بالاخره توی چهل هفته و ۵ روز بدون هیچ علائم و دردی بدون هیج نشونه زایمانی روز یکشنبه ۱۷ ام که برای چکاب و نوار قلب رفته بودم بستری شدم ساعت یک ظهر بستری شدم ساعت هفت و نیم شب با سوزن فشار که بهم زدن دردام شروع شد و تا ساعت ۱۱ ظهر فردا درد کشیدم خیلی درد وحشت ناکی بود غیر قابل تحمل ولی تند تند همونجا توی زایشگاه روی توپ ورزش کردم پیاده رفتم سجده و هر ورزشی که گفتن انجام دادم ماما خیلی تلاش کرد حتی کیسه آب هم پاره شد ولی سر بچه پشت دهانه رحم نبود و میگفتن بچه خیلی بالا هست و پایین نمیاد خلاصه بعد از تحمل ۱۸ ساعت درد زایمان طبیعی حس کردم بچه مدفوع کردن یه چیز سبز رنگ همراه با آب ازم خارج شد خیلی ترسیدم خواهش کردم سزارینم کنند و در نهایت رفتم اتاق عمل از درد زیاد بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم وقتی بهوش اومدم توی تریاژ بودم و بچه به دنیا اومده بود کاش از اول سزارین شده بودم درد با سوزن فشار خیلی غیر قابل تحمل هست سعی کنید درداتون شروع بشه بعد برید بیمارستان درد طبیعی خیلی بد نیست اما سوزن فشار بهت درد کاذب غیر قابل تحمل میده 🥲

۹ پاسخ

سلام عزیزم قدم نو رسیده مبارک خودت گفتی سزارین کنن یا دکتر گفت ؟
چون منم ۴۰هفته و یه روزمه میخام برم معاینه میترسم آمپول زور بزنن بهم
اگه خودم بگم میخام سزارین بشم قبول میکنن؟؟؟

آخی عزیزم چقد سختی کشیدی

وای چقدر سخت من هفته 40هستم وهیچ علائم بارداری ندارم
دوست دارم طبیعی زایمان کنم

حتی دهانه رحمم تا ۸ سانت باز شد ولی هیچ فایده نداشت و به دنیا نیومد کلی هم دو نفر شدن شکمم فشار دادن که بچه بیاد پایین اما فایده نداشت

وااای دقیقا منم همینجوری بودم،بهم سوزن فشار زدن ۱۲ ساعت درد کشیدم اخر با تهدید و جیغ و داد منو بردن سزارین

الهی درکت می‌کنم خیلی سخته من بعد ۱۴ ساعت درد کشیدن سزارین اورژانسی شدم

چقد سخت عزیزم ..
منم ترسم همینه دردام شروع نشه 😥😥

بلاخره بچه مدفوع کرده بود یا ن. ؟؟

عزیزم چقدرسخت بوده برات...خداروشکر کع نی نی سالم و سلامت ب دنیااومد..مواظب خودت باش و ب خودت برس❤️🥲

سوال های مرتبط

مامان ماهورا مامان ماهورا ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
سلام مامانا
من سه شنبه صبح رفتم بیمارستان که بگم ۴۰ هفته‌م تموم شده کی بستری میکنن..اونا اصرار داشتن که تا پایان ۴۱ باید صبر کنم..ولی من خیلی کلافه و خسته شده بودم از همه تلاش‌هایی که کردم..آشنا پیدا کردیم گفتن بستری میکنن..دیگه ساعت ۱۰ و نیم صبح با دهانه رحم ۲ سانت و بدون درد بستری شدم.گفتن باید بشم ۳ سانت تا سوزن فشار بزنن..هر ۴ ساعت بهم قرص زیرزبونی دادن خیلی خسته کننده بود چون بیکار بودم و مجبور بودم روی تخت بمونم ۱۲ ساعت طول کشید و واقعا کلافه کننده بود تو یک اتاق تک و تنها و بیکار..
بالاخره ساعت ۱۱ شب شدم سه سانت ولی تو معاینه ها میگفتن لگن عالیه دهانه رحم عالیه و این بهم انگیزه میداد.این بین یذرره درد پریددی خفیف هم داشتن بخاطر قرصا
خلاصه ساعت ۱۱ امپول فشار تو سرم شروع شد..ساعت ۱۱ونیم کیسه آبم خود به خود پاره شد و من‌همچنان درد خیلی خفیف داشتم...ساعت ۱۲ یک هووویی دردام شروع شد و شدییید دقیقا هر ۱ دقیقه میگرفتن..اولش به روم نیاوردم انرژیم حفظ کردم نفس عمیق میکشیدم.ولی خیلی خیلی غیرقابل تحمل بود واقعا بدون درد رفتن و امپول فشار رو به کسی پیشنهاد نمیدم..
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۷ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔
مامان حسنا مامان حسنا ۹ ماهگی
مامان آقا شاهان👶 مامان آقا شاهان👶 روزهای ابتدایی تولد
خانومای گل من زایمان طبیعی کردم و خوب نبود اصلا
ساعت ۱۲ بدون درد با دهانه رحم ۱ فینگر بستری شدم قرص زیر زبونی گذاشتن دل درد پریودی گرفتم تا ۷نیم خوب بود دردام، درد زیاد داشتم که دستگاه نشون میداد ولی آستانه تحمل دردم بالا بود ساعت ۷ نیم مامای بعدی که اومد دهانه رحمم رو چک کرد و کیسه آب رو سوراخ کرد با دهانه ۳ سانت دیدن بچه مدفوع کرده و دردام غیر قابل تحمل شد و آماده‌م کردن واسه سزارین و سوند وصل کردن دکترم دیرتر اومد و بهم فشار و زور میومد میگفتن فقط زور شدید بزن که نری سزارین چون فول شدی و بچه سرش بالا بود میگفتن فقط زور بزن ک سرش بیاد پایین، خیلی درد زیادی داشتم و خیلی بهم زور و فشار میومد(فک کنم آمپول فشار به سرم زدن)
رفتم اتاق زایمان و با زور شدید و جر خوردن و به شکمم فشار میاوردن که بچه بیاد پایین، شکمم شدید درد میکرد فقط زور میزدم بچه اومد و واسه بخیه نمیدونم به سرم چی زدن که هیچی نفهمیدم و تو هپروت بودم و از یک تونل رد شدم تا دوساعت هیچی نمی‌فهمیدم و گیج بودم و بهم اکسيژن نمیدونم زده بودن یک ماسکی رو دهنم بودکه کم کم به هوش اومدم و نمی‌فهمیدم دکتر و پرستارا چی میگفتن منگ بودم
میگفتن دارو بهت نساخته و خونریزی داشتم و داخل رحمم باند گذاشتن دقیق نمیدونم چیکار شدم و بهم دقیق چیزی نگفتن
ولی با همه‌ی این دردا بچه ک میاد تموم میشه و تا حدودی قابل تحمل میشه
ولی خیلی واژن و مقعدم به شدت درد میکنه
اینم از تجربه زایمان من تو ۳۹ هفته ۵ روز
مامان حسین مامان حسین ۲ ماهگی
سلام . اومدم تجربه زایمانمو بگم براتون خیلی خلاصه وار . من طبیعی زایمان کردم 38هفته و 1 روز دکترم ختم بارداری داد 1 اردیبهشت صبح زود رفتم بیمارستان . تا ساعت 10ونیم کارای بستری رو انجام دادیم و بستری شدم . همون لحظه نوار قلب و معاینه و کلی سرم آوردن وصل کردن ولی آمپول فشار نزدن . معاینه شدم گفتن 1 سانتی . هر یک ساعت معاینه تا دردم خیلی کم شروع شد تا ساعت 3 تحمل کردم و بعد ماما همراهم اومد توی همون یک سانت شروع کردیم به ورزش های و اسکات زدن تا ساعت 8 که تایم ماما تموم شد من 5 سانت شدم اون لحظه سرم فشار و وصل کردن آما خیلی خیلی کم چون من درد داشتم ولی با تکنیک تنفسی و ورزش کنترلش میکردم و زایاد سخت نبود. ماما که رفت .و ماما های کشیک اومدن .بهم گفتن نشین بلند شو ورزش دردام تند شده بود ولی بازم تحمل کردم و ورزش میکردم معاینه شدم 6 سانت .لحظه شروع درد من اسکات میزدم و نفس عمیق میکشیدم بعد رفتم رو تخت و سه تا سجده زدم یهو از 6 سانت توی یک ساعت فول شدم و زایمان کردم . خلاصه که کسایی که زایمان طبیعی دارید اصلا استرس نگیرید و حتما ماما همراه بگیرید و اصلا نخوابید فقط ورزش کنید تا روند زایمانتون انشاالله زودتر اتفاق بیوفته. و در آخر آرزوی سلامتی برای همه مامانا و نی نی های تو راهیتون. شماهم دعا کنید نینی منم زودتر ترخیص بشه بچم بخش مراقبت های ویژست🤍❤️