شوهرم توی بچه داری هیچ فرقی با همسایه نداشته برام
یا سرکار بوده یا خواب بوده
تنها نیستی عزیزم
من که شوهرم کلااا در طول این دو سال روز هم ۳ بار بچه رو نگرفته
زمانایی که کوچولو بود میگفت میترسم
الانم که میگه پیش من بند نمیشه
شبا هم که حروم حتی اگه یه بار پاشده باشه
آرزو به دلم موند نیسم ساعت با بچه بازی کنه هیچی
برا واکسنام من میرفتم خونه بابام اینا
بعد زایمانمم تا ۲ هفته اونجا بودم
اوایل بچه داری چون مادر شوهرم زندگی می کردم شبا که گریه می کرد مادر شوهرم می گرفتش می گفت تو بخواب
اواسطش برا دندون اینا بیدار می شد همسرم پا نمی شد خودم بیدارش می کردم ولی وقتی بیدارش می کردم نگه می داشت اگه من خیلی بیدار مونده بودم
الان نمی دونم چشه این بچه ؟ بچه دو ساله نباید تا صبح بخوابه ؟ این بچه ی ما تا صبح ۴ ۵ بار نق نق می کنه
دختر من برعکس به شوهرم وابسته اس کلا خوابش منظم بود از همون شب اول خوب میخوابید تا الان مگر شبایی ک واکسن میزد یا دندون درمیآورد که بیدار میشه فقط میگه بابا یعنی بغل من نمیاد شوهرمم بنده خدا بیدار میشه میچرخونه تا بخوابه
منم کمکم میکنه شوهرم از شیر گرفته بودم با اینکه پاش شکسته بود میبرد تو کوچه نوبتی بغلش میکردی اگه خونه باشه بیرون میبره مغازه همه جا میبرتش
همسرمنم شبا ازخواب بیدار نمیشه
اکثر مردا اینجورین
ولی خب روزا کمک حالم بوده
شوهر منم تو بچه داری کمکاش به تعداد انگشتای یک دست نمیرسه توی این ۲ سال
توخود خود منی
انگار داشتی منو و شوهرمو میگفتی
دقیقا همینطوره شوهر منم
اصلا ارزو به دل موندم بگه یساعت بچه ها و میگیرم استراحت کن حتی ارایشگاه که چندماهی یبار برا اصلاح میرم بچه هارو میبرم باخودم
منم همسرم اصلا کمک نکرد و نمیکنه عزیزم
اوایل ک من خودم آلارم میذاشتم نمیذاشتم نه بچه نه باباش بیدار بشن شیرشو یکم هوشیار میکردم میدادم بهش شکر خدا بچم خواب شبو با همین روش یاد گرفت
تو خونه کمک میکنه همسرم ولی نقشش تو کمک بچه خیلی کمرنگه مادرشوهرم طبقه پایینمه کل بار مسئولیتهاشو میندازه گردن اونا یعنی من نمیتونم یه ۲ساعت بچرو بسپرم بهش برم کاری انحام بدم میام میبینم برده پیش اونا خودش دراز کشیده😐
من ک بهش میگم بچه همسایه نیستاااا 😥😂
هیچ کمکی ازش ندیدم من
منم خواهر.. انقدر شبا طول و عرض خونه رو می دویدم تا بخوابه.. بعد به خودم دلداری میدادم که اشکال نداره اینم یجور ورزشه😅 منم بچه دوم دوسندارم. نمیخوام اون روزا رو دیگه ببینم
همسرم خیلی کمک بود تا یکسالگی جوری ک ابرا دیگه بیدار میشد فقط بغل بابا رو میخواست ک راه ببره و بعد یکسالگی هم برا همسرم حادثه ای پیش اومد ک هنوزم نمیتونه راه بره و این باعث عذاب سه تامون شد تا قبلش میگفتم بچه دوم میارم ک دخترم تو این دنیای بیرحم تنها نباشه ولی وضعیت جامعه . اقتصادی و اینکه اگه خدایی نکرده دوباره حادثه ای پیش بیاد واقعا کشش نداریم یه بچه دیگه هم باشه به این دلایل نمیتونم به بچه دوم فکر کنم انشالله خدا دامن اقدامی هارو سبز کنه ♥️
خواااابببب بووودددد 😄
چ اسم زیبایی🥰
همسرم خیلی کمکم کرد از همون اول بارداری تا الان خدا خیرش بده واقعا
ولی بازم به بچه دوم نمیخوام فکر کنم
شوهر من اوایل که کولیک داشت کمک میکرد تا حدودی ولی الان نه زیاد
خیلی کمکم میکرد الانم میکنه
برای همون چون میدونه سخته
دیگ بچه دوم نمیخواد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.