۱۰ پاسخ

بااحترام من نظرم اینه پدرمادرایی که یدونه بچه میارن خیلی خودخواهن چون اولین بچه رو از روی خودخواهی میارن چون خودشون میخوان و دوست دارن، بچه دومم باز از روی خودخواهی نمیارن!!
منم به شدت برام بچه داری سخته و محدود شدم و اگه به خواست خودم برم جلو دیگه بچه نمیارم ولی وقتی به پسرم نگاه میکنم که آینده تنها میشه و خودمو میذارم جاش که اصلا دوست نداشتم تک فرزند باشم، پس تصمیم میگیرم خودخواه نباشم و یکی دیگه بیارم

و منی که خواهر نداشتم و فاصله سنیم با مامانم زیاد بود هیچوقت درکم نکرد و حتی سعی نکرد درک کنه خیلی مادر خوبیه ولی یه سری تعصبا داشت که اذیتم میکرد حتی مذهبی هم نبود زیاد مثلا هیچوقت ازم نخواست نماز بخونم یا روزه بگیرم ولی به شدت روی پوشش،رفتار،خندیدنم،آرایش کردنم،دوستام و اینجور چیزا حساس بود بخاطر همین هیچ دوستی ندارم چون هیچوقت نمیذاشت با همکلاسی هام شماره رد و بدل کنم یا بیرون مدرسه با هم قرار بذاریم واقعا بعضی وقتا از ته ته دلم دوست داشتم یه خواهر بزرگتر و حامی داشتم ما هم احتمالا شرایط دو تا بچه رو نداشته باشیم و تک فرزند باشه دخترمون ولی سعی میکنم علاوه بر مادر بودن دوست خوبی هم براش باشم و سعی کنم درکش کنم

منم دیگه اصلا دوس ندارم بچه دار شم من چن تا ازدوستام تک فرزند بودن خیلیم راضی بودن بنظر من تک بودن چیزی بدی نیست

دقیقااا منم دلم ی دختر دیگه میخاد ولی همین الانم دارم روانی میشم که انقد محدود شدم و البته از نظر مالی هم دوس دارم خوب زندگی کنه نه که فقط نیاز های اولیه تامین بشه

خودم خواهر ندارم
ولي چندسال ديگه حتما واسه انيل خواهر ميارم
نميخوام مثل من خسرت شو بكشه

منم مثل شمام دلم نمیخواد بچم تنها باشه ولی واقعا تو وضعیت سخته بچه دار شدن از هر نظر

من دوتا آوردم راضی ام😬

من که زیباییم و شغلم و زندگیم به فنا رفت واسه همین دیگه فرقی نمیکنه یه بچه دیگه هم بیارم
خودم هم البته دوست دارم بچه دیگه داشته باشم برای پسرم هم لازمه
ولی شوهرم اصلاااااا و ابداااا دیگه نمیخواد

صد در صد 😁😃

منم اگه به خودم باشه اصلا دیگه نمیخوام

سوال های مرتبط

مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱ سالگی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
اوف خیلی اعصابم خورده خدا ریشیه هر چی مادر شوهر بده رو بزنه الهی خودش ک روانیه منو هم روانی کرده هی هر روز میاد میگه ب بچه شیر بده اعصابمو داغون کرده انگاری من نامادری ام ک ب بچم شیر ندم میدم ها چون بچه بزرگ شده کم شده زیاد ندارم وقتی ندارم سینمو ببرم در بیارم شیر از کجا بیارم میگه اونروز میرن ی دایه پیدا میکنم بیاد دوساعت شیر بده بچم سیر شه گفتم برو پیدا کن بچه مگ با دوساعت کفایت میکنه هر ثانیه شیر میخواد من تو خونه خودم میدم ها همین میره پایین پیششون منم ک بعضی وقتا میرم یا بهش چیزی بدم میگه بیا شیر بده جی جی میخواد میگم دادم بهش باور نمیکنه پیش خواهرش میگقته ب بچه شیر نمیده و کاسه هاشو کثیف میشوره و در حالی ک من وسواسم هر روز با این بچه همین یکدقیقه میخوابه یا میره جایی میچسبم ب کار نمیکنم واسه خودم ی چایی چیزی بخورم همش میپرسه غذا درست کردی واسه عباس اخه ب تو شاید من دوست داتشه باشم درست نکنم یا دوست داشته باشیم امروز حاضری بخورین همش میپرسه بعد بهم میگه خب درست میکردی دیگ بخدا من همیشه درست میکنم یه روز بچه میبینی نمیزاره یا شبا دیر میخوابه صبح ها خوابه نمیتونم پاشم درست کنم خیلی دخالت میکنه تو همه چیمون خیلی
مامان نیکی مامان نیکی ۱۶ ماهگی
تجربه
مامانا سلام، این تجربه شخصی من هست و هرکسی میتونه قبولش داشته باشه یا باهاش مخالف باشه
من خیلی از مادرارو میبینم که توی همه چی برای کودک دلبندشون حساسیت ب خرج میدن؛ مثلا بچه رو روزی ده بار دستشو میشورن بچه نباید لباسش کثیف بشه بچه نباید دست ب چیزای کثیف بزنه غذای بچه باید حتما سالم و تمیز تهیه بشه کسی ب بچه دست نزنه کسی ب بچه چیزی نده بچه سر وقت غذا بخوره اگر دو روز کم اشتها بشه دیگ اسمون میاد زمین ،بچه ی باد بهش نخوره،بچرو بیرون نبرن چون ی ذره هوا سرده،
ببین میدونم بچه ی اول ناخداگاه ادم حساسیت داره نیکی هم بچه ی اول منه
ولی من یه دوره شرکت کرده بودم ک اعتقادشون بر این بود ک بچه های محدود تر زندگی های سخت تر،بچه های پاکیزه تر بیماری های بیشتر
من از اول برخلاف حرفای مامانم ک هی میگفت بچرو بپوشون سرما میخوره هیچ وقت لباس زیاد تن نیکی نکردم، هیچ وقت مقرراتی نبودم واسه دادن قطره های نیکی ،هیچ وقت اگر نیکی دست ب ی چیز کثیف میزد سریع نمیپریدم دستاشو بشورم،ما مغازه داریم شاید خیلی وقتا نیکی چیز میزای مختلف رو توی دهنشو میزد و بزنه من حساسیتی ندارم،حساس نیستم ک وااای فلان کس نیکیو گرفت واااای نیکی فلان چیزو خورد…
در عوض همیشه مقوی ترین غذاها و خوراکی هارو برای نیکی تهیه کردم ، با کیفیت ترین چیزارو براش خریدم،با ارامش با هر رفتارش برخورد کردم در حدی ک مثلا دارم منفجر میشم از عصبانیت ولی خودمو کنترل کردم
(ادامه در کامنتا)
مامان تیام کوچولو🥹🫀 مامان تیام کوچولو🥹🫀 ۱۴ ماهگی
خانوما ب بچه ی دوم فکر میکنین؟؟؟
تیام منو ب قدری از بچگی تا الان اذیت کرده انقد بی خوابی کشیدم ک دیگ هیچ وقت ب بچه دوم فکر نکنم و ب نظرم بچه تا ۷،۸ سالش نشه نباید بچه اورد مگ ی ادم چقد جون داره من شب و روز دنبال تیامم🫠🫠همه میگن چقد لاغر شدی
قبل تیام انقد تو خونه بیکار میموندم داعم یا خواب بودم یا پای تلوزیون یا گوشی
من الان ی ساله ک حتی تلوزیونمون روشن نشده تیام خوابشم خیلی کم شده در این حد ک روزا کلن ی ساعت خوابه صبح زودم ساعت ۵ و نیم ۶ بیدار میشه واقعا خدا قوت ب اون مامانییی ک چن تا بچه دارن چ جوری میرسین کاراتونو میکنین؟؟
گاهی واقعا کم میارم خونه تمیز میکنم ناهار درست میکنم ب تیام میرسم یا دم ب دقیقه باید از جای خونه بگیرمش غذا نمیخوره ب زور باید غذا بدم میوه نمیخوره ب زور باید میوه بدم واقعا کم اوردم دیگه....هیچ وقت ناشکری نمیکنم فدای سرش همه ی اینا همین ک دارمش بسه ولی کاش حداقل غذا خوردنش درست شه خیلی غصه میخورم سر این قضیه هیچی نمیخوره😔😔😔😔