۸ پاسخ

اخه مردا عقل دارن مگه خواهر

گلم مردااینن هرچقدکارکنی به خونه بچه برسی نمی بینن توهم یه چندروزاصلابه خونه نرس فقط غذابزارارایش کن به خودت برس

مگه خودت چند سالته گل دختر ؟

توکل بر خدا ....همه ی ما در نهایت فقط خدا رو داریم

همه ما همینو داریم تجربه میکنیم همش کار میکنیم و به چشم نمیاد

حالا مگه ۳۰ ساله ها چشونه ؟!
من ۳۲ سالمه خب یعنی ۳۰ سال سن پیریه 😑😐

توام کار نکن بروع ب خودت برس

چرا اینو میگه آخه
کوره؟
ی روز واقعا کاری نکن تا بفهمه

هی عزیزم چرا اخه خدا عوضشون بدع این شوهرت چرا اینتوریع اخه

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
خانوما سلام شبتون بخیر
لطفا نظر هاتونو بگین و اینکه هر کی میخواد سرزنش کنه بگه اله بله نیاد تو تاپیک
پدر شوهر مادر شوهرم خیلی اذیتم میکنن بیش از حد بخدا تو خونه خودم میترسم صحبت منم مادر شوهر ک ریشش زده شه الهی داعم در حال فوش دادن ب منه خدا من کاری هم نکردن کل روز بچه داری و غذا و لباس و تمیز کاری ام اصلا نمیرمم خونش مگ چی بشه بچه گریه کنه بگه به دخترم بیا خونه تا مجبور شم برم اونم دودقییه ای در میشم چون از بس عذابم دادن حالم بد میشه رقته پیش همه گفته ب بچه شیر نمیده مگ اخه میشه شیر ندم میگفته شیر داره نمیده از نوزاد دخترم همش میگفت ب بچه شیر نمیدی مگ میشه ی مادر شیر داشته باشه و نده خدای شاهده ندارم کم شده سیر نمیشع خالیه شوهرم زنگ زده بود میگه خاهرم اومده میگه ب بچه شیر نمیده پیش عالم و دوملت گفته حالا اینا ب کنار پدر شوهرم میاد بالا سرم وایمیسته تا ب بچه شیر بدم وقتی دادم تموم شد بعد میره از بس تو ذهن اینم خونده ک اینم میاد مثل نگهبان وایمیسته پدرشوهرم نمیزاره گوشی دستم بگیرم هر وقت میاد اگ گوشی دستم باشه دعوام میکنه تیکه میندازه و اخم هاشو میکشه ب هم بخدا میترسم وردارم ب شوهر خودم زنگ بزنم نمیدونم چی فکر میکنن بچه شکمم بود انقدر اذیتم کردن همش مادر شوهرم میگفت بمیری کوره ات بیوفته تو ام بمیره( کوره ) یعنی بچه ات بیوفته یه نفرین هایی میکرد چیکار کنم بنظرتون خیلی دارم عذاب میکشم خیلی سختمه خیلی خیلی خسته شدم دیونه شدم ن حواسم هست قطره بچمو بدم ن هواسم هست خودم ی جام درد میکنه قرص بخورم همه چیو میریزم به هم قاطی پاتی میکنم سردرد دارم وای خیلی حالم بده
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
اوف خیلی اعصابم خورده خدا ریشیه هر چی مادر شوهر بده رو بزنه الهی خودش ک روانیه منو هم روانی کرده هی هر روز میاد میگه ب بچه شیر بده اعصابمو داغون کرده انگاری من نامادری ام ک ب بچم شیر ندم میدم ها چون بچه بزرگ شده کم شده زیاد ندارم وقتی ندارم سینمو ببرم در بیارم شیر از کجا بیارم میگه اونروز میرن ی دایه پیدا میکنم بیاد دوساعت شیر بده بچم سیر شه گفتم برو پیدا کن بچه مگ با دوساعت کفایت میکنه هر ثانیه شیر میخواد من تو خونه خودم میدم ها همین میره پایین پیششون منم ک بعضی وقتا میرم یا بهش چیزی بدم میگه بیا شیر بده جی جی میخواد میگم دادم بهش باور نمیکنه پیش خواهرش میگقته ب بچه شیر نمیده و کاسه هاشو کثیف میشوره و در حالی ک من وسواسم هر روز با این بچه همین یکدقیقه میخوابه یا میره جایی میچسبم ب کار نمیکنم واسه خودم ی چایی چیزی بخورم همش میپرسه غذا درست کردی واسه عباس اخه ب تو شاید من دوست داتشه باشم درست نکنم یا دوست داشته باشیم امروز حاضری بخورین همش میپرسه بعد بهم میگه خب درست میکردی دیگ بخدا من همیشه درست میکنم یه روز بچه میبینی نمیزاره یا شبا دیر میخوابه صبح ها خوابه نمیتونم پاشم درست کنم خیلی دخالت میکنه تو همه چیمون خیلی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
مامانا من رسیدم پیش دخترم
بعد ک بهش شیر دادم شوهرم میگه ک شیرت و ندوشیدی دلش شور میخوره دیشب موقع خواب دوشیدم از اون بع بعد ندوشیدم تا ۶ بعد ظهر گفتم پر شه بخوره همش دعوام میکنه بی احترامی میکنه همش میگه وقتی نبودی اصلا بهونه نمیگرفت قشنگ روزی پنج بار میخوابید شبا ساعت ۹ میخوابید تا ۸ صبح اروم بود بازی میکرد فقط یکم تب کرده بود اصلا نمیزاشتیم رو زمین همش میگردوند بابام مامانم همش میگه وقتی نبودی حالش خوب بود امشب حالا نمیخوابه میگه شیرت خراب بوده بچه نمیتونه بخوابه منم میگم شانس منه بخدا همین اومدم مادرش هی زیر لب نمیدونم تو خونش چی میگفت
دختر خالیه شوهرم اومده بود پیش مادر شوهرم میگه خاله رفت خونتون فضول کنه میاد همه جارو میگرده وقتی نیستیم من خونه خاله شوهرم بودم اومده خونه خیلی اعصابم خورده ک خودمو کوچیک کردم و از اون م قع ا مدم همش حرف از شوهرم میشنوم احساس غریبی میکنم از طرفی هم خوشحالم چون دخترم کنارمه هی میگه مامان جی جی دورش بگردم خدایا خودت اگ هر چی بدی کردن جوابشونو بده حی الاخیر العمل ، خدا خودش نشون بده همش شوهرم منو مقصر میدونه میگه الکی دعوا درست کردی در صورتی ک کارایه خانوادشو نمیبینه میگم من نمیام خونه بگیر میگه پول ندارم دیگ نمیگیرم خیلی خالم بد شد
پوشک
پوشک
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
ادامه تاپیک قبلیم
بعد ک با تیع دستامو زدم پر خون شد شوهرم اومد ت خونه اولش ندید رفت اتاق گریه میکرد بعد من تو اشپز خونه دراز کشیدع بودم رو زمین دستام پر خون شوهرم دید رید ب خودش میگه زهرا زهرا اینارچیه چرا با خودت همچین میکنی چرا با من اینکارارو میکنی نشست ب گریه کردن منو از رو زمین بلند کرد برد پیش کولر واسم اب اورد ابمیوه اورد نخوردم نشست قشنگ گریه کرد دستش گرفته بود پاش گرفته بود نمیتونست تکون بده بعد بهم میگفت برو دستاتو بشور منم میگفتم بیا منو ببر من تحمل این همه توهین و این همه عذاب و ندارن میگه بچه رو چیکار کنیم دلت میاد بندازی بری شیر میخوره گفنم ب غذا اومده دیگ شیر نمیخواد در حایی ک دلم خونه دلم کبابه واسه دخترم همش گریه میکردم بعد از چند ساعت گریه گفت پاشو ببرمت رفنیم فقط برد با ماشین دور زد گفتم چرا نمیبری استگاه برد گفت واسه فردا ساعت ده بلیت هست قراره فردا برم پیش مادرم تنها اما دلم نمیخواد بچم تنها بزارم دق میکنم بدون اون اینحا هم خیلی عذاب میکشم زندگیم جهنمه تا در نشم نرم شوهرم فکری نمیکنه بخدا میدونم اینجاهم ن من در ارامشم ن بچم باید همیشه صدا جیغ و دادمونو بشنوه گریه کنه امروز کلی با صدایه من گریه کرد بمیرم برات مادر ک انقدر بدشانس و بدبختی مثل مادرت خیری ندیدی
پوشک پوشک
پوشک
پوسم
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۵ ماهگی
اوف دیوونه شدم از دست شوهرم هررچی میوه میخره کلا میبرع ب مادرش میده در حایی ک من ضعف میکنم شیر میدم ب خودمون واجب تره لطقا نگین ک مادرشه و قلان اونا هر چی میخرن به ما نمیدن بزار بگه ب بچه شیر میده بلخره نوه ام تقریت میشه بزار اونا یه دونه بدن خودش تنها تنها میخوره یا اصلا ب من ن ب پسرش بده ، راضی نیست به ما بده همش نفرین میکنه شوهرم میره از صبح تا شب انقدر عرق میریزه میره کارگری پولدارم نیستیم واقعا حق مارو میده ب اونا اگ ی روز بده دوروز بده ده روز بده عیبی نداره هر روز میده هر چی باشه ن میوه همین مادر شوهرم زندگیمونو جهنم کرده زندگی اول شوهرم و همین زده بهم اصلا دلش واسه پسرش نمیسوزه به حرف خودش جونشو میده اما فکر نکنم اگ به فکر بچت باشی معتادش نمیکنی .شوهرم از ۱۳ سالگی کار کرده و خرجی بابا ننشو داده اونم خیلی داده ها دینشو ادااا کرده الان د ساله ک منو گرفته الانم میده اما نداره ک اونقدری بده از ما ور سر نمیشه خرح بشه و اینا حالامنو بچم کم خرجیم خداروشکر مم هیچی نمیخوام از شوهرم شاید خوردنی خو راکی اونم بعضی وقتا بخوام ن لباس ن لوازم ارایش هر چی هم بخوام میخره ها اونجوری نیست
پوشک
مایبیبی
شیر
نوزاد