۱۷ پاسخ

نه بابا
چقدر حساس
بارداری قبلیم ۳۲بودم همیشه هم بیرون خرید درحال حرکت رانندگی کردن
پله بالا پایین می‌کردم اتفاقی هم نیوفتاد بچه چهل هفته دنیا اومد

ببین همش اینترنتی بخر، منم همین کار کردم

مامان دوقلوهای؟
خیلی مراقبُ باش لباس هم میخری حتی شده دقیقه نود برات اطرافیان برن خرید .
ولی مهم اینه بچه رو توی دلت سالم نگه داری

صبا جان خودت و اذیت نکن، یه مغازه نزدیک تو کرج پیدا کن، برو چندتا تیکه بخر واسه روحیتم خوب، فعلا یک ماه و اجاره کنید انشالله تموم میشه این شرایط.

۳۴ سرویکس کمی نیست
برای من ۳۱ بود تو آنومالی
هم پزشک سونوگرافی که خودش هم‌زنان و پریناتولوژیست بود هم پزشک خودم گفتن مشکلی نداره
و هفته ۲۴ سرویکسم شد ۳۸

۳۴ که خیلی خوبه تو ۲۹ هفته

من ۳۰ بودم انومالی دکتر متخصص گفت طبیعیه استراحت مطلق نداد

۳۴ ک خیلی خوبه من ۳۲ بودم محدودیتی نداشتم

اینقد سخت نگیر من ۳۳ هم بود بازم بهم استراحت ندادن مخصوصن تو هفته شما که هعی میره جلو اون کلن میاد پایین دیگ

حالا تا مارفتیم باردار شدیم زمین و زمان بهم ریخت
حق داری خیلی گرونه و سخت

خانمابنظرتون اسم هاناقشنگتره یاهایلین

من لباس هارو سفارش دادم گرفتم
واسه چیزای حضوری ک باید بری هزینه اش کنار بزار. دیگه می‌خری بهتر شدی
منم سرویکس پایین بود استراحت و شیاف دیگه خوب شد
بچه ات مهم تر از لباسع

من ۲۸ هفته ۳۴ بود ولی در اون حد دکتر مطلق نداده در حد پله وکار سنگین و سرپا زیاد نباشم

ای بابا چه شرایط سختی
الهی خدا نگهدارتون باشه و خونه مناسب گیرتون بیاد عزیزم

طول سرویکس ت خوبه ک😐

منم سیروکسم 34 ینی کمه؟

جنسیت کوچولوت چیه عزیزم؟؟

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا🌺اهورا مامان هدیه خدا🌺اهورا روزهای ابتدایی تولد
مغزم نمیکشه چیزی ببینم و بخونم - می یام‌اینجا؛ همه هفته آخرند ؛ توی یک اتاق خونه خالم اکثرا دراز میکشم حوصله م سر رفته ؛ حوصله م نمیگیره قرآن و کتاب بخونم
خسته م و خونه م رو میخوام 😞ناشکر نیستم همین هم الهی هزار بار شکر
اما من که دو بار از دست دادن جنین از بهمن ۱۴۰۲ تا فروردین ۱۴۰۴ تجربه کردم
از آبان ۱۴۰۳ تا الان یعنی ۱۶ ماه ۱۱ ماهش باردار بودم و هنوز دو ماه دیگه مونده و افتادم وسط این روزها
واقعا روانم نمیکشه
مامانم به خاطر من پاش شکست
دو ماهه توی گچ ه هنوز جوش نخورده
قرص کلسیم خورده سنگ کلیه ۸ میلی متری گرفته
خونه مامانم وسط فاطمی
خونه خودم کنار انرژی… می
نمیتونم برگردم تهران
روانم پر از ترسه
برادرم هفته ای یکی دو بار من جون به لب میکنه از استرس که بره وسط تهران و برگرده
سه ماه پیشم ک پسر داییم برای همیشه از بین مون رفت
دیگه واقعا خستم
جنین اولم به خاطر استرس محل کارم از دست دادم
جنین دوم هم دکتر گفت به خاطر استرس شغلیت تخمکت خوب تقسیم نشد
من ناشکر نیستم اما خسته م
همش هراسم نکنه اتفاقی بیفته این دو ماه
فقط خدا رو دارم و توکل کردمه