تا قدرتو بدونه..اگرم گف بچه رو ببر بگو بچه رو از خونه بابام که نیوردم که بخوام ببرم یه چند روز بچه رو بزار پیش خودشو خودت هم برو خونه بابات تا قدرتو بدونه‌..اخه الکی الکی مگه میشه بگه برو خونه بابات..اگرم خانواده شوهرت ادمای منطقی هستن میتونی باهاشون‌این موضوع رو درمیون بزاری تا باهاش حرف بزنن

یه مدت برو خب بزار حالش جا بیاد از پولای خودش وردار طلا نداری

عزیزم تو شوهرت دوستداره حس من درسته....مثل اینکه نمیتونی مدیریت کنی ما کلا ۱۰ درصد از حرفات و شنیدیم ممکنه مشکلتون ریشه ای باشه...زندگیت و خراب نکن چرا اینقد بحث میکنید منو شوهرم یا همه این بچه ها مشکل دارن گل و بلبل نیست بخدا...چی شده که اینجوری شدین بهم بگو شاید بتونم کمک کنم ممکنه مشکل از خودت باشه..یا اصلا هیچ مشکلی نباشه..بخدا هیفه بچت با شما ها خوشه

اون میگه برو چون میدونه نمیری،وقتی هم بری میگه اگ دلت نمیخواست که نمیرفتی پس زن زندگی نیستی حرف ۹۰درصد مرداس...پس بمون مچش و بخوابون...از فردا یک کلمه باهاش حرف نمیزنی واسه خودت غذا میپزی میشوری میخوری حالش و میبری...اگه با پدرشوهرت خوبی مال یه شهرین چیزی احتیاج داشتی به اون زنگ بزن گفتم چرا به اون میگی بگو توکه نمیخری....بهترین کار بی محلیه

سر چی بحث میکنه اخه
بگو این خونه زندگی مال منم هست کجا برم
تو ناراضی هستی برو از خونه بیرون

محلش نزار بهش بی محلی کن و به خودت برس تا آتیش بگیره

میدونم دقیقا چی میگی

سوال های مرتبط

مامان 🩷لنا🩷 مامان 🩷لنا🩷 ۱۱ ماهگی
یکم درد و دل کنم باهاتون
شوهرم بشدت ادم بیشعور و بددهنیه....راه ب راه بهم توهین می‌کنه و فحش میده....سر اینکه چیزی از دستم بیافتع سر غذا نخوردن بچه میگه تو اینجورش کردی سر شیطنتا و نق نقای دخترم میگه تو عقپه ایش کردی سر هر چی تو خونه خراب بشه.... خلاصه سرهمه چی میاد ب من بی احترامی میکنه و فحش میده....منم خیلی اذیت میشم و بهم فشار عصبی وارد میشه اصلا دیگه تحمل هیچی ندارم دخترم خرابکاری میکنه سرش داد میزنم و یا حرف بدی بهش میزنم ....بخدا دیگه کم اوردم از صب تا شب بشور و بساب اشپزی کن و با بچه سرو کله بزن از اینورم شوهرم میاد میرینه تو اعصابم و بد رفتاری مبکنه دیگه منم استانه تحملم کم میشه...مرتبکه میاد میگه برام بی ارزشی برو از خونم....منم میخپام برم ولی میگه حق نداری بچرو ببری خودت هر قبرستونی میری برو ...منم اصلا یثانیه نمیتونم از دخترم دور باشم و تنهاش بزارم....نمیدونم چیکار کنم واقعا .... چند بار خواستم خونه احاره کنم و با دخترم جدا زندگی کنیم ولی باز کوتاه اومدم گفتم شرایط سخته شاید نتونم از پسش بر بیام....الان تو وصعیتی هستم که حوصله ای برای بچم نمونده برام هرروز گزیه میکنم و جلو چشم دخترم بهم فحاشی می‌کنه و کوچیکم میکنه
بنظرتون من چیکار کنم؟؟
شیرخشک اپتامیل و اسهال