۱۱ پاسخ

من مرتبط با سوال خودتون پاسخ میدم ن نظر شخصی
شما ک عزیزم همه اینا رو انجام میدی همون امام علی گفتن ک بچه ها خودتون رو مجبور نکنین مث خودتون رفتار کنن چون تو زمانی غیر از زمان شما افریده شدن
بچه های این نسل با نسل قبل خیلی فرق دارن از هر لحاظ
پدر و مادر وظیفه تربیت و رشدش رو ب عهده دارن نه تحمیل عقاید شما اموزش رو دادیذ دیگ پذیرش و عدم پذیرش رو بذارید با خودش
این موضوعی نیست ک باعث لطمه ب بقیه شه
تو زندگی و تربیت بیشتر سعی کنیم حتی خودم ک انسانیت و مهربانی رو یادشون بدیم ک بعد باعث اسیب تو جامعه نشن

اگه خوشش نمیاد بهش تحمیل نکن
اخه روضه و مسجد و اذان برای بچه جذابیتی نداره
مجر اینکه تو روضه و مسجد دوست داشته باشه ک حسابی شیطونی کنه بش خوش بگذره

حالا پسر من بر خلاف من علاقه ب نماز داره چون تو پیش بهش یاد دادن و باباشم میخونه
اما مسجد و روضه نرفته

اجبار نکن که گوش کنه یا اگه کانال و عوض می‌کنه دعوا نکن
لا اکراه فی الدین

هر چی بیشتر اجبارش کنی بیشتر بدش میاد اصلا اهمیت نده نیاد ولش کن

خب چرا مجبورش میکنی؟منم مامانم خیلی مذهبیه ولی من دقیقا برعکسشم.الان دیگه کدوم بچه ای حرف زور تو کتش رفته که اینا بره؟😄

پسرمنم اصلا خوشش نمیادمنم وادارش نمیکنم

پسرمنم دوست نداره چون عربیه درکی ازش نداره و نمیفهمه هنوز

دختر منم خوشش نمیاد

پسر من از قرآن و نماز خوشش میاد با اینکه اهلش نیستم ولی جالبه اون دوست داره...ولی از مراسم روضه خوشش نمیاد و طبیعی که خوشش نیاد چون غمگین میخونند و منم نمیبرم چون جای بچه تو چنین فضایی نیست از دید من... ولی چندباری شده اتفاقی رفتیم سر مزار مادرشوهرم برای کسی داشتند روضه میخوندند و شنیده باشه و واکنشش این بود که اصلا کارخوبی نمیکنند چرا میخواند مارو غمگین کنند و اشکمونو در بیارند وقتی اینطوری میخونه دلم میخواد گریه کنم و حالم بد میشه و وقتی کسی مارو ناراحت میکنه یعنی کارش بده....و منطقی بود واقعا.منظورش بود خانواده عزا دار خودش غمگین هست میای بیشتر تیشه میزنی به قلبش حالشو بدتر میکنی جای اینکه حرفای امید دهنده و آرامش بخش بزنی صرفا برای اینکه سوزشو بیشتر کنی طرف گریه کنه....من هیچی نگفتم واقعا و دیدم حق داره....

سلام نه بچه های من ک اینطور نیستن..سعی کن زندگی امام حسین و کربلا و حضرت علی اصغر رو به صورت قصه براش بگی

نه دختر من نیست
ولی پسر خواهر شوهر منم همین بود اون اینجور جاها میرفت فقط گریه میکرد
بعد یکی فوت هم میکرد حتی درجه یک
اینا میرفتن این گریه میکرد
مادرش اینو می‌برد بیرون
چون اگه داخل اونجا بود فقط گریه میکرد ک بریم

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی