۱۱ پاسخ

بچه ادم اولویت اول زندگی ادمه ادم نباید بخاطر ناراحتی بقیه پا بزاره رو سلامت و ارامش بچش از الان میختو بکوب تا بدونن نباید تو تربیتت دخالت کنن

ای بابا درد مشترک همه‌ست این خانواده شوهر
هر کدوم به نحوی باید دهنت و سرویس کنن

عزیزم اولا اشتباه کردی تنها رفتی
دوما خودت باید حدودت رو مشخص کنی
از الان بخوای به سازشون برقصی ، بعدا دخالت های بزرگتری میکنن
بگو دکترش گفته خطرناکه نبات، من نمیدم
گذاشتن گهواره برو بردارش یا خودت شروع کن اروم تاب دادن بگو اینجوری تاب بدید
خودت بهشون یاد بده

بچه شماست، شما اختیارش رو دارین، اگر مخالف رفتارهاشون هستین باید جلوش رو بگیرین

چیزیش نمیشه اونا کلی بچه با همین روش بزرگ کردن.اعصاب خودتو خرد نکن.استرس داشته باشی بچه هم استرسی میشه بیشتر بد قلقی میکنه اونا بیشتر انگولکش میکنن.هرچی هم گفتن بگو آره درسته ولی کار خودتو بکن می‌فهمن حرفشون اهمیت نداره

ببین مادرشوهره منم‌میگف شیر خشک نده
یبار شوهرم با باباش تلفنی صحبت میکردن ، شوهرم گف شیر خشک میخوره همتا
بعدش پدرشوهرومادر شوهرم اومدن خونمون گفتن تو برایچی شیرخشک میدی معده‌ی بچرو از الان داغون می‌کنی منم اونجا هیچی نگفتم
فرداش عصر رفتیم خونشون
همتا هم گریه میکرد منم خیلی ریلکس پاشدم آبجوش برداشتم شیر درس کردم تو شیشه ریختم دادم‌دهن بچم خورد اونام هیچییی نگفتن
یا یبار مادر شوهرم روغن زرد کشید به سر بچم ، مثلا پوسته هاش خوب بشه
بچم‌زردی داشت ولی کم فرداش زردیش خیلیییی زیاد شد بردیم دکتر دستگاه کرایه کردیم
باز روزه بعد زنگ زد که روغن زرد بکش به نافش بزار نافش زود بیوفته
همینو تو ده دقیقه چن بارررر زنگ زد که روغن کشیدی
اخر منم برداشتم گفتم همون یبار که روغن زرد کشیدی به سر بچم زردیش زیاد شد همون بسه من دیگه روغن موغن نمیزنم به جاییش

عزیزم ازالان تااخر عمر این حرف من تو گوشکت بمونه.

سر بچت باهیچ احدی باهیچ کسی حتی مادرت حتی همسرت تعارف و رو دربایسی نداشته باش.

اصلا نیاز ب جنگ و دعواواخم وتخم نیست.کاملا آگاهانه باتوضیحات حرفات و بگو.
تومادری اگرخدای نکرده مشگلی پیش بیادعذابش برای توعه

درراجب نبات بگو دکترگفته علم جدید تاقبل یکسالگی ندید بچرو کمامیبره
راجب گهوارم بگو من نیاز ندارم جمعش کنیم بزرگتر شد بعدا استفاده میکینم.
خودتم بچرو ازخودت دور نکن بغلت وکنارت نگه دار
دوباربگی دیگ تکرارنمیکنن

بعدم نوزاد انقدری، جاش عوض میشه بی قرار میشه
من هربار رفتم خونه مادرشوهرم یا جای دیگه ، پشیمون شدم.نمیتونه بخوابه، کلافه میشه بچم

عزیزم وقتی اخلاقشونو میدونی میخوان اذیت کنن چرا رفتی موندی انجا

عزیزم سر بچت تعارف نکن باهاشون چند روز دیگه برگردی خودت اذییت میشی بدون تعارف بهشون حرفتو بزن

چرا رفتی خب.صبر میکردی با شوهرت می‌رفتی
میگفتی من با بچه سختمه دست تنها باشم،صبر میکنم باهم بریم

سوال های مرتبط

مامان کوروش کبیر🤴 مامان کوروش کبیر🤴 روزهای ابتدایی تولد
به این پی بردم بچه رو هر جور عادت بدی اونجوری بزرگ میشه ،از روز اول که دختر بچه رو بغلی کرد ،الان نمیشه گذاشتش زمین زمینو و زمانو بهم میدوزه ،از اونور سر شیر خشک با شوهرم درگیرم هی میگه شبا شیر خشک بده ،برای راحتی خودت ،منم میگم شیر خشک نمیدم 😂 عین بچه ها لج ولجبازی ،منم گفتم پس من کلن شیر خودمو نمیدم شیر خشک هم خودت درست کن بده من میخوابم 😂 از اونور مامانم هی میگه بچه لای پاش سوخته واسه همین گریه میکنه ،بچه رو باز بزار ،میگم مادر من باز بزارم عادت میکنه دیگه نمیشه جایی رفت ،یا یکم بزرگتر شد چهار دسته پا رفت همه جا رو به گند میکشع الان کوچیکه نمیتونه تکون بخوره ،یا بچه یکم گریه میکنه میگه حتما شیرت کمه سیر نمیشه پاشو شیر خشک بده، از اونور به دخترم میگم انقد نبوس بچه رو سیستم ایمنی بچه ضعیفه خدایی نکرده مریض میشه اصلن انگار به دیوار میگم ،سر بچه ی اول تنها بودم راحت هیشکی نبود دخالت کنه ،الان سر این از یه طرف اینا از یه طرف کمبود خواب روانم بهم ریخته😫😫🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ یعنی اینا منو عمودی و افقی ...اییدن