۹ پاسخ

عزیزم برگرد خونت شوهرت سرد میشه اونم تنهاست مامانت دوست داشت بیاد بچه رو ببره

من باشم فقط مشکلم خستگی و نگه داری از بچه کوچیک باشه دو روز در هفته میرم خونه مامانم بقیش خونه خودم که شوهرمم معذب نباشه تو خونه خودم راحت تره ولی اگ شرایطت خاصه و استراحت مطلق و این برنامه هایی خب پس برو ولی اگ مشکل خستگیه کمی برو

من باشم تایمی که نیست میرم خونه مامانم سر راه میگم بیاد دنبالم تایمی که خونم غذارو حاضر میکنم خیالم راحت باشه

ایده عکس ماه‌گرد
ایده عکس تولد
ایده عکس جشن دندونی
ایده عکس ختنه سورون
برای مامانای گل
ادیت عکس تولد
ادیت عکس ماه‌گرد
ادیت ختنه
ادیت دندونی
فقط با کمترین هزینه عکس بچتو آتلیه‌ای کن
شما هم عکس  ماه‌گرد کوچولوهاتونو‌  بفرستید تا برای مامانای دیگه ایده بشه🥰

لینک کانال برای عضویت
@qwer1no

اگه بچت زیاد اذیت نمیکنه و پیش مادرتون ارومه بزارش خیلی بهتره با شوهرت تنها باشی و این ماه به خوبی خوشی بگذره

به نظرم بیا خونه خودت. اینجور شوهرتم اذیت بداز زایمان شرایط فرق می‌کنه با بچه کوچیک نمیتونی بری خونه مامان بد اون طفلی وابسته شده اذیتت می‌کنه

من شخصا دوس ندارم بچه رو تایم طولانی بذارم..با بچه هر جا میخواین برین بنظرم

منم دخترم يك سال و نيم هست هفت ماهه باردارم چون دكترم پله و بغل كردن ممنوع كرده ولي خونم پله داره و دخترمم همش ميگه بغلم كن سخته ولي ترجيع ميدم خونه خودم باشم تا موقع زايمان تا ببينيم خدا چي ميخواد و ميشه

عزیزمن منم شرایطم مث تو هست .. نمیدونم من که خونسون یکمی معذبم ولی تا اخر بارداری خونه خودم هستم برا زلیمان میرم خونه مامانم

سوال های مرتبط

مامان امید کوچولو😍❤ مامان امید کوچولو😍❤ ۴ ماهگی
من الان وارد ماه هشتم شدم خانوما 50 و خورده ای روز دیگ زایمانمه سزارین ایشالله که تا اون موقع برسم زایمان زود رس نشم❤🤰🏼
من تا الان همش خونه مامانم بودم به خاطر شرایط وخیم و خطری کع داشتم تا یه هفته قبل زابمان هم میمونم بعد میرم خونه خودم اخه پله هام زیاده تو هفته اخر هم دیگ جایی نمیرم جز خرید و کارا برا روز زایمان دیگ امن اون موقع برام
بعدش مامانم قراره ده روز بیاد خونم چون بچه اولمه بلد نیستم واقعا
مامانم میگه تا چهل روزش بشه بعد این ده روز بازم باید بیای خونم هرچی میگم مامان من تازه عروسی کردم دو ماه خونه خودم بودم فقط بعدش همش اینجام میخام برم خونه خودم باشم پیش شوهرم خدانکرده اون موقع شوهرمم کلافع میشه نمیشه این همه من دیگه ازدواج کردم میگه نه تو بایددددد بیاییی حتما خونم 😑😑😑😐
دلم نمیخاد واقعا میخام با بچم خونم باشم خسته شدم 9 ماه خونه مامانم هیچی از زندگی مشترک نفهمیدیم منو شوهرم شوهرمم بنده خدا مجبوره دیگ به خاطر جون منو بچم بسازع ولی بعذش دیگ قبول نمیکنه مامانمم فک میکنه هنوز دختر تو خونم باید بگم چشم
دلمم نمیخاد ناراحتی پیش بیاد ولی واقعا شوهرم و زندگیم اون موقع مهم تره نمیخام بحثی پیش بیاد واقعا بین خودمو شوهرم خدانکرده

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری سونوگرافی سونوگرافی